آرشیو برچسب

آیین

آیین در آیینه‌ی خرد فردوسی

«به نام خداوند جان و خردکزین برتر اندیشه برنگذرد» گویی به راستی جهان را نهادی دیگر آمده است و زمستان جای خود را به بهار داده. هر جا را که مین‌گری یاد و سخن دهقان پرمایه، «فردوسی» بزرگ است. برنا و پیر سخن از فردوسی می‌گویند و نامه باستان را می‌جویند.    آری. گرچه برای دوره‌‌ها چراغ‌های کاخ را کشتند و در راهش خار کاشتند و گام به گام رهزن گماشتند، آنچه فردوسی از سخن پیوسته بیفکند، بی‌گزند و استوار بمانده تا امروز و خواهد ماند تا روز پسین. بر ماست که این بهار را به نیکی گرفته با خواندن و بازخوانی و پژوهش در شاهنامه، گرد…

رسم دیرین رشت حتی در ایام جنگ

از غرب مازندران تا غرب گیلان، گمج فقط یک ظرف نیست، تکه‌ای از حافظه‌ی خانه است. این ظرف سفالی ساده، در فرهنگ مردم شمال تنها به آشپزخانه محدود نمانده، در فولکلور و زبان هم جای خودش را باز کرده است. در گیلان به آدم ساده‌ لوح گمج می‌گویند و اگر تازه‌وارد کاری باشید یا کار را چنان که باید از آب درنیاورید، گمج محسوب می‌شوید. و وقتی دو نفر چنان جور می‌شوند که هم‌پیاله هستند و هم‌فکر و هم‌کیش، ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: گمج چرخید و نوخون خودش را یافت. نوخون همان سر گمج است، همان در سازگار. چیزی در مایه‌ی جور شدن در و…

راه رفتن روی لبه‌ی باریک امید

واپسین روزهای اسفند است، شهر انگار زیر پوستی نازک و ترک‌ خورده نفس می‌کشد، پوستی که هم از سرما سفت شده، هم از گرانی و خبر های نگران‌کننده جنگ کش آمده. خیابان‌ها شلوغ‌ هستند، اما این شلوغی آن شلوغی بی‌خیال سال‌های دور نیست، بیشتر شبیه رفت‌وآمدی است که آدم‌ها با آن می‌خواهند ثابت کنند هنوز چیزی از ریتم زندگی باقی مانده. باد آخر سال، بوی زندگی با خودش می‌آورد و لابه‌لای شاخه‌های خشک درختان می‌پیچد. دور می‌شود. در هر قدم، صدای کفش‌ها روی آسفالت و در هر نگاه، هراسی کم‌ رنگ اما سمج دیده می‌شود، هراسی که اسمش را کسی…

زردی من از تو، سرخی تو از من

«زردی من از تو، سرخی تو از من»، «غم برو، شادی بیا» و «محنت برو، روزی بیا»، از جمله اشعاری است که قدیمی‌ها، در شب چهارشنبه‌سوری با خود زمزمه می‌کنند. از گذشته تا حال در ایران رسم بر این بود که مقارن چهارشنبه آخر سال، خانواده‌های ایرانی به یمن رسیدن آوای بهار، از روی کپه‌های خار و گزن افروخته شده می‌پریدند. باور ایرانیان بر آن است که مراسم سه‌شنبه‌شب آخر سال، ریشه در اساطیر و فرهنگ ملی آنان دارد. این آیین نیز چونان: مهرگان، سده و نوروز  دارای رسوم خاص خود بوده و با آرامش و شادی در این روز برپا می‌شده است.…

میدان‌داری در سوگ

این‌روزها که در فضاهای خصوصی و عمومی، پی‌گیری نام کشتگان، دیدن عکس‌هایشان، و مشاهده تصویرهای سوگواری خانواده‌ها، بخش عمده‌ای از زیست پسافاجعه ما را می‌سازد، گاهی اشک /گاهی فلج عاطفی و گاهی فریاد/ گاهی سکوت، ما را در پیوندگاه همدلی فعال و  فرسودگی قرار می‌دهد. بیشترِ ما کم‌کم از «چه شد»های شوکه‌کننده در جستجوی «چراها» و « چه باید کرد»های قانع کننده و امیدبخش به خواندن و شنیدن تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون روی آوردیم تا خود را از آن تاریکی مطلق بیرون بکشیم؛ بلکه راهی برای تاب‌آوری پیدا کنیم. باید…