در سالهای اخیر، تخریب بافتهای تاریخی چنان سرعت یافت که اکنون به جای بافت تاریخی تنها شاهد تک بناهای تاریخی در شهرهای گیلان هستیم و در برابر هر اعتراض، پاسخ اداره کل میراث فرهنگی گیلان آن است که بودجه برای مرمت و احیا ندارد. و در عمل هزینه کرد مرمت، تنها به دوش مالکانی افتادکه بهجز هزینه، باید پاسخگوی قوانین حفاظت و احیای مصوب از سوی میراث فرهنگی هم باشند.
در چنین شرایطی طبیعی است که مالکان، قید هزینه کرد برای مرمت میراث تاریخی را بزنند و سازندگان نیز با پرداخت بهای زمین، هویت معماری این شهر را با لودر تخریب کنند.
در 14مرداد 1398 سازمان میراث فرهنگی تبدیل به «وزارتخانه» شد و شهروندان امیدوار که با امکان تخصیص اعتبار برای مرمت تک بناهای به جامانده افزایش مییابد. اما هرچه زمان میگذرد، شک به یقین نزدیک میشود که نه تنها صندلی که موریانه فساد تا عصای سلیمان را هم جویده است.
قوانین مصوب میراث فرهنگی، چاقوی برندهای بر گلوی دلسوزان میراث فرهنگی شده و بعضا شاهد بریده شدن دست و بال ناظران پروژههای مرمتی و کارشناسان حفاظت و احیای آن اداره هم هستیم که هنوز آلوده به قدرت و سیاست نشده و متعهدانه انجام وظیفه میکنند.
تا 10 سال پیش، میدیدیم خانهای تاریخی که در تملک یک اداره دولتی است و به مرمت آن رسیدگی نمیشود، اول از همه یگان حفاظت میراث فرهنگی اخطار صادر میکرد. اگر تا دیروز بنای تاریخی که ملک خصوصی بود و بدون دریافت حتی یک ریال از بودجه دولتی تصمیم داشت بنای خود را مرمت کند، باز اداره میراث فرهنگی بود که قانون را به مالک یادآور میشد که «طبق ماده 588 قانون مجازات اسلامی، هرکس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطه ها و مجموعه های فرهنگی- تاریخی یا مذهبی آثار ملی ایران که به ثبت رسیده است، یا تزئینات، ملحقات، تاسیسات اشیا، لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور که مستقلا نیز واجد حیثیت فرهنگی- تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی وارد آورد علاوه بر جبران خسارت وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم میشود. »
یک سال پیش رسانهها نوشتند «حریم خانه تاریخی قدیری شکسته شد» و اعتراض کردند که چرا طبق قانون، اجازه ارتفاع بالاتر از حریم به بنایی نوساز در جوار اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت داده شده است! اگر حرمت امامزاده را متولی نگه میداشت، اکنون شاهد نبودیم بیلهای مکانیکی، کاروانسراهای آسیب دیده بازار رشت را با سرعت بیشتری تخریب کنند و سازههای فلزی حریم یک اثر ملی را بخراشد.
آن روز که رسانهها نوشتند اصالت معماری در عمارت تاریخی همدانی فدای کاربری اقتصادی شده، مدیران میراث فرهنگی چشم بر نحوه مرمت نادرست خود بستند و با رستوران همدانی عکس یادگاری گرفتند!
روزی که اعتراض شد چرا در جوار هتل ایران (که ملک اداره میراث فرهنگی است) سازهای جدید قد کشیده، مدیران آن اداره حمایت از سرمایه گذار بخش خصوصی را مطرح کردند!
خانه تاریخی لالمی رشت بدون آنکه مورد بازدید کارشناس بافت تاریخی قرار گیرد به شهرداری مکاتبه شد که ممانعتی ندارد و میتواند سه طبقه بسازد! و پس از پیگریهای رسانهای و ابطال نامه قبلی مدیرکل میراث فرهنگی، اکنون باز شاهدیم که به سازندگان چراغ سبز تخریب نشان داده میشود! و مدیر میراث شهرستان رشت به جای آنکه این بنای واجد ارزش را برای ثبت اضطراری به وزارتخانه تعرفه کند به مکاتبهای اکتفا نموده که آن هم بایگانی شده است.
خبرگزاری میراث آریا، به عنوان تریبون رسمی میراث فرهنگی از دیپلماسی خوراک مینویسد، و از حضور مدیرکل میراث فرهنگی گیلان در آیین علم بندان شهر تاریخی ماسوله. اما هیچ مسوولی در میراث فرهنگی پاسخ نمیدهد چرا خانه تاریخی سیف(در محله چله خانه رشت) باوجود آنکه در فهرست آثار ملی ثبت شده بود، تخریب شده و تنها پوستهاش سالم مانده ! اگر قرار بود چنین فاجعهای در عمارت سیف رخ دهد، چرا به مالکان قبلی اجازه داده نشد و چاقوی قانونی رعایت مرمت عین به عین زیر گلوی وراث دارابی بود!
در جدیدترین خبر، شاهدیم، برخی مرمتگران متعهد، برای نجات اضطراری عمارت تاریخی چوکام آستین همت بالا زدندند اما پای نظارت اداره میراث فرهنگی که به میان آمد، عطای ادامه کار را به لقایش بخشیدند!
شهروندان حق دارند بپرسند چرا هر بار که به استان همجوار سفر میکنند یک خانه تاریخی در شهر قزوین مرمت شده و همزمان چند بنای تاریخی در گیلان تخریب. و از همه تاسف بارتر وقتی است که میبیننند مرمتگران متعهد میراث فرهنگی گیلان، ترجیح میدهند در مرمت بناهای تاریخی قزوین مشارکت کنند تا در میان تهمت و تهدید، کارنامه کاری خود را تخریب نکنند و به جای احیای اصولی، بنایی بزک شده را تحویل دهند.
وقتی پروندههای ثبتی در بایگانی وزارت میراث فرهنگی را ورق میزنیم، در بایگانی بناهای تاریخی که قبل از انقلاب ثبت شده، عنوان مکاتبات «دفتر حفظ آثار تاریخی» ضبط شده. از زمان تشکیل این دفتر ذیل وزارت فرهنگ و هنر که در سال 1343 بود، چندین دهه گذشت.
ابتدا سازمان میراث فرهنگی در بهمن 1364 تشکیل شد و 8سال بعد گردشگری و سالها بعد، صنایع دستی هم به این سازمان اضافه و فعالیتهایش گسترده شد. مرداد 1398 سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تبدیل به وزارتخانه شد.
در این پروسه طولانی، قوانین حفاظت از بناهای تاریخی بروز و پالایش شد. ولی آنچه امروز از یک وزارتخانه و دستگاه عریض و طویلش در گیلان شاهدیم نه تنها عملکرد غیرقابل دفاع مدیران، بلکه عدم نظارت بر اجرای درست قوانینی است که شاهدیم قافی شده که یک عده پشتش نان میخورند.