نگاهی به مهاجرت معکوس و شهری‌شدن روستاها؛

توسعه یا تغییر هویت روستایی؟

0 ۳

روستا را نباید فقط مجموعه‌ای از خانه‌ها، کوچه‌ها و زمین‌های کشاورزی دید. روستا بخشی از حافظه تاریخی، فرهنگی و طبیعی سرزمین و یکی از پایه‌های مهم توسعه پایدار است؛ جایی که تولید، فرهنگ، طبیعت و زندگی اجتماعی در کنار یکدیگر شکل گرفته‌اند.

 

درسال‌های اخیر، یکی از تغییرات قابل توجه در بسیاری از روستاها، شکل‌گیری پدیده «مهاجرت معکوس» است. بخشی از افرادی که در دهه‌های گذشته برای اشتغال، تحصیل و دسترسی به امکانات بیشتر روستاها را ترک کرده و راهی شهرها شده بودند، امروز با بازنشستگی، پایان دوره اشتغال یا تغییر شرایط زندگی، دوباره به روستا بازمی‌گردند.

 

 

این بازگشت در اصل می‌تواند یک فرصت باشد؛ بازگشت سرمایه انسانی، تجربه، سرمایه اقتصادی و پیوندهای اجتماعی به روستا می‌تواند به رونق اقتصادی و احیای بسیاری از ظرفیت‌های فراموش‌شده کمک کند. اما اگر این فرایند بدون برنامه‌ریزی و مدیریت مناسب اتفاق بیفتد، ممکن است خود به عاملی برای دگرگونی چهره و هویت روستا تبدیل شود.

 

بخشی از کسانی که پس از سال‌ها زندگی در شهر به روستا بازمی‌گردند، طبیعی است که انتظار داشته باشند امکانات، خدمات، دسترسی‌ها و حتی سبک زندگی شهری را در محل سکونت جدید خود نیز تجربه کنند.

در نتیجه، فشار برای توسعه معابر، ساخت‌وساز، افزایش خدمات و تغییر کاربری زمین‌ها افزایش می‌یابد و اگر ضوابط مشخصی وجود نداشته باشد، روستا به تدریج به سمت الگویی پیش می‌رود که نه کاملا شهر است و نه دیگر روستای اصیل گذشته.

 

مساله زمانی جدی‌تر می‌شود که باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی به قطعات مسکونی تبدیل شوند، معماری بومی جای خود را به ساختمان‌های نامتناسب بدهد و ساخت‌وساز بدون توجه به ظرفیت آب، خاک، راه و محیط‌زیست گسترش پیدا کند. در چنین شرایطی، ممکن است در ظاهر شاهد افزایش ارزش اقتصادی زمین و توسعه کالبدی باشیم، اما در باطن بخشی از سرمایه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی روستا از دست برود.

 

توسعه روستا نباید به معنای تبدیل روستا به شهر باشد. روستا باید توسعه پیدا کند، اما با حفظ هویت خود. ارتقای کیفیت زندگی مردم، ایجاد اشتغال، دسترسی مناسب به خدمات، آموزش، بهداشت و زیرساخت‌های ضروری باید در کنار حفظ معماری بومی، زمین‌های کشاورزی، باغ‌ها، منابع آب، چشم‌انداز و ساختار اجتماعی روستا دنبال شود.

 

در این میان، نقش شوراهای اسلامی و دهیاری‌ها بسیار تعیین‌کننده است. شورا باید نماینده منافع عمومی روستا باشد و دهیاری نیز باید با شفافیت و پاسخگویی، مدیریت اجرایی روستا را بر عهده داشته باشد. ساماندهی شوراها، ارتقای توان تخصصی اعضای آنها و تقویت نظارت بر عملکرد دهیاری‌ها، از ضرورت‌های مدیریت روستایی امروز است.

 

همچنین نباید از آسیب‌هایی مانند قوم‌گرایی، قبیله‌گرایی و غلبه روابط خویشاوندی بر رقابت‌های انتخاباتی و تصمیم‌گیری‌های محلی غافل شد. آینده یک روستا نباید تحت تاثیر رقابت‌های خانوادگی و طایفه‌ای قرار گیرد. آنچه باید معیار باشد، توانایی، تخصص، شایستگی، پاکدستی و نگاه به منافع عمومی روستاست.

 

از سوی دیگر، ورود افراد و سرمایه‌گذاران غیربومی را نمی‌توان ذاتا تهدید دانست. سرمایه، دانش و حضور گردشگران می‌تواند به اقتصاد روستا کمک کند؛ اما این فرایند باید ضابطه‌مند باشد. خرید و تغییر کاربری گسترده زمین، ساخت‌وساز خارج از ظرفیت روستا و تبدیل اراضی کشاورزی و باغ‌ها به قطعات مسکونی، در صورت بی‌ضابطه بودن، می‌تواند تعادل اجتماعی و محیط‌زیستی روستا را برهم بزند.

 

هر روستا ظرفیت‌هایی دارد که شاید هنوز به‌درستی شناخته نشده‌اند؛ کشاورزی، باغداری، دامداری، صنایع‌دستی، غذاهای محلی، معماری، آیین‌ها، جنگل، رودخانه، چشمه، کوهستان و چشم‌اندازهای طبیعی. شناسایی این ظرفیت‌ها و تبدیل آنها به فرصت‌های اقتصادی پایدار می‌تواند زمینه اشتغال، افزایش درآمد و ماندگاری جمعیت را فراهم کند.

 

گردشگری روستایی نیز باید از همین منظر دیده شود. گردشگری زمانی به توسعه کمک می‌کند که درآمد آن به جامعه محلی برسد، موجب حفظ مشاغل و فرهنگ بومی شود و درعین حال ظرفیت محیط‌زیست را تحت فشار قرار ندهد. قرار نیست هر روستایی به مقصد گردشگری انبوه تبدیل شود؛ هر روستا باید بر اساس ظرفیت واقعی خود، مسیر مناسب توسعه را پیدا کند.

 

 

از همه مهم‌تر، توسعه روستا و حفاظت از منابع طبیعی دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند. روستایی که اقتصاد پایدار ندارد، ممکن است فشار بیشتری بر منابع طبیعی وارد کند و روستایی که جنگل، آب، خاک و زمین کشاورزی خود را از دست می‌دهد، در واقع بخشی از پایه‌های اقتصادی آینده خود را از دست داده است.

 

بنابراین باید میان توسعه اقتصادی، بهره‌وری از منابع، رفاه مردم و حفاظت از سرمایه‌های طبیعی تعادل ایجاد کرد. مردم محلی باید نه قربانی توسعه باشند و نه صرفا تماشاگر تصمیم‌هایی که درباره سرزمین آنها گرفته می‌شود؛ بلکه باید در مرکز فرآیند توسعه روستایی قرار داشته باشند.

 

مهاجرت معکوس می‌تواند فرصتی برای بازگشت سرمایه انسانی و اقتصادی به روستا باشد، اما این فرصت زمانی به نتیجه می‌رسد که همزمان برای حفظ هویت روستا، ساماندهی مدیریت محلی، کنترل تغییر کاربری‌ها، حفظ معماری و بافت بومی، شناسایی ظرفیت‌های اقتصادی و گردشگری و حفاظت از منابع طبیعی نیز چاره‌اندیشی شود.

 

روستا قرار نیست گذشته را متوقف کند؛ باید آینده داشته باشد. اما آینده‌ای که در آن، توسعه به قیمت از دست رفتن هویت، طبیعت و سرمایه‌های اجتماعی روستا تمام نشود.

 

۱۵ مهر، روز روستا و عشایر، فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که روستا حاشیه توسعه نیست؛ روستا یکی از ریشه‌های توسعه، هویت و پایداری سرزمین است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.