یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در عدم توان رقابت برنج ایرانی با نوع وارداتی آن را باید در تفاوت فاحش قیمت آن دانست. قیمت تمام شده و هزینه تولید برنج ایرانی بسیار بالاست در حالیکه ارقام مختلف برنج وارداتی با قیمتهای بسیار پایینتری وارد کشور میگردد و این امر (هزینه بالای تولید و بهرهوری پایین) یکی از مشکلات اساسی برنجکاری ما در شمال ایران است که میبایست به صورت اصولی در درازمدت اصلاح شود.
البته فاکتورهای اصلی این هزینه بالای تولید در شرایط فعلی را بایست در تحریمها، تورم و افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی، حذف ارز ترجیحی و شوک سنگین قیمت و چندین برابر شدن نهادههای وارداتی، کود، سم، بذر، آب و غیره دانست. تورم شتابان و عنان گسیخته هزینههای نیروی انسانی و دستمزد تا هزینههای بستهبندی، حمل و نقل و فقدان ماشینآلات کشاورزی و زراعت مکانیزه از عوامل مهم عدم توان رقابت با برنج وارداتی است.
از طرفی با توجه به سیاست خرده مالکی در کشاورزی و پایین بودن متوسط زمین بهرهبرداران برنجکار در کشور در مقایسه با نقاط دیگر دنیا و این واقعیت مهم که کشاورز میبایست هزینههای یکساله زندگی خانواده خویش را نیز تامین کند؛ عملا روز به روز حتی با افزایش بهای برنج ایرانی نیز درآمد حاصله کفاف گردش اقتصادی زندگی آنان را نمیدهد و با توجه به عدم توجیه اقتصادی برای کاشت برنج و گران شدن قیمت تمام شده و صرفه اقتصادی بیشتر در واردات اگر واقعا به لحاظ اهمیت استراتژیک و بحث خودکفایی و امنیت غذایی و اشتغال همچنان به دنبال استمرار کشت برنج در استانهای شمالی کشور و جلوگیری از تاثیرات منفی و کمرشکنی که میتواند بر زندگی و معیشت و امنیت اقتصادی طبقات فرودست جامعه داشته باشد، به نظر میرسد باید نوعی چتر حمایتی برای کشاورزان و کشت برنج ایجاد نمود.
در شرایط حاضر با حذف ارز ترجیحی و آزادسازی هدفمند واردات برنج میتوان منابع حاصل از حذف ارز ترجیحی واردات را در قالب طرحها و بستههای حمایتی به کشاورزان و برنجکاران اختصاص داد که این امر میتواند به صورت نقدی و یا سوبسیدهای حمایتی برای کود، سم، بذر، آب، زمین، ماشینالات کشاورزی، تسهیلات بانکی و… باشد و یا حتی در شرایطی بخشی از این منابع را با وضع تعرفههایی بر واردات برنج ضمن ایجاد تعادل و امکان رقابت و حمایت از تولید داخلی تامین کرد.
کشت برنج در شمال ایران در حقیقت دیگر مانند گذشته نیست. افزایش هزینههای کارگر و نیروی انسانی، کمبود و ناپایداری وضعیت آب منطقه، بالا رفتن چند برابری قیمت کود و سم، سختی تامین ماشینآلات و نگرانی از فروش محصول با قیمت عادلانه فشار زیادی بر تولیدکنندگان وارد کرده است.
تغییرات آبوهوایی، کوچک شدن زمینهای کشاورزی و مهاجرت نیروی کار جوان به عنوان موانعی جدی برای برنجکاری است. بزرگترین دغدغه کشاورزان به خصوص در فصل نشاکاری و پس از آن مساله آب است. نوسانات بارشها، مدیریت ناکارآمد منابع آبی، فرسودگی شبکههای آبیاری سنتی و برداشتهای بیرویه، همواره سایه خود را بر سر مزارع برنج به ویژه برخی مناطق کم بارشتر انداخته است.
تولید برنج با کیفیت، پروسهای هزینهبر است. از خرید بذر مرغوب، هزینههای آمادهسازی زمین، تهیه کود و سم، تا دستمزد کارگر برای کاشت، داشت و برداشت هر کدام سهم قابل توجهی در سبد هزینههای کشاورزی دارند.
نوسان قیمت این نهادهها به ویژه در سالهای اخیر، فشار مضاعفی را بر تولیدکنندگان و برنجکاران وارد کرده و سودآوری و صرفه اقتصادی کشت برنج را به شدت کاهش داده است در بسیاری از مناطق ماشینآلات کشاورزی بسیار فرسوده و دسترسی به تجهیزات جدید و مکانیزه، بدلیل هزینههای بالای خرید و نگهداری آن برای بسیاری از کشاورزان کوچک و متوسط دشوار است که علاوه بر افزایش هزینهها بهرهوری و راندمان تولید را نیز کاهش میدهد.
برنجکاری مهمترین فعالیت اقتصادی و منبع مهم درآمد مردم در شمال کشور است. اگر براستی در پی حمایت از محصول ایرانی هستیم و میخواهیم برنج را به عنوان امنیت اقتصادی و حفظ اشتغال کشاورزان و یک کالای استراتژیک حفظ کنیم میبایست منابع حذف ارز ترجیحی را که سالها به صورت رانت به واردکنندگان داده میشد را به برنجکاران اختصاص دهیم تا برنجکار ایرانی قدرت رقابت با برنجهای وارداتی را داشته باشد وگرنه دیر زمانی نخواهد بود که روند فروش زمینهای کشاورزی و تغییر کاربریها (که آغاز گردیده) شتاب بیشتری خواهد گرفت و فاتحه برنج و برنجکاری استان و منطقه را خواهیم خواند.
برنج ایرانی با توجه به قیمتهای بالاتر آن نسبت به برنج وارداتی مشتریان خاص خود را در اقشاری از جامعه (طبقه متوسط) داشت که با گسترش بحران و فشار اقتصادی ناشی از تحریمها، آنان نیز بسوی اقشار تهیدست جامعه سوق یافته و بالطبع هر چه بیشتر به مصرف برنجهای وارداتی و ارزانتر تمایل مییابند.
مطالبات و مشکلات شالیکاران باید در اولویت تصمیمگیری مسئولان قرار گیرد و هرگونه تعلل در حمایت از تولید داخلی، امنیت غذایی و معیشت کشاورزان را با مخاطراتی مهلک مواجه خواهد کرد و سرانجام آنچه گفتنی است اینکه برای پیگیری مشکلات برنجکاری و مطرح کردن آن در سطح کلان مدیریت اجرایی و سیاسی کشور تشکیل سازمان برنج متشکل از همه تشکلهای صنفی مرتبط با برنج الزامی است.
تنها در این صورت است که کشاورزان و تولیدکنندگان و بازرگانان و همه دستاندرکاران عرصه برنج میتوانند سخنگویان واهی و جعلی برنج را کنار زده و با صدایی واحد و رسا و سیاستگذاری برای گذار از کشت سنتی و پراکنده بسوی کشت مکانیزه و صنعتی، تجاریسازی، برندسازی و ساماندهی شبکه توزیع محصول برنج و ارتقای برنجکاری کشور راهی بیابند و استاندار محترم و همه مسئولان و مدیران اجرایی ارشد استانهای شمالی کشور میبایست همه جانبه از این امر مهم و حیاتی حمایت و پشتیبانی نمایند.
بلی جناب استاندار گرامی، کشاورزی که اکنون بخاطر وضعیت معیشتیاش با فروش زمین روزگار می گذراند تنها در این صورت است که حال خوبی خواهد داشت.
«کارشناس صنفی و بازرگانی برنج»