بازخوانی هویت گردشگری بندرانزلی؛

بندرِ فراموش‌شده

0 ۱۲

اگر به تغییر رفتار گردشگران در بندرانزلی نگاه کنیم، می‌بینیم که یک زمانی وقتی مسافری قصد سفر به انزلی را داشت، اولین سوالش این بود که «هتل چقدر با دریا فاصله دارد؟» اما امروز بخش قابل توجهی از این سوال به اینکه «هتل چقدر با منطقه آزاد فاصله دارد؟» تبدیل شده است.

 

این تغییر فقط یک تغییر در مقصد خرید یا محل اقامت نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه بخشی از هویت گردشگری شهر، یعنی همان هویت تاریخی، فرهنگی و دریایی انزلی، نیاز به بازنگری و بازتعریف دارد.

ما در شهر ظرفیت‌هایی داریم که برای تبدیل شدن به جاذبه گردشگری، لزوما به پروژه‌های بزرگ و هزینه‌های سنگین نیاز ندارند؛ گاهی فقط کافی است این عناصر را دوباره فعال کنیم و برای آنها تجربه گردشگری طراحی کنیم. گردشگری از معدود صنایعی است که منفعت آن فقط به یک مجموعه یا یک دستگاه نمی‌رسد؛ وقتی یک جاذبه شهری فعال می‌شود، هتل، رستوران، کافه، فروشگاه، حمل‌ونقل، راهنمای گردشگری، صنایع دستی و حتی کسب‌وکارهای کوچک محلی از آن منتفع می‌شوند.

 

برای مثال، برج ساعت انزلی را در نظر بگیریم. در بسیاری از شهرهای دنیا، ساعت‌های تاریخی صرفا یک بنای قدیمی نیستند؛ در ساعت مشخص، نواخته شدن ساعت به یک رویداد شهری تبدیل شده و مردم محلی و گردشگران پیش از آن در محل جمع می‌شوند، فیلم می‌گیرند و این اتفاق را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند. نمونه‌های شناخته‌شده آن را می‌توان در برج‌های ساعت تاریخی اروپا، از جمله بیگ بن لندن و ساعت‌های تاریخی سوئیس و گرجستان، دید.

 

یا در پاریس، طاق پیروزی تاریخی با اجرای موسیقی توسط کودکان و گروه‌های محلی به بخشی از تجربه روزمره شهر تبدیل می‌شوند. حالا به انزلی برگردیم؛ «محل ترنم موسیقی» یا همان «موزیک جیگا» را داریم که خودش یک پیشینه تاریخی و هویتی دارد. کلیسای مریم مقدس را داریم؛ بنایی با تاریخ و هویت اجتماعی که می‌تواند بخشی از روایت گردشگری شهر باشد.

 

سوال این است که آیا این ظرفیت‌ها چیزی کمتر از نمونه‌هایی مانند کلیسای کانتور قزوین یا وانک اصفهان دارند؟ یکی دیگر از ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده بندرانزلی، آرامستان لهستانی‌هاست؛ مکانی که فقط یک آرامستان نیست، بلکه بخشی از تاریخ جنگ جهانی دوم و روایت حضور و عبور هزاران لهستانی از مسیر انزلی به سمت ایران و خاورمیانه را در خود دارد.

 

در جهان امروز، آرامستان‌های تاریخی در بسیاری از شهرها به بخشی از میراث فرهنگی و گردشگری تبدیل شده‌اند. در پاریس، پرلاشز؛ در لندن، هایگیت؛ در بوئنوس‌آیرس، رکولتا و در بسیاری از شهرهای اروپا و آمریکا، آرامستان‌ها با روایت تاریخی، معماری، شخصیت‌های مدفون و تورهای تخصصی به مقصد گردشگری تبدیل شده‌اند.

 

حتی در ادبیات گردشگری، «آرامستان‌گردی» یا Necrotourism و در برخی موارد «گردشگری سیاه» یا Dark Tourism  به‌عنوان گونه‌هایی از گردشگری شناخته می‌شوند. نکته مهم این است که این موضوع صرفا درباره مرگ نیست؛ درباره تاریخ، انسان‌ها، جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، هنر، معماری و حافظه جمعی است.

 

مساله اصلی، داشتن جاذبه نیست؛ مساله این است که چگونه آن را احیا، روایت و وارد چرخه گردشگری کنیم. آرامستان لهستانی‌های انزلی نیز در کنار برج ساعت، محل ترنم موسیقی و کلیسای مریم مقدس، می‌تواند بخشی از یک مسیر جدید گردشگری شهری باشد؛ مسیری که روایت‌های متفاوتی از تاریخ و هویت انزلی را به گردشگر معرفی می‌کند.

 

می‌توان با همکاری شهرداری، میراث فرهنگی، مدیریت شهری، نمایندگی‌های مرتبط، بخش خصوصی و فعالان گردشگری، برای این ظرفیت‌ها روایت تاریخی مشخص، تابلوهای معرفی، مسیر بازدید و تورهای روایت‌محور تعریف کرد؛ البته با رعایت کامل حرمت آرامستان و شان متوفیان.

 

این دقیقا همان بازنگری در هویت گردشگری شهر است؛ ما قرار نیست جاذبه‌ای را از صفر بسازیم، بلکه بسیاری از جاذبه‌ها همین حالا در شهر وجود دارند و کافی است با یک نگاه مشترک و برنامه‌ریزی شده، آنها را دوباره فعال و به «تجربه گردشگری» تبدیل کنیم؛ تجربه‌ای که هم گذشته و هویت انزلی را حفظ کند و هم برای اقتصاد و زندگی امروز شهر ارزش ایجاد کند.

 

*راهنمای گردشگری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.