اعلام اخیر شهرداررشت درباره اتصال میدان نبوت به درفک و گلزاران درست در آستانهی انتخابات شورای شهر بیش از آنکه نشانهای از برنامهریزی آیندهمحور باشد، یادآور همان الگوی تکراری مدیریت شهری در رشت است: اقداماتی شتابزده در دقیقهی نود، با رویکردی بخشی و واکنشی که از حل ریشهای مسایل شهری فاصله دارد؛ الگویی که معمولا در ماههای نزدیک به انتخابات پررنگتر میشود.
به گفتهی شهردار، این پروژه با امکانات شهرداری درحال اجراست و قرار است موقتا بار ترافیکی بلوارشهید قلیپور و مسیرهای اطراف کوی حسینی را کاهش دهد. پیش از این نیز طرح بازگشایی مسیر میدان سرگل تا سعدی مطرح شده بود. اما مساله فقط«باز کردن چند مسیر» نیست؛ داستان رشت بسیار قدیمیتر و عمیقتر از چند پروژهی مقطعی است.
واقعیت اینست که رشت سالهاست با مشکلاتی روبهروست که نهتنها حل نشدهاند بلکه بهواسطه فقدان مدیریت پایدار، به اَبرچالشهای شهری تبدیل شدهاند؛ ترافیک، پسماند، ضعف در حملونقل عمومی، توسعهنیافتگی شبکهی معابر و آشفتگی در ساختار اجرایی شهرداری، پدیدههایی تازه نیستند بلکه محصول سالها بیعملی و سیاستزدگی مزمن در مدیریت شهریاند.
شهردار فعلی با سابقهی سهسالهی حضور در بدنهی شهرداری، بهخوبی میداند که باز کردن چند مسیر و سبکسازی موقتی ترافیک، نه راهحل بحران ترافیک رشت است و نه پاسخی برای دههها سومدیریت.
با این حال همچنان به پروژهسازیهای بیاثر و اقدامات موقتی تن داده است؛ مُسکنهایی کوتاهمدت که بیشتر شهرداران ادوار اخیر نیز بدون برنامه جامع و یکپارچه، هربار با پرهزینهترین طرحها تکرارشان کردهاند بیآنکه مشکلات رشت ریشهای حل شوند یا سیمای شهر از آشفتگی نجات یابد.
شورای ششم با شعار ایجاد ثبات آغاز به کار کرد، اما عملکردش دقیقا در نقطه مقابل قرار گرفت؛ دو شهردار در کمتر از دو سال، یکی با استعفا و دیگری با استیضاح کنار رفتند. نهایتا “رحیم شوقی” در شرایطی انتخاب شد که شورا خود گرفتار اختلافات داخلی و بیتصمیمی بود.
در چنین فضایی شهردار تازه با طرحهای سنگینی چون «میثاق» وارد میدان شد؛ طرحی با ساخت هشت روگذر بتنی که چهار مورد از آن تا به امروز به بهرهبرداری رسیده و پیامدهای منفیاش از مخدوش شدن سیما و منظر شهری تا تشدید گرههای ترافیکی در نقاط دیگر کاملا قابل مشاهده است. پروژههایی سنگین، بیپشتوانه و بدون ارزیابی فنی و ترافیکی که نه بحران ترافیکی را فروکاستند و نه اعتماد عمومی را ترمیم کردند.
اینکه درست در آستانه انتخابات،پروژهای موقت چون اتصال میدان نبوت به جهاد بهعنوان «راهکار کاهش ترافیک» معرفی میشود، بیش از هر چیز نشانهی فرسودگی ذهنی در مدیریت شهری و ناتوانی آن در ارایه راهحلهای پایدار است. این مدل تصمیمگیری نه بر پایه تحلیل داده است نه بر اساس آیندهپژوهی نه با مشارکت شهروندی و نه بر مبنای اصول مهندسی ترافیک؛ بلکه چرخهای از اقداماتی مقطعی است با اهداف تبلیغاتی بیشتر تا فنی.
پرسش مهم اینجاست: چرا رشت همچنان باید هزینهی سیاستزدگی، تغییرات مکرر مدیریتی و تصمیمهای بیپشتوانهای را بپردازد که صورت مساله را پاک میکنند، نه آن را حل؟
رشت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریتی است که شجاعت توقف پروژههای ناکارآمد، توان ارایه راهبردهای بلندمدت و جسارت اصلاح ساختارها را داشته باشد. تا زمانی که مدیریت شهری، مسایل را بازشناسی و با برنامهای جامع و یکپارچه از چرخهی سیاستزدگی خارج نشود، ترافیک رشت تنها در گزارشهای روابطعمومی کاهش خواهد یافت نه در خیابانهایی که هر روز بارِ دههها بیبرنامگی را بر دوش میکشند.