نخستین گرمابه مدرن از باکو تا رشت؛

پاساژ «شیک» جای «فانتاریا» را تنگ کرد

0 ۴

گرمابه «فانتاریا»، حمامی مدرن و اختصاصی در باکو بود که توسط خانواده ارمنی تومانیان ساخته شده بود و مظفرالدین شاه در دومین سفر خود به فرنگ آن را توصیف کرده است. گرمابه دیگری به همین نام در ابتدای بازار، نخستین گرمابه مدرن در رشت بود که در اواخر دوره قاجار ساخته شد.

 

 فانتاریای رشت، کمتر از 50 سال بعد تخریب و به جای آن پاساژ شیک احداث گردید. این گرمابه مدرن دارای وان و دوش‌های آب گرم و سرد بود و بیشتر اقلیت‌های دینی و مسافران خارجی از آن استفاده می‌کردند.

***

از «فانتاریا»، تنها نامی باقی مانده، بر نقشه‌ای که در سال 1296 خورشیدی از شهر رشت کشیده شد. گرمابه فانتاریا در ابتدای بازار رشت بود، خیابان ورودی بازار و موسوم به «نظمیه». وقتی هنوز خیابان‌های جدید، مرکز شهر را از چهار جهت برش نداده بود، نخستین گرمابه مدرن رشت به سبک گرمابه‌های اروپایی در ابتدای بازار قد کشید.

 

گرمابه فانتاریا، نخستین حمام مدرن در رشت بود که در سال 1296 در ابتدای بازار رشت، ساخته شد. این گرمابه با داشتن وان، دوش های آب گرم و سرد، شیوه جدیدی از استحمام را به ارمغان آورد و بیشتر مسافران خارجی و اقلیت های دینی از این گرمابه استفاده می کردند

 

حمام «نقاره خانه» هم در ابتدای بازار بود، با تکرار معماری گرمابه‌های قدیم. تاریخی که پشت طاق و گنبدهای متعدد با شیشه‌های گلجام و حوض و خزینه تکرار می‌شد، با ساخته شدن «فانتاریا» به سبک جدید، خش برداشت.

 

فانتاریا فرق داشت؛ وان داشت، دوش‌های آب گرم و سرد، زنانه و مردانه هم نبود. گویی خیال و رویایی بود که از آینده آمده بود. می‌گفتند این گرمابه برای اقلیت‌های دینی است. اما همانقدر که اقلیت‌های دینی حق ورود به گرمابه مسلمین را نداشتند، مسلمانان می‌توانستند آزادانه به گرمابه «فانتاریا» بروند.

 

و این تناقض وقتی عجیب‌تر به نظر می‌رسد که در سایه تعصبات دینی« ارامنه نمی‌توانستند در روزهای بارانی در کوچه­ها گردش کنند، زیرا مردم گمان می­کردند اگر قطره­ای آب از دست یا لباس یک مسیحی روی مسلمانی بریزد سبب پلیدی او خواهد شد.» (گزارش رابینو، ص :91)

 

نمی‌دانیم فانتاریا دقیقا چه زمانی ساخته شده است. اما می‌دانیم که پیش از سال 1357 تخریب و جای آن پاساژ شیک ساخته شد. اصلا شاید نام خیابان «شیک» از نام همان گرمابه شیک و مدرن بر خیابان ابتدای بازار رشت باقی مانده باشد!

تجارت‌خانه ارامنه در رشت

سفرنامه ها را که ورق می‌زنیم آن سوی دریای کاسپین نیز نام «فانتاریا» بر گرمابه‌ای مدرن دیده می شود. در این گرمابه نیز رد ارامنه را می‌توان دید. مظفرالدین شاه در دومین سفر خود به فرنگ در باکو به گرمابه فانتاریا می‌رود و گرمابه‌ای که مخصوص خانواده ارمنی تومانیان بوده است.

 

شاه قاجار در باکو در عمارتی ساکن می‌شود که عمارت اعیانی تومانیان است و گرمابه اختصاصی دارد: « شنبه غره صفرالمظفر. برخاستیم حمامی در این عمارت تومانیانسیها هست. رفتیم لخت شدیم چون خیلی سرد بود دوباره رخت پوشیدیم و کالسگه خواستیم سوار شدیم بحمام فانتازی. حمام بسیار خوبیست مثل حمام کنترکسویل دالانی دارد جنبین آن اطاقها است که در آن اطاقها لخت می‌شوند آب سرد و گرم و دوش همه چیز دارد. لخت شدیم خاصه خان بود سر و تن شوری بعمل آمد وقتی حمام رفتیم امیر بهادر جنگ و حاجب الدوله همراه ما بودند…» (ص:33)

 

برادران «تومانیان» از دوره ناصری تجارتخانه‌ای در آذربایجان تاسیس و بعدها با خرید کشتی باری کار تجارت خود را از ایران به روسیه از طریق دریای خزر ادامه می‌دهند.(فصلنامه پیمان)

 

تومانیان در رشت نیز املاک داشتند. شاخص‌ترین آن اراضی صحرای ناصری بود که بعدها برای تاسیس بیمارستان پورسینای رشت خریداری شد. ارسال چندین فقره کمک‌های مالی از شرکت تومانیان برای آوارگان ارمنی اسکان داده شده در رشت، بعد از بحران انسانی 1297 خورشیدی نیز قابل ملاحظه است. شاید بانی و سازنده گرمابه‌ای مدرن فانتاریا در رشت نیز، تومانیان‌ها باشند که پیشتر در باکو گرمابه‌ای مدرن ساخته بودند. ضمن اینکه تجارتخانه ارامنه در ابتدای بازار رشت بود.

 

گرمابه دیگری با نام فانتاریا در باکو و به سبک مدرن توسط خانواده ارمنی تومانیان ساخته و مورد استفاده خصوصی ایشان بود و مظفرالدین شاه قاجار در دومین سفر خود به فرنگ از آن استفاده کرده و آن را توصیف کرده است. گرمابه فانتاریا در رشت پیش از سال 1357 تخریب شد و به جای آن پاساژ شیک را ساختند

 

در گیلان دو گروه اقلیت دینی(ارمنی و یهودی) بیش از سایر اقوام زندگی می‌کردند. ارمنیان پیش از اواخر سده 15 در رشت زندگی می‌کردند و برای خود کلیسا و کشیش داشتند. بیشتر این ارمنیان به دستور شاه عباس اول صفوی، مجبور به کوچ اجباری شدند.

 

شاه عباس در سال 999 براساس پیمانی؛ شهر تبریز، قسمت غربی آذربایجان، ارمنستان، شکی، شیروان و… را رسما به دولت عثمانی تسلیم کرد. وی در سال 1012ه. ق برای پس گرفتن سرزمین‌ های از دست داده با دولت عثمانی وارد جنگ شد و قسمت بزرگی از آذربایجان، قره باغ و ارمنستان را با قلعه ‌های بزرگ ایروان و نخجوان از عثمانی پس گرفت و کوچ اجباری 350 هزار تن ارمنی به شهرهای ایران با زور شمشیر به شهرهای ایران آغاز شد. و شاه عباس تمام شهرهای آباد ارمنستان را ویران و غلات و آذوقه را از بین برد تا در صورت پیشرفت سرداران ترک، خاک سوخته‌ای برای عثمانی به‌جا بماند.

24هزار یا به‌قولی 27هزار خانوار ارمنی در گیلان و مازندران ساکن شدند تا در توسعه نوغانداری به کار گرفته شوند. اما در اثر ناسازگاری اقلیم مرطوب گیلان، تنها 5 یا 6هزار خانوار ارمنی باقی ماند.(تاریخ ارمنیان گیلان)

 

میرزا حسین فرهانی که در اواخر دوره ناصری به رشت آمده بود، درباره جمعیت ارامنه می‌نویسد:« قریب دو هزار ارمنی در شهر و اطراف است که بعضی تبعه دولت علیه ایران و برخی تبعه خارجه اند.» (ص:42) و بنابه گزارش ظهیرالدوله، در اواخر دوره قاجار رشت 2هزار ارمنی تابع ایران داشت. (ص:64)

 

کوچ اجباری ارامنه بار دیگر بعد از انقلاب اکتبر1917 م روسیه و کشتار ارامنه توسط بلشویک‌ها رخ داد. طی این فاجعه انسانی، 10هزار ارمنی در سپتامبر سال 1918م ( 1297 خ) از راه دریای کاسپین وارد انزلی و رشت شدند. در این بحران انسانی، کمیته امداد آوارگان از سوی جامعه ارامنه رشت تشکیل و علاوه بر کمک‌های ارامنه مقیم ایران، شاهد دستورهای نوع دوستانه میرزا کوچک جنگلی برای اسکان و کمک‌های غذایی به ارامنه هستیم. در آن زمان تعداد یکصد خانوار ارمنی در رشت ساکن بودند. (ساهاکیان، صص:11 و 61)

 

پرسش اینجاست، با این تعداد ارمنی ساکن در رشت، آیا ارامنه و دیگر اقلیت‌های مذهبی گرمابه اختصاصی داشتند؟ با جستجوی فراوان، پاسخ روشنی تا زمان نگارش این گزارش یافت نشد.

ارامنه در بازار رشت صاحب تجارتخانه بودند، اما برای ساخت کلیسا نیاز به اجازه داشتند و اگر گرمابه اختصاصی داشتند، نیاز نبود در زمان بحران انسانی آوارگان ارمنی، گرمابه ای برای ایشان قرق شود.

در گزارش کمیته آوارگان، میزان هزینه خرید دیگ مسی برای استحمام و یا قرق یک گرمابه برای ارامنه ذکر شده است. با اینکه برخی منابع نوشته‌اند که فانتاریا برای ارامنه بود، ولی چندان قابل اعتماد نیست. زیرا در نقشه 1296 نام فانتاریا آمده و مهاجرت ارامنه یک سال بعد رخ داده است.

 

تعصبات مذهبی اجازه نمی‌داد اقلیت­های دینی در محلات مسلمانان و یا نزدیک به ایشان زندگی کنند. بنابراین، اقلیت‌ها به‌ویژه ارامنه، در محدوده‌های جدا زندگی می‌کردند. به‌موجب این باور، ورود غیرمسلمان به حمام مسلمین موجب ناپاکی حمام می­شد. بنابراین اقلیت­ها حق ورود به گرمابه مسلمانان را نداشتند.

 

تعصبات مذهبی اجازه نمی‌داد  اقلیتهای دینی در محلات مسلمانان و یا نزدیک به ایشان زندگی کنند. بنابراین، اقلیت‌ها به‌ویژه ارامنه، در محدوده‌های جدا زندگی می‌کردند. به‌موجب این باور، ورود غیرمسلمان به حمام مسلمین موجب ناپاکی حمام می‌شد

 

این باور مختص گیلان هم نبود و در گزارش مستشرقین، مطالبی پیرامون عدم حضور اقلیت­ها در گرمابه مسلمانان گزارش شده است. مگر در مواردی که حاکم یا خان منطقه، گرمابه را برای ایشان قُرق می­کرد. این موارد نیز استثنا بود و برای سفرای خارجی و یا محققانی بود که از طرف دولت با دعوتنامه یا سفارش نامه رسمی به ایران می­آمدند. نمونه بارز آن قرق یک گرمابه در سفر به شوش برای استفاده «مادام ژان دیولافوا» و همراهانش است.

 

در کتاب «پناهندگی ارامنه باکو به گیلان»، درباره شرایط بهداشتی آوارگان ارامنه توضیح داده شده است: «به‌خاطر شرایط زیست محیطی نامناسبی که آوارگان در آن به سر می‌بردند، قوای بدنی آن­ها به مرور تحلیل رفته و در معرض ابتلا به بیماری­های گوناگون قرار می­گرفتند. این امر از دید مسوولین کمیته پوشیده نماند و کمیته در این زمینه با فراهم کردن شرایط و امکانات مناسب بهداشتی، سعی کرد آنان را از احتمال بیماری دور نگه دارد. به عنوان مثال:

با عقد قرارداد با یکی از گرمابه­داران شهر، امکان استحمام هر پانزده روز یک بار برای آوارگان فرآهم شد.

 

با قراردادن سه دیگ مسی بزرگ و گرم کردن آب در آنها، در تمام ساعات شبانه روز، آب گرم مورد نیاز برای شست و شوی پوشاک آوارگان فرآهم شد. به هر نفر، یک فونت صابون، برای مصرف ماهانه اختصاص و به آن­ها تحویل داده شد.» (صص:17 و 18)

 

در این کتاب، همچنین جدولی از لیست مخارج انجام شده برای آوارگان چاپ شده است. در ذیل مخارج، هزینه استحمام برای 417 نفر قید شده است. همچنین هزینه مرمت دیگ‌های مسی به مسگرها که ممکن است دیگ‌هایی برای جوشاندن آب و استفاده بهداشتی بدن بوده باشد. (صص:34 و 25)

 

در نخستین مهاجرت ارامنه به رشت در دوره صفویه، محله سرچشمه یا «ارمنی بولاغ» محل زیست ارامنه می شود. و بعدها بخش اعظم محله استاسرای فعلی و بخشی از سعدی، ارمنی نشین شد. ارامنه تجارتخانه در بازار داشتند. و تجارتخانه خواجه ساطور در بازار در عکس‌های تاریخی دیده می‌شود. خانه او نیز طبق نقشه 1296 در کوچه‌ای به نام خواجو در بازارچه سبزه میدان بوده است. خواجه ساطور ارمنی همچنین بانی ساخت گرمابه ای در یکی از روستای اطراف رشت بود.

 

نمی‌دانیم، پیش از فانتاریا، ارامنه گرمابه اختصاصی داشتند یا شست و شو به روش سنتی و خانگی انجام می‌شد. و برنگارنده معلوم نشد که بانی و یا سازنده فانتاریای رشت دقیقا چه کسی و یا چه کسانی بودند. بی‌تردید مروادت تجاری و نزدیکی به باکو، الگوی جدیدی از معماری گرمابه را به گیلان آورد.

 

درکتاب«رشت شهر باران»، فانتاریا گرمابه­ای نمره معرفی شده که به سبک حمام­های اروپایی ساخته شده بود:«به سبب قرار گرفتن رشت در جاده ترانزیتی ایران و اروپا و ورود و خروج مسافران خارجی، ضرورت ایجاد حمام­های خصوصی که مطابق الگوی حمام خارجی دارای وان باشد، برای توریست‌ها و مسافران خارجی و اشخاص متجدد، احساس می­شد. از این نظر حمام­ های خصوصی یا به اصطلاح حمام نمره ایجاد شد. به ­نظر می­رسد اولین حمام خصوصی از این دست، حمام فانتاریا در ابتدای خیابان شیک باشد.

 

در نخستین مهاجرت ارامنه به رشت در دوره صفویه، محله سرچشمه یا «ارمنی بولاغ» محل زیست ارامنه می شود. و بعدها بخش اعظم محله استاسرای فعلی و بخشی از سعدی، ارمنی نشین شد. ارامنه تجارتخانه در بازار داشتند

 

بنا به گفته شاهدان و معمرین، این حمام از ورودی مسافران زن و مرد خارجی و (بعضا ایرانی!) ممانعتی نمی­نمود. این حمام که دارای نمره­های بزرگ وان‌دار بود، در سال­های قبل از انقلاب تخریب و درحال حاضر به صورت پاساژ شیک درآمده است.»(ص:259)

 

مظفرالدین شاه، پیش از رسیدن به باکو، در رشت نیز به گرمابه رفته است. او در عمارت دیوانی در مرکز شهر ساکن است و اشاره کرده که به گرمابه‌ای در آن حوالی رفته. اما نه توصیفی از گرمابه دارد و نه نام آن را در خاطراتش نوشته است. به احتمال گرمابه «دیوانی» یا حمام شاهزاده بوده است که برای طبقه خاصی از جامعه بود. و اگر در زمان حضور مظفرالدین شاه، گرمابه مدرن فانتاریا ساخته شده بود، او را به گرمابه مدرن شهر می بردند.

 

گرمابه شاهزاده در نقشه‌های دوره قاجار بین قبرستان مرکزی رشت و نزدیک به عمارت دیوانی (روبروی اداره پست کنونی) بود و طبق گزارش منوچهر ستوده، تا دهه 40 نیز این گرمابه پابرجا بود. (ص:249)

 

تنها گزارش ما از «فانتاریا»، محدود به یادداشت‌های شادوران نیکویه است. گرمابه ای شیک و مدرن که «پاساژ شیک» جای آن قد برافراشت و نام خود را بر ابتدای خیابانی نهاد که در زمان خود شیک و مدرن بود.

 

منابع:

  • نیکویه، محمود، «رشت شهرباران»، رشت: فرهنگ ایلیا، 1387.
  • ساهاکیان، م.دِر. در«پناهندگی ارامنه باکو به گیلان» (شرح گزارش کمیته امداد آوارگان به رشت، ترجمه و پژوهش: روبرت واهانیان و مسعود حقانی، رشت: فرهنگ ایلیا، چاپ دوم، زمستان: 1400.
  • طالبی، فرامرز «تاریخ ارمنیان گیلان»، رشت: ایلیا، چاپ دوم: 1385.
  • روبرت واهانیان، رشت به روایت پنج نقشه تاریخی، رشت: فرهنگ ایلیا، چاپ اول: 1404.
  • دومین سفرنامه مظفرالدین شاه قاجار (1320 ق)، با مقدمه و حواشی احمد خاتمی، 1391، انتشارات نشر شهر.
  • «سفرنامه ظهیرالدوله» همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان، به کوشش دکتر محمد اسماعیل رضوانی، تهران از انتشارات کتابخانه مستوفی.
  • «سفرنامه میرزا حسین فراهانی به قفقازیه- عثمانی- مکه 1302-1303»، باهتمام حافظ فرمانفرمانیان، از انتشارات مرکز تحقیق و مطالعه تمدن و فرهنگ ایران و خاورمیانه دانشکده ادبیات، سال انتشار: 1342.
  • ه. ل. رابینو، ولایت دارالمرز گیلان، ترجمه جعفر خمامی زاده، رشت: انتشارات طاعتی، چاپ سوم: 1366.
  • دیولافوا، مادام ژان «سفرنامه مادام دیولافوا، ایران، کلده، شوش»، ترجمه علی محمد فره‌وشی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ پنجم: 1371.
  • ستوده، منوچهر، « از آستارا تا استارباد»، جلد اول، تهران: آگه، به کوشش انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چاپ دوم: زمستان 1374. / چاپ اول: تابستان 1349
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.