بلندمرتبه‌سازی در رشت؛

رویای توسعه یا کابوس یک شهر تاریخی؟

0 ۶

رشت، مرکز استان گیلان از معدود شهرهای ایران به شمار می‌آید که ترکیبی نادر از ویژگی‌های جغرافیایی و اقلیمی را در خود جای داده است، شهری با اقلیم معتدل و مرطوب، بارش سالانه بالا، پوشش گیاهی غنی، نزدیکی به دریا و کوهستان و بافتی تاریخی و فرهنگی که ریشه در قرن‌های گذشته دارد.

 

این ویژگیهای منحصر به فرد موجب شده رشت در جایگاهی قرار گیرد که در جهان، تنها تعداد محدودی از شهرها از این ویژگی‌ها برخوردارند. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا شهرهایی با ویژگی‌های مشابه رشت در نقاط دیگر جهان، توانسته‌اند از این پتانسیل بهره ببرند و به الگوهایی موفق در توسعه پایدار و شهرسازی هوشمند بدل شوند اما رشت همچنان درگیر بحران‌های ترافیکی، بلندمرتبه سازی بی‌ضابطه و نابودی هویت خود است؟ برای پاسخ به این پرسش، نگاهی به سه شهر جهانی که از نظر اقلیم و ویژگی‌های طبیعی، شباهت چشمگیری با رشت دارند می‌اندازیم.

 

_برگن در سواحل غربی نروژ با حدود ۲۸۵ هزار نفر جمعیت، به «شهر باران» شهره است. این شهر که سالانه بیش از ۲۰۰ روز بارانی را تجربه می‌کند، از نظر اقلیم و پوشش گیاهی شباهت چشمگیری به استان گیلان و مرکز آن، رشت دارد. هر دو، میان کوه و دریا جای گرفته‌اند و دارای بافت کهنی هستند، اما رویکردشان در مواجهه با مدرنیته تفاوت اساسی دارد.

 

در برگن با وجود تراکم جمعیت و ضرورت توسعه، ساخت ‌و ساز بلندمرتبه در محوط تاریخی ممنوع است؛ از این رو محله  «بریگن» که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده  هنوز با همان کلبه‌های چوبی رنگارنگ خود پابرجا مانده است.

 

ارتفاع‌سازی تنها در محدوده‌های معین و بیرون از این بافت کهن مجاز شمرده می‌شود و بر بلندای ساختمان‌ها نظارت دقیقی اعمال می‌گردد. حاصل چنین سیاستی، شهری زنده و پویاست که هم مقصدی پر رونق برای گردشگران به شمار می‌رود و هم از اقتصادی باثبات و هویتی ماندگار برخوردار است.

 

-پورتلند در ایالت اورگان آمریکا، با جمعیتی حدود ۶۵۰ هزار نفر، اقلیمی معتدل و مرطوب، بارش فراوان و پوشش گیاهی غنی دارد؛ ویژگی‌هایی که به شکل شگفت‌انگیزی رشت را به یاد می‌آورد. اما این شهر امروز به عنوان یکی از سبزترین و پایدارترین شهرهای جهان شناخته می‌شود.

 

راز موفقیت پورتلند در چیست؟ در سال ۱۹۷۹ پورتلند مفهومی به نام «مرز رشد شهری» را وضع کرد؛ خطی نامریی که فراتر از آن، اجازه ساخت‌ و ساز داده نمی‌شود. این تصمیم جسورانه، مانع گسترش بی‌رویه شهر شد و توسعه را به سمت تراکم هوشمند و کنترل‌شده هدایت کرد. در پورتلند، بلندمرتبه‌سازی ممنوع نیست، اما به شدت هدفمند است.

 

برج‌ها تنها در پهنه‌های مرکزی و در امتداد خطوط حمل‌ و نقل عمومی مجاز هستند و هر ساختمان بلند موظف است بخشی از فضای خود را به فضای سبز عمومی، مسیرهای دوچرخه و پیاده‌روهای وسیع اختصاص دهد. افزون بر این، پورتلند دارای گسترده‌ترین شبکه فضاهای سبز شهری در آمریکا است و بیش از ۱۷ درصد از مساحت شهر به پارک‌ها و فضاهای طبیعی اختصاص یافته است.

 

-کیوتو در ژاپن، با جمعیتی حدود ۱٫۵ میلیون نفر، اقلیمی مرطوب و بارانی، پوشش گیاهی غنی و بافتی تاریخی بی‌همتا دارد. این شهر یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ژاپن است و مانند رشت، میراث فرهنگی گران‌بهایی را در خود جای داده است.

 

اما کیوتو با یک چالش بزرگ روبه‌رو بود: چگونه می‌توان همزمان شهری مدرن و پیشرفته بود، اما هویت تاریخی را نیز حفظ کرد؟ پاسخ کیوتو، وضع سخت‌گیرانه‌ترین قوانین ارتفاع ساختمان در ژاپن بود. در سال ۲۰۰۷، این شهر قانونی تصویب کرد که براساس آن، حداکثر ارتفاع ساختمان‌ها در مناطق مرکزی به ۳۱ متر و در برخی محلات تاریخی به ۱۵ متر محدود شد.

 

حتی نمای بیرونی ساختمان‌ها، رنگ‌بندی، نوع تابلوهای تبلیغاتی و طراحی سقف‌ها نیز تحت ضوابط دقیق قرار گرفت. کیوتو امروز یکی از پربازدیدترین شهرهای جهان است، سالانه بیش از ۵۰ میلیون گردشگر جذب می‌کند، هویت تاریخی خود را حفظ کرده و در عین حال، اقتصادی پویا و مدرن دارد. ژاپنی‌ها ثابت کردند که برای توسعه، نیازی به قربانی کردن هویت نیست.

 

مقایسه رشت با برگن، پورتلند و کیوتو، سه درس کلیدی به ما می‌دهد: نخست اینکه توسعه در گرو نابودی هویت نیست و این سه شهر ثابت کرده‌اند که می‌توان همزمان پیشرفت کرد و هویت را حفظ کرد و آنچه لازم است، اراده و برنامه ریزی بلندمدت است نه سود کوتاه مدت.

 

دوم اینکه بلندمرتبه‌سازی به خودی خود بد نیست، اما بی‌ضابطه بودن آن فاجعه آفرین است؛ در برگن، پورتلند و کیوتو، برج‌ها تنها در پهنه‌های مشخص و با ضوابط دقیق ساخته می‌شوند اما در رشت، هرکس هرجا اراده کند، برج بلند می‌کند.

 

سوم اینکه حکمرانی شهری، مهمتر از پتانسیل شهری است؛ رشت از نظر اقلیم، فرهنگ و موقعیت جغرافیایی، هیچ کم از این سه شهر ندارد، چه بسا در برخی جنبه ها برتر هم باشد، اما آنچه رشت را عقب نگه داشته، نه کمبود پتانسیل، بلکه نبود اراده و مدیریت هوشمند است.

 

پاسخ به این پرسش که چرا رشت با وجود تمام پتانسیل ها، از این الگوها عقب مانده، در چند عامل ریشهای نهفته است:

نگاه کوتاه مدت مدیران شهری که به جای برنامه ریزی بیست ساله، تنها به درآمد امسال شهرداری فکر می‌کنند، نفوذ سازندگان و لابی ساخت و ساز که ضوابط را به سود خود دور می‌زنند، بی‌توجهی به مطالعات علمی و کارشناسی که سالهاست نسبت به عواقب بلندمرتبه سازی بی‌ضابطه هشدار داده اند، چرا که کارشناسان زمین شناسی بارها هشدار داده‌اند که ساخت و سازهای مرتفع در بستر خاک نرم و سطح آبهای زیرزمینی بالای رشت، بدون مطالعات دقیق ژئوتکنیکی، می‌تواند فاجعه آفرین باشد و در نهایت ضعف نظارت شهروندی و نبود سازوکارهای واقعی برای مشارکت مردم در تصمیم گیری های شهری.

 

در برگن، هر شهروند حق دارد در جلسات عمومی شهرداری شرکت کند و درباره طرح‌های توسعه اظهارنظر کند. در پورتلند، شوراهای محلی قدرت واقعی در تصمیم‌گیری‌های شهری دارند. در کیوتو، انجمن های محله محور، ناظر جدی بر اجرای ضوابط ساختمانی هستند.

 

اما در رشت، شهروند عادی حتی نمی‌داند در محله اش چه برجی قرار است ساخته شود. بلندمرتبه سازی در رشت، دیگر یک پدیده نوظهور نیست؛ به یک روند بی مهار بدل شده است. برج هایی که بی‌توجه به اقلیم مرطوب گیلان، بدون مطالعه بارگذاری ترافیکی، بدون در نظر گرفتن هویت معماری بومی و بدون رعایت حریم بصری شهر، سر از خاک در می‌آورند.

 

این درحالیست که معماری سنتی گیلان، پاسخی هوشمندانه به اقلیم این منطقه بود؛ سقف های شیبدار برای بارش‌های فراوان، ایوان‌های سرتاسری برای تهویه هوا، مصالح بومی چون چوب و گالیپوش که با طبیعت هم آواز بودند. اما امروز، برج هایی از بتن و شیشه سر برآورده اند که نه با اقلیم شهر سازگارند، نه با فرهنگ آن.

 

نماهایی که کپی برداری ناشیانه از معماری‌های اروپایی و گاه خلیج فارس است؛ نماهایی که در تابستان‌های مرطوب گیلان تبدیل به کوره می‌شوند و در زمستان‌ها، رطوبت را در خود حبس می‌کنند. از سوی دیگر، معابر رشت برای این حجم از تراکم جمعیتی طراحی نشده‌اند.

 

وقتی به جای یک خانه ویلایی با چهار ساکن، یک برج بیست واحدی با ده‌ها خودرو بنا می‌شود، طبیعی است که خیابان‌های باریک این شهر، توان تحمل این بار اضافه را نداشته باشند. نتیجه را هر روز در ترافیک سنگین خیابان‌های معلم، نامجو و گلسار می‌بینیم. از سوی دیگر هر برج بلندمرتبه، مصرف کننده بزرگی از آب، برق و گاز است و تولیدکننده حجم عظیمی از فاضلاب و زباله.

 

اما آیا زیرساخت‌های شهری رشت، توان پاسخگویی به این حجم از تقاضا را دارند؟ شبکه فاضلاب رشت سالهاست که با بحران دست وپنجه نرم می‌کند. بارش‌های فصلی، خیابان‌های شهر را به رودخانه بدل می‌کند و آبگرفتگی معابر به یک معضل دایمی تبدیل شده است.

حال تصور کنید بر این بحران، ده‌ها برج جدید هم افزوده شود؛ نتیجه چیزی جز فاجعه نخواهد بود. یکی از دردناکترین جنبه‌های بلندمرتبه سازی در رشت، پدیده تخلفات ساختمانی است. بسیاری از برج های شهر با مجوز چهار یا پنج طبقه آغاز به کار می‌کنند، اما در نهایت به ده یا دوازده طبقه می‌رسند. سازنده جریمه ای می‌پردازد که در برابر سود کلان فروش طبقات اضافه، رقمی ناچیز است، و شهرداری هم با دریافت این جریمه، عملا تخلف را قانونی می‌کند.

 

کمیسیون ماده ۱۰۰ که قرار بود سدی در برابر تخلفات باشد در عمل به دستگاهی برای مشروعیت بخشی به آنها بدل شده است. سازنده می‌داند که با پرداخت مبلغی، می‌تواند هر خلافی را قانونی کند و شهرداری هم می‌داند که این جریمه‌ها منبع درآمد پایدار اوست.

 

در این میان، تنها بازنده، شهر است و شهروندانش. رشت زمانی به «شهر باران و باغ» شهرت داشت. اما امروز، باغات تاریخی این شهر یکی پس از دیگری قربانی برج سازی می‌شوند. باغ‌هایی که میراث چند نسل بودند، در عرض چند ماه به زمین‌های خاکی و سپس به اسکلت‌های بتنی بدل می‌شوند.

 

سرانه فضای سبز رشت بر اساس آمارهای رسمی، بسیار پایین تر از استاندارد جهانی است. در حالی که استاندارد جهانی سرانه فضای سبز شهری، بین ۲۰ تا ۲۵ متر مربع برای هر نفر است، این رقم در رشت به مراتب کمتر گزارش شده است. با ادامه این روند، آیا نسل بعدی رشت، تصویری جز بتن و آسفالت از شهر خود در ذهن خواهد داشت؟

 

در معادله بلندمرتبه سازی رشت، برندگان مشخص‌اند: سازندگان و سرمایه گذارانی که با کمترین هزینه، بیشترین سود را به جیب می‌زنند و شهرداریی که از عوارض و جریمه‌های تخلف، درآمدزایی می‌کند.

اما بازنده اصلی، شهروند عادی رشت است؛ کسی که در ترافیک روزانه گرفتار می‌شود، کسی که نور خانه‌اش پشت برج همسایه گم شده، کسی که دیگر نمی‌تواند هوای پاک تنفس کند، و کسی که آرام آرام شاهد نابودی هویت شهرش است.

 

بازنده، کودکی است که دیگر جایی برای بازی ندارد و سالمندی است که خاطراتش در میان بتن ها دفن می‌شود. با این حال، خبر خوش این است که هنوز دیر نشده است. رشت با وجود همه آسیب‌هایی که دیده، همچنان از پتانسیل باز تعریف خود برخوردار است. اما این بازتعریف، نیازمند تغییری بنیادین در رویکرد است و راهکارهای مشخصی را می‌طلبد که در جدول زیر به آنها اشاره شده است:

راهکار

شرح

بازنگری در طرح تفصیلی رشت

بازنگری طرح تفصیلی با نگاه به الگوهای موفق جهانی و تعیین دقیق پهنه های مجاز برای بلندمرتبه سازی و به رسمیت شناختن حریم بافت تاریخی

وضع قانون سختگیرانه ارتفاع وضع قانون سختگیرانه ارتفاع مانند آنچه در کیوتو اجرا شد، برای مناطق مرکزی و تاریخی رشت
پیادهسازی مرز رشد شهری پیاده سازی مفهوم مرز رشد شهری مانند پورتلند، برای جلوگیری از گسترش بیرویه شهر
اصلاح کمیسیون ماده100

اصلاح بنیادین کمیسیون ماده ۱۰۰ و پایان دادن به رویه «تخلف کن، جریمه بده، قانونی شو»

نهادینه سازی مشارکت شهروندی

نهادینه سازی مشارکت واقعی شهروندان در تصمیم گیری های شهری؛ به گونه ای که مردم رشت بدانند در محله شان چه ساخته می شود و حق اعتراض واقعی داشته باشند، نه اعتراضی که در پرونده ها بایگانی شود

حفاظت از باغات و بافت تاریخی

حفاظت جدی از باغات و بافت تاریخی شهر؛ به گونه ای که هیچ باغی بدون مطالعات زیست محیطی به زمین ساخت وساز بدل نشود

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.