شهر به درمان نیاز دارد؛

رشت را از رویافروشی نجات دهید!

0 ۹

چند سال پیش در واپسین سال‌های مدیریت شهریِ آقای ثابت‌قدم، شهردار وقت منطقه یک او، در یک اظهار نظر عجیب و البته بسیار پرطمطراق، وعده داد که بلوار نماز رشت به‌زودی تبدیل به «شانزه‌لیزه کوچک ایران» خواهد شد! همان زمان برای او نوشتم که رویافروشی، گاهی بسیار سمی‌تر از انجام ندادن یک فعل است.

 

چون مدیری که کاری انجام نمی‌دهد، دست‌کم مردم را گرفتار انتظارهای بزرگ نمی‌کند؛ اما مدیری که با کلمات پرزرق‌وبرق، تصویری خیالی از آینده می‌سازد و مردم را به فردایی موهوم امیدوار می‌کند، وقتی از پس آن وعده برنمی‌آید، چیزی بسیار مهم‌تر از یک پروژه را ویران می‌کند: اعتماد مردم را.

 

امروز سرنوشت آن «شانزه‌لیزه کوچک» پیش روی همه ماست. پیاده‌روهایی در دو سوی بلوار نماز اجرا شد که نه نسبتی با معماری شهری رشت داشت نه زیبایی‌شناسی را می‌شناخت و نه حتی شان یکی از مهم‌ترین بلوارهای این شهر را حفظ کرد.

 

همان زمان آن‌قدر از نتیجه کار متعجب و متاسف بودم که به شهردار پیام دادم: آیا حاضر هستید حیاط خانه یا ویلای شخصی‌ات را با همین نوع معماری، همین کیفیت و همین شکل طراحی کنید که با یک خیابان مهم شهر کردید؟ و حالا، چند سال بعد، هنوز زخم آن رویافروشی بر تن شهر باقی است که این‌بار ادعایی حتی عجیب‌تر به گوش می‌رسد؛ «ونیزسازی رشت!»

 

واقعا نکنید. به جان همین شهر قسم ، این قول ها را ندهید! رشت، این شهر خسته، زخمی و محروم از بسیاری از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های شهری، بیش از هر چیز از وعده‌های بزرگ و پروژه‌های نمایشی آسیب دیده است.

 

شهری که هنوز با نخستین باران، خیابان‌هایش در بسیاری نقاط به مسیر عبور آب تبدیل می‌شوند؛ شهری که رودخانه‌هایش سال‌هاست به جای آنکه مایه زندگی باشند به زخمی باز در قلب شهر تبدیل شده‌اند؛ شهری که ترافیکش مردم را فرسوده کرده، پیاده‌روهایش در بسیاری نقاط قابل استفاده نیستند، حمل‌ونقل عمومی‌اش در شان این شهر نیست و سیمای شهری‌اش قربانی سال‌ها تصمیم‌های سلیقه‌ای و بی‌برنامه شده است.

 

بعد شما می‌خواهید آن را «ونیز» کنید؟ رشت ونیز نمی‌خواهد. رشت شانزه‌لیزه هم نمی‌خواهد. رشت قبل از هر چیز، یک مدیریت شهری واقع‌بین، متخصص، جسور و مسوول می‌خواهد. به جای ساختن رویاهای خوش‌آب‌ورنگ برای تیتر رسانه‌ها، کاری کنید مردم این شهر بتوانند در یک روز بارانی، بدون نگرانی از آب‌گرفتگی از خانه‌شان خارج شوند.

 

به جای نام‌گذاری‌های دهان‌پرکن، زرجوب و گوهررود را نجات دهید. به جای ساختن پروژه‌هایی که فقط برای افتتاح و عکس گرفتن مناسب‌اند، پیاده‌روهایی بسازید که واقعا بتوان روی آن‌ها راه رفت. به جای بزک کردن چند نقطه از شهر، برای ترافیک، حمل‌ونقل عمومی، پسماند، فضای سبز، پارکینگ و معماری شهری یک نقشه واقعی، علمی و بلندمدت داشته باشید.

 

رشت به تقلید ناشیانه از شهرهای دیگر نیاز ندارد. رشت باید خودش را پیدا کند. هویت این شهر در بارانش، فرهنگش، معماری‌اش، بازارهایش، کوچه‌هایش، رودخانه‌هایش و مردمی است که با همه بی‌مهری‌ها هنوز عاشق شهرشان هستند.

بدترین اتفاق برای یک شهر این نیست که بودجه کم داشته باشد؛ بدترین اتفاق این است که مدیرانش به حرف‌های بزرگ و کارهای کوچک عادت کنند.

 

این ادعاهای پرطمطراق شاید چند روزی تیتر بسازند، شاید در فضای مجازی دست‌به‌دست شوند و شاید برای مدتی حسِ «اتفاق بزرگی در راه است» را به مردم منتقل کنند؛ اما وقتی پشت این حرف‌ها برنامه، تخصص، بودجه، مطالعات دقیق و اراده واقعی وجود نداشته باشد، نتیجه چیزی جز سرخوردگی عمومی نخواهد بود. و سرخوردگی مردم از یک پروژه شکست‌خورده خطرناک‌تر است؛ چون مردم کم‌کم دیگر حتی به پروژه‌های درست هم اعتماد نمی‌کنند.

 

آقایان مدیریت شهری رشت! این شهر دیگر ظرفیت تزریق سمِ وعده‌های بزرگ و پروژه‌های کوچک را ندارد. لطفا به جای اینکه رشت را شانزه‌لیزه کنید، ونیز کنید یا هر نام خارجی و پرزرق‌وبرق دیگری بر سرش بگذارید، اول کاری کنید که رشت، رشت شود. شهری در شان تاریخ، در شان بارانش، در شان فرهنگش، در شان مردمش. این شهر بیش از رویا، به درمان نیاز دارد.

 

و لطفا فراموش نکنید: شهر را با شعار نمی‌سازند؛ با فهم، تخصص، صداقت و احترام به مردم می‌سازند. رشت را از رویافروشی نجات دهید. چون گاهی یک وعده پوچ، از صدها کارِ انجام‌نشده، ویرانگرتر است. این شهر بیش از رویا، به درمان نیاز دارد. و لطفا فراموش نکنید: شهر را با شعار نمی‌سازند؛ با فهم، تخصص، صداقت و احترام به مردم می‌سازند. رشت را از رویافروشی نجات دهید. چون گاهی یک وعده پوچ، از صدها کارِ انجام‌نشده، ویرانگرتر است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.