به بهانه‌ سی‌ و پنج‌ سالگی گیله‌وا؛

گیله‌وا، روایت ماندگاری یک بیداری فرهنگی

0 ۳

سی‌وپنج سال در عمر یک نشریه، صرفا گذر زمان نیست، گواه پایداری اندیشه‌ای است که توانسته است از فراز و فرود روزگار بگذرد به رسالت خود پایدار بماند و در متن حیات فرهنگی جامعه، جایگاهی ماندگار بیابد. «گیله‌وا» امروز به چنین منزلتی دست یافته است، منزلتی که نه از استمرار انتشار، بلکه از استمرار یک اندیشه و یک مسئولیت تاریخی سر چشمه می‌گیرد.

 

«گیله‌وا» در روزگاری پا به عرصه فرهنگ نهاد که زبان‌ها و فرهنگ‌های بومی، بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی، حاشیه‌نشینی و فرسایش قرار داشتند. در آن سال‌ها، کمتر کسی می‌اندیشید که زبان گیلکی با پیشینه‌ای دیرینه و ساختاری استوار می‌تواند موضوع پژوهش روش‌مند دانشگاهی قرار گیرد یا فرهنگ‌عامه گیلان، به‌مثابه بخشی از میراث فرهنگی ایران، شایسته ثبت، تحلیل و باز خوانی باشد. گیله‌وا از نخستین صداهایی بود که این ضرورت را دریافت و آن را به رسالتی فرهنگی بدل ساخت.

 

راز ماندگاری «گیله‌وا» را باید در پیوندی جست که میان عشق به زادبوم و انضباط علمی ‌برقرار کرد.گیله‌وا هرگز به نوستالوژی بسنده نکرد و فرهنگ را در حسرت گذشته متوقف نساخت. این مجله با تکیه بر پژوهش، مستندسازی، نقد علمی ‌و گفت و گوی فرهنگی، نشان داد که پاسداشت میراث بومی نه بازگشت به گذشته، بلکه ساختن آینده‌ای آگاهانه بر بنیاد حافظه تاریخی یک جامعه است.

 

اگر امروز زبان گیلکی بیش از گذشته، موضوع پژوهش‌های زبان شناختی است، اگر ادبیات گیلکی در حوزه‌های دانشگاهی مورد توجه قرار گرفته، اگر فرهنگ عامه، آیین‌ها، باورها، قصه‌ها و تاریخ وجغرافیا گیلان، بخشی از مطالعات علمی‌معاصر را تشکیل می‌دهند بی‌تردید گیله‌وا در شکل‌گیری این جریان سهمی‌انکار ناپذیر دارد.

 

«گیله‌وا» تنها بازتاب‌دهنده یک حرکت فرهنگی نیست که خود یکی از مهم‌ترین پدیدآورندگان این حرکت است. در حقیقت گیله‌وا را باید یکی از ارکان‌های اصلی گیلان‌شناسی معاصر دانست. این مجله طی سه دهه ونیم، مجالی فراهم آورد تا پژوهشگران، نویسندگان، شاعران، مردم‌شناسان، زبان‌شناسان و تاریخ‌پژوهان، حاصل مطالعات خود را در فضایی آزاد عرضه کنند.

 

حاصل این کوشش تنها انتشار صدها مقاله و پژوهش نبود، بلکه شکل‌گیری گفتمانی فرهنگی بود که زبان و هویت گیلانی را از حاشیه به متن آورد و جایگاه علمی ‌آن را به رسمیت شناساند.

 

گیله‌وا از آغاز دریافت که زبان، صرفا ابزار سخن گفتن نیست، زبان، حافظه تاریخی یک ملت، آیینه جهان‌بینی او خزانه انباشته نسل‌هاست. از این رو پاسداری از زبان را نه تعصبی محلی، بلکه وظیفه  پرداختن به گونه‌های مختلف آن، همه حلقه‌هایی از زنجیره‌ای بود که امروز ارزش آن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

 

اما شاید بزرگ‌ترین دستاورد گیله‌وا، پرورش نوعی از خود آگاهی فرهنگی باشد. این باور که هویت ایرانی، باغی است با گل‌های رنگارنگ و شکوه آن در تنوع و همزیستی فرهنگ‌ها و زبان‌های آن نهفته است. از این منظر، خدمت گیله‌وا تنها به گیلان نبود، بلکه به فرهنگ ملی ایران بود، زیرا پاسداری از هر زبان ایرانی، پاسداری از بخشی از میراث تمدنی این سرزمین است.

 

امروزکه گیله‌وا به سی و پنجمین سال انتشار خود رسیده است، سزاوار آن است که از ان نه‌ تنها به عنوان یک نشریه، بلکه به عنوان یک نهاد فرهنگی، یک مدرسه فکری و یک جریان اثرگذار یاد کنیم. درود برهمه ی آنان که در این سی وپنج سال با قلم و اندیشه، عشق و استقامت، گیله‌وا را به یکی از سرمایه‌های ماندگار فرهنگ ایران بدل ساختند.

 

این سی وپنج سال تنها شمارش سال‌های انتشار یک مجله نیست، روایت پایداری نسلی از فرهنگ دوستان است که آقای جکتاجی یکی از مهم‌ترین و استوارترین آنان بوده‌اند، مردی که باور دارد،حفظ یک نشریه‍ فرهنگی، پاسداشت حافظه‌تاریخی و هویت یک سرزمین است. ما در گیله‌وا شاهد یک مدیریت ساده نیستیم، شاهد یک «نگهبانی فرهنگی» هستیم. درود به شما جناب «جکتاجی».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.