روسیه و اوکراین وارد فاز خطرناکی از حملات تلافیجویانه علیه منافع، زیرساختهای حیاتی و حتی شهرهای یکدیگر شدهاند. در حالیکه روسیه به حملات شبانه به شهرهای اوکراین دست زده اوکراین نیز به پالایشگاه سیزران روسیه حمله کرده است. دامنه حملات تلافیجویانه دو کشور روز به روز در حال گسترش است و مناطق بیشتری را درگیر میکند.
شبکه خبری سیانان اخیرا در گزارشی نوشت که دریای خزر به جدیدترین عرصه تقابل میان ایران، روسیه و اوکراین تبدیل شده است. مسیری راهبردی که در سالهای اخیر به دلیل گسترش همکاریهای تهران و مسکو، اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
طبق این گزارش، اوکراین سوم مرداد 1405 اعلام کرد؛ پهپادهای این کشور دو شناور روسی حامل محمولههای نظامی را در دریای خزر هدف قرار دادهاند. کییف مدعی شد این شناورها از ایران عازم یکی از بنادر روسیه بودهاند. برخی اعتقاد دارند؛ نخستین پیام این حمله، تغییر تدریجی قواعد بازدارندگی است. تا پیش از این اتفاق، دریای خزر از میدان درگیری مستقیم جنگ روسیه و اوکراین دور مانده بود.
آنگونه که وزارت خارجه تاکنون اعلام میکند؛ کانالهای ارتباطی بین ایران و اوکراین همچنان برقرار است. هر چند نوع پیغامی که عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برای اوکراین فرستاده رنگ و بویی تهدیدآمیز اما تلطیف شده دارد و اینگونه القا میکند که همه چیز تحت کنترل است و حمله اوکراین به کشتی ایران در آبهای دریای خزر اتفاقی و غیرعمدی بوده است و دو کشور هماکنون بیشتر از هر چیز دیگر به کاهش تنش فکر میکنند.
همچنان که دیدیم سفارت جمهوری اسلامی ایران در لهستان نیز بعد از این اتفاق خطاب به مقامات اوکراین در شبکه ایکس نوشت: پاسخ به متجاوزان اوکراینی حق ایران طبق منشور سازمان ملل است. بسیاری از ناظران و تحلیلگران بینالمللی این اقدام ارتش اوکراین را ارسال سیگنالی خطرناک از سوی اوکراین برای مقامات جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ایالات متحده آمریکا و اسرائیل میدانند.
این حمله پهپادی از سوی اوکراین علاوه بر انفجار کشتی، به کشته شدن یک ملوان و زخمیشدن یکی دیگر از خدمه ایرانی انجامید. خسارات جانی و مالی وارد شده بر این کشتی تنها یک روی سکه است و روی دیگر سکه گمانهزنی احتمال گسترش درگیریها اینبار در شمال ایران و در حیاط خلوت روسیه را افزایش داده است.
جایی که جمهوری اسلامی ایران به خصوص در چند ماه بعد از شروع جنگ 9 اسفند، همواره بر لزوم تقویت این مسیر تجارت دریایی برای جبران بخشی از خسارتهای وارده به کشور در پی اجرای محاصره دریایی و بنبست همه جانبه در صادرات، واردات و ترانزیت کالا در بنادر جنوب تاکید داشته و حتی برای آن برنامه عملیاتی تدوین کرده است.
البته تقویت بنادر شمال و علم کردن آنها در برابر بنادر جنوب از نظر مسائل فنی موافقان و مخالفانی سرسخت دارد. این نقطه از ایران طبق برآورد موافقان، قرار است به نقطه امن تجارت دریایی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود اما حمله اوکراین به کشتی تجاری ایرانی معاملات در مورد امنیت همیشگی این منطقه را برهم زده است.
در این نوشتار قصد داریم شواهدی اندک در مورد وضعیت واقعی بنادر جنوب کشور در مقایسه با بنادر جنوب ارائه داده و سپس یک پرسش جدی را مطرح کنیم.
۸۰ درصد تجارت ایران از طریق بنادر جنوبی است و اختلالاتی مانند محاصره دریایی، بخش بزرگی از صادرات و واردات را دچار مشکل میکند. در سال ۱۴۰۳ تعداد ۱۶ پایانه استراتژیک جنوب با ثبت ۶۶.۸ میلیارد دلار تجارت، ۵۱ درصد تجارت غیرنفتی ایران را به خود اختصاص دادند. در حالیکه ۳۳ گمرک مرزی در شمال، غرب و شرق تنها ۲۲.۳ میلیارد دلار، معادل ۱۷ درصد تجارت را پوشش میدهند.
در این وضعیت اگرچه دولت و مسئولانی مانند استاندار گیلان و مدیرعامل منطقه آزاد انزلی از افزایش نقش بنادر شمالی، به ویژه کاسپین، در تامین کالاهای اساسی سخن میگویند، اما کارشناسان معتقدند این بنادر هرگز توان جایگزینی بنادر جنوبی را ندارند. ایران سالانه حدود ۱۷۰ میلیون تن کالا جابهجا میکند که ۱۶۰ میلیون تن آن از بنادر جنوب، تنها ۷ میلیون تن از بنادر شمال و ۲ میلیون تن از مسیر جادهای انجام میشود. مهمترین محدودیت، ظرفیت لجستیکی و عمق کم دریای خزر است.
در بنادر شمالی فقط کشتیهای ۲ تا ۲.۵ هزار تنی و در موارد استثنایی ۴ هزار تنی امکان پهلوگیری دارند، در حالیکه نهادههای دامی و غلات از آرژانتین با کشتیهای ۵۰ تا ۶۰ هزار تنی وارد بندر امام خمینی میشوند. همچنین با وجود ۳۵ پست اسکله در شمال، حداکثر ظرفیت عملیاتی این بنادر حدود ۱۰ میلیون تن در سال برآورد میشود؛ رقمی که حتی با توسعه نیز فاصلهای بسیار زیاد با ظرفیت بنادر جنوبی دارد و نشان میدهد بنادر شمال تنها میتوانند نقش پشتیبان را ایفا کنند، نه جایگزین.
ایران کشوری با مرزهای زمینی و دریایی پهناور است و امکان محاصره سراسری آن وجود ندارد. فارغ از این بحث، حالا اما پرسش اساسی این است؛ بر فرض که جمهوری اسلامی ایران بتواند اندکی از ظرفیت خفته بنادر شمال را با وجود همه محدودیتهای لجستیکی و حتی فنی بیدار کرده و بر حجم فعالیت آن با هدف تامین کالاهای اساسی و ادامه صادرات و واردات بیافزاید.
اما آیا این رخداد یعنی حمله پهپادی اوکراین و احتمال تکرار آن میتواند دامنه یکی از بزرگترین جنگهای اروپا را رفته رفته به محیط امنیتی ایران نزدیکتر کند؟ آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در مجموعهای متنوع از پیچیدگیهای امنیتی قرار داشته که بزرگترین آن جنگ 5 ماهه با ایالات متحده آمریکا و حتی برخی کشورهای عربی منطقه است؟!
وزارت دفاع روسیه در روزهای اخیر اعلام کرده در پاسخ به اقدامات اوکراین، به یک کشتی باری حامل سلاح این کشور در دریای سیاه حمله کرده است. هر دو کشور یکدیگر را به انجام حملات مرگبار متهم کردهاند. این نشان میدهد همچنان باید منتظر حملات تلافیجویانه دو طرف به خصوص در چنین پهنههایی باشیم.
سوال اینجاست. در چنین وضعیتی ادامه برنامهریزی مقامات کشور برای فعالسازی هر چه بیشتر کشتیرانی در دریای خزر به کجا خواهد انجامید؟ آیا اساسا چنین حملاتی از سوی اوکراین که تحت حمایت ناتو قرار دارد؛ امکان دارد باز هم تکرار شود و در این صورت سرنوشت تجارت ایران با روسیه و سایر کشورهای حاشیهای بزرگترین دریاچه جهان که به گفته مقامات کشور قرار بود جانی تازه بگیرد چه خواهد شد؟
آیا چشمانداز تجارت دریایی در دریای خزر رفته رفته به مانعی بزرگ و جدید که در نوع خود میتواند جدی هم باشد برخورد میکند؟ باتوجه به تغییر قواعد بازی و گسترش دامنه جنگهای به هم پیوسته، لازم است کارشناسان اقتصادی، حمل و نقل دریایی و تجارت بینالمللی وارد این حوزه شده و به ارائه تحلیلهای فنی در خصوص رویای کریدور امن در دریای خزر بپردازند.