رشت گمشده در مجسمه ونمادهای بی‌هویت؛

موزه‌ای به وسعت یک شهر

0 ۱۵

امروزه نبود گرافیک شهری مناسب و بی‌توجهی به زیباسازی، به یکی از معضلات رایج در بیشتر شهرها تبدیل شده است. گرافیک شهری تنها به نصب المان‌های عجیب، بی‌هویت و غول‌پیکر محدود نمی‌شود بلکه هدف اصلی آن، خلق تجربه‌ای هنری و ماندگار در ذهن شهروندان و گردشگران است.

 

چنین رویکردی شهرها را سرزبان می‌اندازد و هویتشان را به دیگران نشان می‌دهد. در این صورت، شهر رنگ و بویی خاص می‌یابد و همچون موزه‌ای زنده در دل خیابان‌ها مردم را با تاریخ، فرهنگ و هنر خود آشنا می‌کند.

 

حال بیایید این مساله را در شهری بررسی کنیم که این روزها گردشگران بسیاری را به سوی خود می‌کشاند: رشت، شهر باران‌های نقره‌ای. شهری که باران، درختان، خانه‌های قدیمی و کوچه‌هایش جزیی از هویت بصری آن به شمار می‌آیند، اما گرافیک شهری آن‌چنان که باید، روح همیشه‌زنده‌اش را روایت نمی‌کند.

 

در واقع می‌توان چنین بیان کرد که رشت در میان المان‌های بزرگ و مجسمه‌های بی‌هویت گم شده است؛ به‌گونه‌ای که تنها ساختار شهری ماشینی را به خود گرفته و دیوارها و فضاهای شهری‌اش بی‌روح گشته‌اند.

این شهر با پیشینه فرهنگی غنی خود می‌تواند تجربه‌هایی منحصربه‌فرد برای شهروندان و گردشگران بیافریند؛ ترکیبی از رنگ‌های زنده و شاد در فضاهای شهری، همراه با طرح‌هایی که با فرهنگ بومی شهر هماهنگ هستند. این طرح‌ها می‌توانندشامل نقوش ‌محلی،توپوگرافی منطقه و حتی داستان‌های مشهور رشت باشند. اگر این ویژگی‌ها در کنار داشته‌هایی مانند ثبت یونسکو (به عنوان شهر خلاق غذا) و نیز بنای تاریخی شهرداری رشت (که به تنهایی گردشگر جذب می‌کند) قرار گیرند، به محرکی قوی برای رونق گردشگری تبدیل خواهند شد. افزون بر این، خانه‌ها و حمام‌های قدیمی رشت که هر یک در بافت خود نقوشی نفیس دارند که گنجینه‌ای از داستان‌های گذشته این شهر کهن هستند.

 

وجود محله‌های قدیمی با تاریخچه‌های متفاوت که پشت هر کدام داستانی نهفته است رشت را به شهری مستعد برای گردشگری هنری تبدیل کرده است. برای نمونه، می‌توان در خیابان‌های قدیمی پیرامون شهرداری رشت، گرافیک‌های جذاب و کاربردی طراحی کرد. همچنین در محله‌هایی مانند ساغری‌سازان و پیرسرا، در کنار حفظ بافت تاریخی، می‌توان از المان‌هایی بهره برد که هر کدام روایتگر هویت همان محله باشند.

 

گرافیک شهری فقط کشیدن طرح بر دیوار یا کف نیست؛ بلکه ایجاد حس دلبستگی به مکانی است که روزگاری داستان‌هایی داشته است. مکانی که انسان با ورود به آن، خود را در دل تاریخ حس می‌کند؛ به‌گونه‌ای که همه حواس‌ پنجگانه‌اش درگیر می‌شود. برای نمونه، می‌توان در هر محله، کنار دیوارنگاره‌های تاریخی، موسیقی گیلانی نیز پخش کرد.

 

همچنین با قراردادن QR Code در کنار دیوارنگاره‌ها یا المان‌ها، شهروندان و گردشگران می‌توانند با شنیدن روایت تاریخی یا موسیقی متناسب با آن فضا، تصویری شفاف‌تر و عمیق‌تر از آن را در ذهن خود بسازند؛ درست مانند تونلی زمانی که انسان با تمام حواس پنج‌گانه از آن عبور می‌کند.

 

این در حالی است که امروزه نه تنها زیباسازی و گرافیک شهری به المان‌های مدرن محدود نمی‌شود، بلکه همین المان‌ها نیز بدون هویت و روح و بدون هیچ برنامه‌ای می‌توانند خود معضلی برای شهر باشند. در این شرایط، با در نظر گرفتن کف‌سازی، دیوارنگاره‌ها و طرح‌هایی متناسب با هویت شهر، می‌توان تاریخچه و هویت و زنده بودن شهر را به مردم آن نشان داد. این ظرفیت در خیابان‌های ساده رشت به وضوح دیده می‌شود؛ می‌توان با نقوش گرافیکی، خیابان‌ها را به نمایشگاهی شهری تبدیل کرد.

 

سال‌هاست از پتانسیل رشت برای تبدیل شدن به فضایی هنری و پویا سخن می‌گوییم، اما عملی شدن این ایده‌ها نیازمند همراهی مسوولان و حمایت از طرح‌های نسل جوان است. اگر همه دست به دست هم دهند، با ایده‌هایی جذاب و مدرن  اما وفادار به هویت بومی  می‌توان رشت را به شهری هنری و موفق بدل کرد.

 

بیایید بپذیریم گرافیک شهری فقط نصب چند مجسمه یا بنر مناسبتی نیست؛ بلکه طراحی احساسی و کاربردی فضاهاست. رشت می‌تواند با تلفیق تاریخ، فرهنگ بومی و طراحی معاصر به شهری تبدیل شود که خیابان‌هایش حافظه هنر و فرهنگ هستند و کوچه‌هایش قصه می‌گویند؛ هویتی زنده، نه یک هویت مرده.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.