آرشیو برچسب

یادداشت خصوصی

زردی من از تو، سرخی تو از من

«زردی من از تو، سرخی تو از من»، «غم برو، شادی بیا» و «محنت برو، روزی بیا»، از جمله اشعاری است که قدیمی‌ها، در شب چهارشنبه‌سوری با خود زمزمه می‌کنند. از گذشته تا حال در ایران رسم بر این بود که مقارن چهارشنبه آخر سال، خانواده‌های ایرانی به یمن رسیدن آوای بهار، از روی کپه‌های خار و گزن افروخته شده می‌پریدند. باور ایرانیان بر آن است که مراسم سه‌شنبه‌شب آخر سال، ریشه در اساطیر و فرهنگ ملی آنان دارد. این آیین نیز چونان: مهرگان، سده و نوروز  دارای رسوم خاص خود بوده و با آرامش و شادی در این روز برپا می‌شده است.…

وعده‌های بی سرانجام؛ دست های بازار خالی ماند

دو ماه پس از آتش‌سوزی بازار رشت، اندک امیدی هم اگر به بازار شب عید بود در ناامیدی و سوگواری مردمان شهر در فراق جوانانشان کمرنگ شد و در آغاز جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران رنگ باخت. اما در کنار این‌ها وعده‌های زمین مانده‌ ادارات، بانک‌ها و بیمه ها آزاردهنده تر بود. ذات بازار محافظه کاری و نجابت است. چندانکه در هیچ برهه‌ای از تاریخ، به تجمع و فریاد مشتاق نبود. چه آنکه، فریاد و بلوا در بازار اعتبار نمی‌آورد. سکوت است که اعتبار دارد. اینجا معرکه بورس نیست که فریاد بزنید. وعده اولیه دولت با شناخت نسبی از بازار…

درخت، روایتِ سبز ایستادگی

درخت در فرهنگ ایران باستان، نمادی از حیات، پایداری و پیوند با جهان معنوی بوده است. از نخستین روزهای تمدن ایرانی، طبیعت و به‌ویژه درختان جایگاهی مقدس در ذهن و دل مردم داشته‌اند. این نگاه ریشه در اسطوره‌ها، آیین‌ها و حتی باورهای دینی ما دارد. در بسیاری از متون کهن، درخت به‌عنوان نماد باروری، آرامش و نیروی جاودانه‌ی طبیعت معرفی شده است. در ایران باستان، هر فرد هنگام تولد فرزندش موظف بود، یک نهال سرو بکارد و درخت را به اسم فرزندش بنامد. ارزش درخت در ایران چنان بود که اگر کسی درختی را می‌شکست و به آن یا آسیب…

میدان‌داری در سوگ

این‌روزها که در فضاهای خصوصی و عمومی، پی‌گیری نام کشتگان، دیدن عکس‌هایشان، و مشاهده تصویرهای سوگواری خانواده‌ها، بخش عمده‌ای از زیست پسافاجعه ما را می‌سازد، گاهی اشک /گاهی فلج عاطفی و گاهی فریاد/ گاهی سکوت، ما را در پیوندگاه همدلی فعال و  فرسودگی قرار می‌دهد. بیشترِ ما کم‌کم از «چه شد»های شوکه‌کننده در جستجوی «چراها» و « چه باید کرد»های قانع کننده و امیدبخش به خواندن و شنیدن تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون روی آوردیم تا خود را از آن تاریکی مطلق بیرون بکشیم؛ بلکه راهی برای تاب‌آوری پیدا کنیم. باید…

میراث یک غیبت

پس از گذشت یک ماه و اندی از آتش‌سوزی بازار اصلی شهر و حضور معاون وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در بین بازاريان، تبعات غیبت اولیه مدیران و کارشناسان میراث در بین بازاريان به تدریج خودش را نشان می‌دهد. علی‌رغم این‌که نگارنده شخصا با اداره ميراث در صبح جمعه، 19دی، تماس گرفته و خواستار حضور یگان حفاظت در میان کاروانسراهای ثبت ملی بازار شدم اما به‌دلیل آماده‌باش یگان حفاظت در موزه‌های استان، حضور به‌موقع آنان میسر نشد. در روزهای بعد نیز، هرچه استاندار پای کار بود از بقیه خبری نبود. هرچند…

انگار برج‌ها جلوتر از عقلانیت می‌دوند

وقتی خبرها از پشت درهای بسته بیرون می‌زنند، یعنی تصمیمی در راه است که می‌تواند چهره یک شهر را برای همیشه تغییر دهد. برخی تصمیم‌ها، پیش از آن‌که ساخته شوند، نشانه‌های خود را در شیوه تصویب‌ آن بروز می‌دهند. زمانی که یک طرح شهری، پیش از آن‌که حتی فرصت ارائه پیدا کند. در کمتر از چند دقیقه به تصویب می‌رسد، باید نگران شد؛ نه از خودِ طرح، بلکه از مسیری که به این تصمیم ختم شده است. حالا زمزمه‌های بلندمرتبه‌سازی در رشت و برخی نقاط استان، دیگر صرفا یک شایعه نیست؛ طرحی که اگر جدی گرفته نشود، ممکن است پیش از آن‌که درباره‌…

زخم سبز

رشت، نگین فراموش‌شده شمال، در حال مرگی تدریجی و خاموش است؛ مرگی که حاصل نگاهی سودجویانه به منابع طبیعی و اجرای پروژه‌هایی برای نابودی آن است. این فرآیند نه ناشی از بی‌برنامگی یا ناآگاهی، بلکه نتیجه برنامه‌ریزی از پیش طراحی‌شده‌ای است که مسؤولان شهر خود بانی آن بوده‌اند. شهر باران اکنون در حال خفه‌شدن است: خفه در دود خودروها، خفه در زباله‌های انباشته در مسیر رودخانه‌ها و خفه در ساختمان‌های بلندی که مانند قارچ‌های سمی، بی‌هیچ برنامه و منطقی از هر سو سر برمی‌آورند و فضای شهر را مسموم کرده‌اند. اما آیا…

وقتی هوا گرم است و دل‌ها سرد

در حافظه جمعی ما، زمستان با سرما تعریف می‌شود، با بخار نفس‌ها، با آسمان خاکستری، با بارانی که بوی خاک را زنده می‌سازد. اما وقتی در میانه‌ی زمستان، هوا گرم‌تر از حد انتظار است و بارش‌ها کم‌جان و پراکنده‌اند، چیزی به‌هم می‌ریزد. انگار فصل‌ها جای خود را گم کرده‌اند. این بی‌نظمی آرام، تنها مساله‌ای هواشناسی نیست، بر روان ما هم اثر می‌گذارد. گرمای غیرعادی در زمستان، اغلب نتیجه‌ی تغییرات اقلیمی است. همان پدیده‌ای که در ادبیات علمی گرمایش جهانی نام دارد. افزایش میانگین دمای زمین، الگوهای بارش را تغییر می‌دهد و چرخه‌های…

چالش تعیین مزد 1405

تورم به گواه مرکز آمار ایران در یک‌ساله گذشته افزایش سرسام‌آوری داشته و راهکارهای دولت برای مهار شتاب آن تاکنون بی‌اثر بوده و نتوانسته آن را به‌نحو قابل انتظاری کنترل کند. از طرفی افزایش نجومی قیمت کالاهای اساسی سبد خانوار هم در طول این یک‌ سال اتفاق افتاده است که فشار زیادی به جامعه وارد کرد. متعاقب اتفاقات این‌چنینی که در اقتصاد اتفاق افتاد، انتظار می‌رفت تصمیماتی که در خصوص حقوق و دستمزد کارگران در سال 1405 گرفته می‌شود با این دو عامل مهم اقتصادی هم‌راستا و همخوان باشد. متاسفانه باید گفت این حجم از افزایش…

امید در روزهای ناامیدی

این‌روزها در سوگی جمعی قرار گرفته‌ایم، سوگی که بیش از هر زمان دیگری همه ما را به همدلی با هم فرا می‌خواند. در شرایطی که جامعه در سوگی خاموش به‌سر می‌برد، تعاملات دوستانه، خانوادگی و اجتماعی رنگ و بویی دیگر گرفته و بسیاری تلاش می‌کنند تا سرمایه اجتماعی از دست رفته و امید ترک‌خورده را بازیابی کنند و از این‌رو از هر فرصت کوچک برای مراقبت، همدلی و همراهی با اطرافیان استفاده کنند. وقایع تلخ و فراموش‌نشدنی 18 و 19 دی‌ماه، موج اخبار و فیلم‌ها و تصاویری که بعد از آن منتشر شد، همه‌ی این‌ها اثر عمیقی بر روان جامعه ما…