فقدان نگاه جامع به آینده سیمای شهری؛

لاهیجان تنها کجی را از پیزا گرفت …

0 ۱۰

دیر زمانی از روزگاری که نام لاهیجان بر صفحات روزنامه‌ها و مجلات کشور در کنار واژه‌هایی چون آبادانی، فرهیختگی، رونق و زیبایی می‌درخشید، نگذشته است. شهری که به واسطه طبیعت کم‌نظیر، باغات همیشه‌سبز چای، هوای دل‌انگیز، خاک حاصل‌خیز، پیشینه تاریخی و معماری هماهنگ با اقلیم و فرهنگ خویش، شایسته عنوان ((عروس گیلان)) شناخته می‌شد.

 

لاهیجان، زیبایی خود را نه از انباشت عناصر پر زرق ‌و برق بلکه از هماهنگی میان طبیعت، انسان و معماری به دست آورده بود. شهری که در آن، کوه و باغ و خانه و زندگی روزمره، در گفت‌وگویی آرام و دلنشین کنار یکدیگر قرار گرفته بودند.

 

خانه‌ها و عمارت‌های گذشته اگرچه ساده بودند، اما با منطق اقلیم ساخته می‌شدند و با باران این سرزمین کنار می‌آمدند، با شیوه زیست مردم هماهنگ بودند و در سکوت خود، روایتگر فرهنگ و هویت یک منطقه بودند.

 

اما شهرها تنها با گذر زمان تغییر نمی‌کنند، گاهی در اثر نبود اندیشه و برنامه، آرام‌آرام از خویشتن فاصله می‌گیرند. آنچه امروز لاهیجان را تهدید می‌کند، صرفا افزایش ساخت ‌و ساز یا تغییر کالبدی شهر نیست. بلکه فقدان یک نگاه جامع به آینده سیمای شهری است.

 

چهره یک شهر، حاصل مجموعه‌ای از تصمیم‌های کوچک و بزرگ است. از نحوه طراحی یک ساختمان تا شکل‌گیری خیابان‌ها از انتخاب مصالح و رنگ نما ابنیه تا نسبت بناها با طبیعت و چشم‌اندازهای شهری.

هنگامی که این اجزا بدون یک چارچوب مشترک و بدون یک نقشه راه روشن شکل گیرند، شهر به مجموعه‌ای از عناصر پراکنده تبدیل می‌شود؛ عناصری که هر کدام به تنهایی شاید قابل دفاع باشند، اما در کنار یکدیگر، تصویری آشفته و بی‌هویت ایجاد می‌کنند.

 

تصویر منتشرشده از ساختمانی در لاهیجان با نمایی برگرفته از برج پیزا، تنها مساله یک ساختمان یا یک انتخاب زیبایی‌شناختی نیست. این تصویر، نشانه‌ای از یک خلا بزرگ‌تر است! خلایی که در نبود سیاست روشن برای طراحی منظر شهری، نبود ضوابط جامع برای هویت بصری ساختمان‌ها و فقدان یک نگرش بلندمدت به معماری شهر آشکار می‌شود.

 

شهری با چنین پیشینه تاریخی و طبیعی، نیازمند آن است که بداند چه تصویری از خود می‌خواهد به آیندگان و جهان ارایه دهد. آیا قرار است هر ساختمان، روایت شخصی و جداگانه‌ای داشته باشد یا بناها باید در کنار یکدیگر، داستان مشترک یک شهر را روایت کنند؟

 

در بسیاری از شهرهای صاحب هویت، معماری معاصر نه با تقلید از نمادهای بیگانه، بلکه با بازخوانی ویژگی‌های بومی شکل می‌گیرد. آن شهرها برای حفظ زیبایی، تنها به کنترل ارتفاع و تراکم بسنده نمی‌کنند. بلکه برای خط آسمان شهر، منظر خیابان، تناسبات حجمی، مصالح، رنگ و رابطه بناها با فضاهای عمومی برنامه دارند.

 

خط آسمان، تنها مرزی میان ساختمان و آسمان نیست؛ بخشی از حافظه بصری یک شهر است. شهرهایی که دارای هویت معماری هستند، اجازه نمی‌دهند این خط به مجموعه‌ای بی‌نظم از ارتفاع‌ها، فرم‌های ناهمگون و عناصر بی‌ارتباط تبدیل شود. زیرا هر ساختمان، بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر است؛ تصویری که متعلق به همه شهروندان است، نه تنها مالک یک ملک.

 

لاهیجان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تدوین یک طرح جامع منظر شهری است، طرحی که بتواند میان توسعه و هویت تعادل ایجاد کند. نیازمند ضوابطی روشن برای نماهای شهری، بازنگری در شیوه نظارت بر طرح‌های معماری، تعریف اصول مشخص برای نماسازی و ایجاد یک چشم‌انداز معماری متناسب با روح این شهر است.

 

چندی پیش نیز تصویری از زمین فوتبال روستای لیالمان لاهیجان در سطح جهانی دیده شد. تصویری که اگرچه از نظر امکانات، روایتگر کمبود زیرساخت بود اما در دل خود یک سرمایه بزرگ را آشکار می‌کرد: مردمانی که با وجود محدودیت‌ها، شور، امید و علاقه خود را حفظ کرده‌اند.

 

آن تصویر، پرسشی دیگر را پیش روی ما گذاشت! چرا شهری با چنین سرمایه انسانی و چنین علاقه‌ای، هنوز نتوانسته است زیرساخت‌هایی شایسته برای شکوفایی استعدادهای خود فراهم کند؟

این دو تصویر، یکی از منظر معماری و دیگری از منظر اجتماعی، دو سوی یک مساله مشترک را نشان می‌دهند: فاصله میان ظرفیت‌های واقعی لاهیجان و برنامه‌ریزی‌ای که باید این ظرفیت‌ها را به فرصت تبدیل کند.

 

مساله امروز لاهیجان، نبود زیبایی نیست. این شهر از طبیعت، تاریخ و فرهنگ غنی برخوردار است. مساله، نبود یک نگاه یکپارچه برای حفاظت، هدایت و تبدیل این سرمایه‌ها به سیمای شهری شایسته است.

شهرها زمانی هویت خود را از دست می‌دهند که هر جز آن، بدون توجه به کل شکل بگیرد. معماری بدون اندیشه شهری، ساختمان‌هایی پراکنده می‌سازد اما معماری در کنار برنامه‌ریزی شهری، می‌تواند هویت، خاطره و تعلق ایجاد کند.

 

لاهیجان هنوز همان شهر باران، چای، باغ و تاریخ است. اما حفظ این هویت نیازمند آن است که توسعه آینده آن، بر پایه شناخت گذشته و با نگاهی مسئولانه به آینده شکل گیرد. زیرا شهر، تنها مجموعه‌ای از بناها نیست. شهر، تصویری است که یک نسل برای نسل‌های بعد به یادگار می‌گذارد.

و پرسش نهایی این است:

آیا تصویری که امروز از لاهیجان می‌سازیم، شایسته شهری است که روزگاری «عروس گیلان» نامیده می‌شد؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.