به بهانه 17 مرداد و روز خبرنگار؛

انگیزه کُشی

0 ۱۴

خبرنگار ماندن در ایران سخت است. حتی شاید سخت‌تر از کار معدن. بخصوص این روزها که کشور با بحران‌‌‌های اقتصادی و جنگ دست و پنجه نرم می‌کند، خبرنگار ماندن و تولید محتوا از مشکلات ریز و درشت و پاسخگو نمودن مسوولان در قبال مطالبات مردمی خود بزرگ‌‌‌ترین چالش برای ادامه دادن است.

 

در این روزها همه مسوولین در نشست‌‌‌های مختلف از مشکلات و سختی‌‌‌های این عرصه و نقش رسانه در توسعه سخن می‌گویند و از خبرنگاران به‌عنوان چشم بیدار جامعه یاد می‌کنند. اما پشت این واژه‌‌‌های زیبا، واقعیتی نهفته است که کمتر دیده می‌شود؛ واقعیتی از جنس دغدغه، بی‌ثباتی شغلی و نبود انگیزه برای خبرنگار باقی ماندن.

 

هرچند که خبرنگاران بخوبی واقفند این قبیل حرف‌‌‌های تکراری هم به مانند سایر وعده‌‌‌های دیگر، چونان برق و باد می‌گذرد و آن‌چه می‌ماند، کوهی از مشکلات اقتصادی بر دوش آنان است. خبرنگارانی که هنوز برای تامین معیشت خود و حتی پرداخت بیمه خبرنگاری با مشکلات جدی مواجهند و در قبال مطالبه‌گری و آگاهی بخشی و بیان حقیقت چیزی جز دستمزد و حق‌التحریر پایین و بی‌مهری و تهدید از سوی برخی مسوولان و نهادها نصیبی ندارند.

 

حال از امروز 17 مرداد ماه به مناسبت روز خبرنگار بار دیگر به مدت یک هفته ماراتن برگزاری نشست‌‌‌های دعوت و تقدیر از خبرنگاران از سوی دستگاه‌‌‌های اجرایی استان به راه می‌افتد و در این میان آن‌چه که چالش و دغدغه خبرنگاران واقعی رسانه است بی توجهی و نادیده انگاشته شدن در مقابل تقدیر از خبرنگارنماها و پروژه بگیران تحت عنوان نام خبرنگار است.

 

همان‌ها که رسالت‌شان صرفا در انعکاس سخنان و اظهارات شخصی مسوولان و برخی کاندیدا‌‌های انتخاباتی و انتشار اخبار بولتنی سازمان‌ها خلاصه شده و این روزها در راس تقدیر و تشکر مسوولان قرار می‌گیرند. همچنان که هر ساله لیست ثابتی از اسامی پیشکسوتان رسانه نیز در صف اول تقدیرها دیده می‌شود.

 

در این میان خبرنگاران مطالبه‌گر و آن‌ها که دغدغه‌شان چیزی جز توسعه و بیان مشکلات استان نبوده و در راه تولید محتوای گزارشات تحقیقی پشت روزها و ساعت‌ها پشت در اتاق جلسات تمام نشدنی و بی‌ثمر مسوولان انتظار کشیده‌‌اند و در گرما و سرما به دنبال سوژه‌‌های میدانی دویده‌‌‌اند و قبض تلفن‌‌هایشان سر به فلک کشیده مجالی برای دیده شدن و تقدیر در روزی که به‌نامشان است نمی‌‌‌یابند.

 

و این داستان هرسال بعد از یک دور شمسی در روز خبرنگار تکرار می‌شود. حال آیا انگیزه‌ای برای ادامه دادن در این شرایط برای خبرنگاران واقعی دغدغه مند وجود دارد؟ ایکاش مسوولان فرهنگ و ارشاد و خانه مطبوعات گیلان برای یکبار هم که شده مرز میان خبرنگار حرفه‌ای و خبرنگارنما را مشخص کنند و به این سوال پاسخ بدهند که آیا صرف داشتن تنها یک گوشی همراه، یک کانال تلگرامی و پایگاه خبری تک نفره از این مدعیان رسانه‌ای خبرنگار حرفه‌ای و مطالبه‌گر می‌سازد؟

 

چرا و چگونه تمایزی بین خبرنگاران حرفه‌ای و رپرتاژ بگیران و بولتن‌نگاران در مجموعه اداره کل فرهنگ و ارشاد استان وجود ندارد و چرا هر سال خبرنگاران واقعی زیر سایه عده‌ایی پیشکسوت رسانه قرار می‌گیرند که دغدغه‌ای جز دریافت آگهی رپرتاژ بیشتر در رسانه آن‌ها دیده نمی‌‌شود. خلاصه کلام این‌که در چنین مناسبت‌‌‌هایی آن‌چه مشهود است؛ انگیزه‌کَُشی به جای انگیزه بَخشی برای خبرنگاران حرفه‌ای رسانه‌های استان است.

 

ای کاش یکبار برای همیشه در مجموعه اداره کل فرهنگ و ارشاد و خانه مطبوعات گیلان، هیاتی از افراد شاخص و تحصیلکرده، مجرب و از اهالی خوشنام مطبوعات تشکیل شود که از سوی آنها خبرنگاران برگزیده و چه آن‌ها که در جشنواره‌های مطبوعات کشوری و استانی به سبب قلم توانمندشان صاحب مقام و رتبه شدند مورد تقدیر و تشکر قرار بگیرند.

 

اکنون در فقدان چنین شرایطی، تبریک گفتن روز خبرنگار به معنای نادیده گرفتن دشواری‌‌های زیست حرفه‌ای اوست. تبریک واقعی نه در قالب تقدیرنامه‌‌های کلیشه‌ای بلکه در گرو باز تعریف جایگاه خبرنگاری و احترام به شان خبرنگاران واقعی و حقیقت جو است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.