این روزها اگر شبهای رشت را قدم بزنید، کامیونهای حمل آسفالت، غلتکها و اکیپهای اجرایی شهرداری را در بسیاری از خیابانهای شهر خواهید دید. از سبزهمیدان و بلوار گیلان گرفته تا میدان گیل، پل باهنر، ضیابری، گلسار و دیگر معابر اصلی، عملیات گسترده روکش آسفالت در مناطق پنجگانه رشت با سرعت در حال اجراست.
در عین حال، انصاف حکم میکند که از اقدام اخیر شهردار رشت و مجموعه مدیریت شهری در اجرای گسترده عملیات روکش آسفالت نیز استقبال شود. رسیدگی به وضعیت نامناسب معابر، بهویژه در خیابانهای پرتردد، یکی از مطالبات دیرینه شهروندان رشت بوده و تسریع در اجرای این پروژه، اگر با کیفیت مطلوب و نظارت دقیق همراه باشد، میتواند بخشی از مشکلات روزمره مردم را کاهش دهد.
مدیریت شهری زمانی موفق خواهد بود که این رویکرد خدمترسانی نه صرفا در مقاطع خاص، بلکه به عنوان یک برنامه مستمر و مبتنی بر نگهداری اصولی معابر در تمام سالهای فعالیت خود دنبال شود.
بدون تردید این اقدام، اگر با کیفیت مناسب انجام شود، خبر خوبی برای شهروندانی است که سالها از چالهها، فرونشستها و آسفالت فرسوده خیابانهای رشت رنج بردهاند. اما پرسشی که نمیتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد، این است که چرا چنین حجم گستردهای از عملیات عمرانی معمولا در آستانه انتخابات شوراهای شهر آغاز میشود؟
این نخستین بار نیست که رشت در ماههای منتهی به انتخابات، چهرهای متفاوت به خود میگیرد. رنگآمیزی جداول، لکهگیری خیابانها، آسفالت معابر و افتتاح پروژههای نیمهتمام، سالهاست به بخشی از تقویم نانوشته مدیریت شهری تبدیل شده است. شاید اگر فضای شهر همیشه شبیه ماههای قبل از انتخابات بود، بسیاری از مشکلات زیرساختی رشت هیچگاه به این اندازه انباشته نمیشد.
البته اصل اجرای آسفالت، اقدامی مثبت و ضروری است. خیابانهای رشت طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین گلایههای شهروندان تبدیل شدهاند؛ کمتر رانندهای را میتوان یافت که هزینه تعمیر جلوبندی، کمکفنر یا لاستیک خودرو را به دلیل کیفیت پایین معابر تجربه نکرده باشد. اما مساله اصلی، مقدار آسفالت نیست؛ کیفیت و دوام آن است.
این پرسش سالهاست بیپاسخ مانده که چرا با وجود صرف میلیاردها تومان برای آسفالت معابر، بسیاری از خیابانهای رشت تنها چند ماه پس از اجرا، دوباره دچار ترک، نشست و چاله میشوند؟ آیا مساله تنها کمبود اعتبار است یا اشکال در شیوه اجرا، کیفیت مصالح، زیرسازی، زهکشی و نظام نظارت است؟
رشت شهری با اقلیم مرطوب و بارندگی فراوان است. در چنین شرایطی، اجرای روکش آسفالت بدون اصلاح بستر، زهکشی مناسب و زیرسازی استاندارد، بیشتر شبیه پوشاندن یک زخم با چسب موقت است. آب به سرعت از ترکها نفوذ میکند، لایههای زیرین را تخریب میکند و نتیجه آن، بازگشت همان چالههایی است که چند ماه قبل برای رفع آنها هزینه شده بود.
در بسیاری از شهرهای پیشرو، آسفالت صرفا یک پروژه عمرانی نیست، بلکه بخشی از نظام مدیریت داراییهای شهری است. قراردادهای اجرای آسفالت همراه با تعهد چندساله نگهداری منعقد میشوند؛ به این معنا که همان پیمانکار موظف است کیفیت کار خود را در سالهای بعد نیز تضمین کند. در چنین مدلی، سود پیمانکار در اجرای دقیقتر و افزایش عمر آسفالت است، نه در تکرار مداوم پروژههای ترمیمی.
شهرداری رشت نیز میتواند از این تجربه استفاده کند. اصلاح فرآیند انتخاب پیمانکار، ارزیابی مستمر عملکرد، الزام به ارایه ضمانتنامههای واقعی کیفیت، تعیین دوره گارانتی برای آسفالت، کنترل کیفیت مصالح، آزمایشهای فنی حین اجرا و نظارت جدی بر زیرسازی و زهکشی، اقداماتی هستند که میتوانند عمر مفید آسفالت را چند برابر افزایش دهند.
آنچه امروز شهروندان رشت انتظار دارند، صرفا آسفالت شدن خیابانها نیست؛ آنان خواهان خیابانهایی هستند که چند سال دوام داشته باشند نه چند ماه. موفقیت یک نهضت آسفالت را نباید با تعداد تناژ قیر مصرفشده یا کیلومتر اجرایی روکش سنجید، بلکه معیار واقعی، کیفیت، ماندگاری و کاهش هزینههای تکراری تعمیرات در سالهای آینده است.
اگر قرار است این موج گسترده آسفالتریزی به یک دستاورد ماندگار برای مدیریت شهری تبدیل شود، باید از نگاه پروژهمحور فاصله گرفت و به سمت مدیریت علمی نگهداری معابر حرکت کرد. در غیر این صورت، چند ماه دیگر دوباره همان چالهها بازخواهند گشت، همان هزینهها تکرار خواهند شد و شهروندان بار دیگر خواهند پرسید: چرا آسفالت رشت اینقدر زود فرسوده میشود؟