سرمستی‌هایی که بی پاسخ نخواهد ماند؛

از نپال تا تالش…!

0 ۴

نیما فریدمجتهدی-سمانه نگاه/ تصاویر هولناک سیلاب ناگهانی کوهستانی در نپال و وقوع برخی‌از پدیده‌های ژئومورفولوژیکی کوهستان در رشته‌کوه‌های تالش که طی سالهای اخیر برای اولین‌بار با تلفات انسانی رخ داد، نشانه‌ها و هشدارهایی برای گیلان است.

 

استانی که علی‌رغم کوهستانی بودن و سیطره  قابلِ توجه شیب بر جغرافیای آن عملا مناطق بالادست آن در طرح‌های توسعه‌ای همچنان محروم هستند. متاسفانه اندک توجه‌ای که در سال‌های اخیر به این مناطق شده و رنگ و روی به اصطلاح توسعه را نشان می‌دهد بحث ساخت‌وسازهای خانه‌های دوم و گردشگری طبیعت محور است که خود نیامده منجر به اضافه شدن چالش‌های محیط‌زیستی در منطقه شده‌است.

 

به هر روی، تلفیق شرایط گرمایش جهانی و تغییر آب‌وهوا با رفتار نامتناسب با پتانسیل مناطق کوهستانی که ظرفیت خطرپذیری را افزایش می‌دهد؛ نیازمند توجه ویژه به این مناطق است.

 

رویدادهای مانند سیل نپال نه کم‌سابقه است و نه بی‌سابقه، شاید اگر در سیل سال 77 ماسوله، دسترسی به دوربین‌های ثبت تصاویر و فضای رسانه‌ای مناسب بود (نه حتی به اندازه امروز فراگیر)، تجربه‌های ما در حد خود، کم از سیل نپال نداشت

 

رویدادهای مانند سیل نپال نه کم‌سابقه است و نه بی‌سابقه، شاید اگر در سیل سال 77 ماسوله، دسترسی به دوربین‌های ثبت تصاویر و فضای رسانه‌ای مناسب بود (نه حتی به اندازه امروز فراگیر)، تجربه‌های ما در حد خود، کم از سیل نپال نداشت. برحسب این انتظار که از سال 77 تا 1405، شرایط محیط زیستی روند تنزلی مستمر و تشدید شده‌ای را پشت سر گذاشته است.

 

رخداد بهمن مرگبار در سال  1398 رشته‌رود و همچنین جریان مواد مرگبار در ارتفاعات رشته‌کوه‌های تالش نشان از شکل گیری رخدادهای مخاطرات جدید در استان در واکنش به تخریب محیط‌زیست و تغییر آب‌وهوا است.

 

بدین روی، نباید فراموش کنیم هرگونه سرمایه‌گذاری در پایین‌دست و بالادست نیازمند توجه و اقدام عملی در بالادست است، فراموشی و ندانم‌کاری در توسعه یکپارچه مناطق بالادست در همراهی با بهره‌برداری بی‌ضابطه منجر به خسارات جبران‌ناپذیری به پیکر نحیف توسعه گیلان می‌شود.

کوهستان، منبعی از نعمت و بستری برای مخاطره!

گیلان سرزمینی کوهستانی است و این شاید در تجمع شهرها و جمعیت آن ملموس نباشد. اما نگاهی به مساحت مناطق بالای 100 متر نشان از مساحت 70 درصدی این عارضه جغرافیایی در گیلان است.

درست است که جمعیت ساکن در مناطق کوهستانی گیلان تا مدتها به دلایل مختلف کم بود اما امروزه این معادله بهم خورده است. ظهور چند شهر در ارتفاعات گیلان گواه این امر است.

 

شهرهای دیلمان، جیرنده، بَره‌سَر. اما این افزایش تعداد شهرها تنها نشانه رجعت حتی فصلی و گذرا به مناطق کوهستانی گیلان نیست. کافی است به بسیاری از ییلاق‌های گیلان از حیران در شمالی‌ترین تا جیردشتان در شرقی‌ترین، سری بزنید و رشد قابل ِتوجه این سکونتگاه‌های انسانی را ببینید.

 

پدیده‌ای چون گرمایش جهانی و تغییر اقلیم در مناطق کوهستانی که منجر به تغییر رفتار جو و آب‌وهوا شده است، شرایط وقوع برخی از مخاطرات را که پیش از این درگیلان رخ نمی‌داده فراهم کرده است. این رویداد جهانی، امروزه با تخریب شدید محیط‌زیست کوهستان گیلان همراه شده است

 

سکونتگاه‌های که به هر قیمتی شده جاده‌های برایشان ساخته شده است. در نتیجه حجم قابلِ توجه جاده‌های کوهستانی، عمدتا بدون ضوابط‌، تیرهای برق، تاسیسات و حجم عظیمی جمعیت که نه تنها در فصل گرم بلکه در فصل سرد سال با توجه به تغییر ذایقه مردم به شکل همیشگی در کوهستان حضور دارند.

 

این جمعیت فارغ از تمامی مسافرینی است که به‌ویژه در فصل گرم سال در این مناطق هستند بسیار از راه‌های ارتباطی کوهستانی معروف گیلان در پرتو همین امر در آخر هفته دچار بار ترافیکی سنگین هستند.

 

اما تمامی این مقدمه به این دلیل بود که توضیح داده شود که با توجه به عامل شیب و این واقعیت که کوهستان عملا مستعد مخاطره است، انجام اقدامات نسنجیده بستر و پتانسیل مخاطره و در معرض بودن در کوهستان های گیلان به شدت افزایش داده است. این عامل با ‌توجه ‌به ضوابط محیط زیستی و عمرانی ریسک خسارت و تلفات را بیشتر کرده و به ناپایداری هرچه بیشتر کوهستان انجامیده است.

اما این تنها یک سوی ماجرای ناپایداری مناطق کوهستانی گیلان است سوی دیگر آن از هشدارهایی است که طبیعت گیلان در چند سال اخیر به ما می‌دهد.

بگذارید مثالی مشخص بزنیم؛ تا سال 1398 در فهرست مخاطره‌های طبیعی گیلان بصورت مستند خبری از بهمن نبود و یا حداقل بهمن تنها با‌توجه‌به مباحث خبری و بصورت نظری جزو مخاطره‌های گیلان معرفی می‌شد و بهمن‌های گیلان عمدتا منجر به تلفات جانی نمی‌شد به غیر از فوت یک کوهنورد گیلانی در سال 1391 در ارتفاعات ماسوله.

 

رخدادهای تخریبی بهمن در کوهستان هم به‌دلیلِ در دسترس نبودن این مناطق و راهکارهای سنتی جانمایی آبادی، منجر به این شد عموما  در روستاهای کوهستانی گیلان، رخداد بهمن، حداقل در بخش سکونتگاهی آن کمتر به چشم بخورد.

 

بافت روستاهای بومی که عموما از در معرض بهمن بودن، دور بودند تنها در روستای درّان تالش چند مورد بهمن گزارش شده است که اگر واقع بینانه به آن توجه شود خسارت به جای مانده باز در اثر توسعه اخیر آبادی به دامنه های بهمن خیز بوده است.

رخداد دیگری که توجه برانگیز و تامل برنگیز است رخداد پدیده جریان مواد مرگبار در سال 1399 بود که در روستای مریان در ارتفاعات تالش رخ داد. این پدیده هم عموما به شکل نظری مورد توجه محققان بود.

 

کوهستانهای گیلان درحال دادن هشدارهای پیاپی به ما مردمان پایین‌دست است؛ چه با وقوع رخدادهای جدید، چه با تلفاتی که قبلا وجود نداشت چه با فراوانی و شدت بیشتر پدیده‌ها و ما همچنان سرمست هستیم؛ سرمست تعریض جاده‌های جدید، سرمست مسیرهای مواصلاتی جدید، شهرک سازی و ویلاسازی

 

این وقایع نشان می‌دهد که پدیده‌ای چون گرمایش جهانی و تغییر اقلیم در مناطق کوهستانی که منجر به تغییر رفتار جو و آب‌وهوا شده است، شرایط وقوع برخی از مخاطرات را که پیش از این در گیلان رخ نمی‌داده فراهم کرده است. این رویداد جهانی امروزه با تخریب شدید محیط‌زیست کوهستان گیلان همراه شده است.

دو مولفه قدرتمند با ظهور پدیده‌های جدید در عرصه مخاطرات، هشداری مشخص می‌دهد. ترکیب این دو عامل، عملا می‌تواند چالش‌های جدیدی را در استان ایجاد کند. بستر شیب‌‌دار استان گیلان، علی‌رغم ارتفاع نه چندان زیاد کوههای آن، مستعد و منتظر هر خطای کوچکی است تا تاوانی بزرگ برای ما به ارمغان بیاورد. این هشدار های جدید همراه با تغییر رفتار پدیده‌های چون لغزش که آبادی های چون سوستان لاهیجان و لَلیم رانکوه نمونه‌های آن است.

 

کوهستانهای گیلان درحال دادن هشدارهای پیاپی به ما مردمان پایین‌دست است؛ چه با وقوع رخدادهای جدید، چه با تلفاتی که قبلا وجود نداشت چه با فراوانی و شدت بیشتر پدیده‌ها و ما همچنان سرمست هستیم؛ سرمست تعریض جاده‌های جدید، سرمست مسیرهای مواصلاتی جدید، شهرک سازی و ویلاسازی. برداشت ما از سهم کیک منابعمان بیشتر از چیزی است که باید باشد و این استمرار، ما را خواهد برد گاهی به شکل سیل، بهمن و گل و لای.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.