شصت روز پس از آتش‌سوزی بازار رشت؛

وعده‌های بی سرانجام؛ دست های بازار خالی ماند

0 ۱۹

دو ماه پس از آتش‌سوزی بازار رشت، اندک امیدی هم اگر به بازار شب عید بود در ناامیدی و سوگواری مردمان شهر در فراق جوانانشان کمرنگ شد و در آغاز جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران رنگ باخت. اما در کنار این‌ها وعده‌های زمین مانده‌ ادارات، بانک‌ها و بیمه ها آزاردهنده تر بود.

 

ذات بازار محافظه کاری و نجابت است. چندانکه در هیچ برهه‌ای از تاریخ، به تجمع و فریاد مشتاق نبود. چه آنکه، فریاد و بلوا در بازار اعتبار نمی‌آورد. سکوت است که اعتبار دارد. اینجا معرکه بورس نیست که فریاد بزنید. وعده اولیه دولت با شناخت نسبی از بازار اختصاص مغازه، پیگیری بیمه و تسهیلات ارزان قیمت بود.

 

اولی با اشاره به اختصاص مکانی دور از بازار عملا رنگ باخت. آنقدر دور و آنقدر تبلیغاتی که صرفا بدرد تبلیغات برای مجتمعی که شصت درصد بخشودگی عوارض داشت می‌خورد. معرفی مجتمع آدینه، عملا وقف روغن ریخته برای امامزاده بود. آن هم در شرایطی که بخشودگی عوارض این مجتمع هنوز محل مناقشه است. آنچنانکه نه رسانه‌ها قانع شده‌اند و نه شورای شهر و فرمانداری پاسخی برای این خاصه خرجی دارند.

 

به دومی جلوتر خواهیم پرداخت. اما سومی هم جز برخی بانک‌های خصوصی و آن هم به اعتبار ارتباط رییس امور شعب استان و گردش مالی مشتری و نرخ سود ۲۳ درصد، عملا نه تنها وام ارزانی نبود، بلکه تسهیل کننده هم نبود. وام چهارصد میلیونی با بازپرداخت شصت ماهه، برای بازاری ۷۵۰ میلیون آب می‌خورَد. آن هم تنها بانکی که در آن حساب، اعتبار و گردش مالی داشته باشید و نه بانک‌های دولتی و نه کمک بلاعوض و نه تسهیلات ارزان قیمت و نه برای همه بازاریان و حتی نه با دوره تنفس.

 

بانک ملت در این میان هم در پرداخت تسهیلات همراهی کرد و هم در بازگشایی شعبه قدیمی خود در بازار همراهی کرد‌. شعبه‌ای که در سرای گلشن و پس از خصوصی شدن بانک، تعطیل شده بود بدلیل آسیب شعب اطراف، فردای آتش‌سوزی تجهیز و راه‌اندازی شد تا دست کم، بخشی از کارهای بانکی بازاریان زمین نماند.

 

و اما ـ دوم ـ بیمه و بازسازی مغازه‌ها. بقول یکی از صاحبان مغازه، برنامه تنها ساخت است و از کمک مالی چندان خبری نیست. مشکل اصلی بازاریان، نقدینگی است وگرنه در کشاکش مالک زمین و مالک سرقفلی، بهرحال بازسازی چه با مجوز چه بی مجوز در حال انجام است و در نهایت شهرداری چه با جریمه چه بدون جریمه عوارض خواهد گرفت. عملا تفاهمی حاصل نشد که بازار کمی زیبنده تر بازسازی شود. نه بین مالک زمین و سرقفلی و نه بین صاحبان مغازه و میراث فرهنگی و نه بین میراث فرهنگی و استانداری!

 

بیمه هم که پس از تشکیل پرونده اولیه و دریافت مستندات، هرروز یک ساز کوک کرد. در شرایطی که مالکان و صاحبان خسارت دیده آتش‌سوزی‌هایی نظیر ساختمان پلاسکو و بندر شهید رجایی، در کمتر از یک هفته، حتی شده علی‌الحساب، مبلغی دریافت کردند، در گیلان همانند اغلب ادارات که بودجه سالانه را جهت خوش خدمتی برای مرکز، خرج نکرده باز می‌گردانند، بیمه نیز متقبل هیچ تاوانی نمی‌‌شود. از بیمه‌های ایران، آسیا، البرز، کوثر و سامان بعنوان بیمه‌گران اصلی بازار نام برده می‌شود.

 

بیمه‌هایی که یک روز عدم شمول گزینه «اغتشاشات» را در بیمه نامه ها بهانه می‌کنند، یک روز به پایان سال و فقدان بودجه کافی و اخیرا فشار بیمه‌های خصوصی را. این آخری از همه جالب‌تر است. شایعاتی مطرح است که غول‌های بیمه دولتی بدلیل فشار بیمه‌های خصوصی که توان مالی تاوان آتش‌سوزی را ندارند، از پرداخت خسارت خودداری می‌کنند تا به اعتبار بیمه‌های خصوصی خدشه وارد نشود.

 

شایعه پررنگ است اما امیدوارم فقط شایعه باشد. بازسازی بازار در آتش‌سوزی های تاریخی بازار رشت در دوره قاجار نظیر آتش‌سوزی سال های ۱۲۶۴ ،۱۲۹۱ و ۱۲۹۹، بدون وجود نهاد شهرداری، استانداری،  بیمه و بدون حتی پرداخت تسهیلات بانک نیز، همینقدر طولانی می‌شد که دارد می‌شود. انگار نهاد بازار می‌بایست به اعتبار وجهه و سرمایه خود، مالباختگی  و زیان خویش را جبران کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.