در واکنش به ادعای شهردار رشت درباره لایروبی رودخانه‌ها؛

آقای شوقی؛ احیای زرجوب را ساده‌سازی نکنید

0 ۱۱۸

رودخانه زرجوب امروز بیش از آنکه یک مسیر آبی در شهر رشت باشد، آینه‌ای از مساله مدیریت آب، فاضلاب، پسماند و محیط‌زیست شهری است.

اکنون که طرح احیای رودخانه‌های رشت وارد مرحله اجرایی شده و لایروبی یکی از محورهای اصلی آن اعلام شده است و در گزارش‌های شهری اخیر از لایروبی بخش عمده زرجوب و گوهررود سخن به میان آمده، پرسش اصلی این نیست که «آیا زرجوب به لایروبی نیاز دارد؟»؛ پرسش مهم‌تر این است که لایروبی دقیقا قرار است کدام مساله را حل کند و چه تضمینی وجود دارد که چند سال دیگر همان رسوبات دوباره در رودخانه جمع نشوند؟

 

جناب آقای شوقی، شهردار محترم رشت؛ با توجه به اینکه لایروبی زرجوب به‌عنوان یکی از اقدامات اجرایی احیای رودخانه‌های رشت در دستور کار قرار گرفته است، مساله اصلی این گزارش مخالفت با اصل لایروبی نیست؛ بلکه تاکید براین نکته است که لایروبی باید در چارچوب یک برنامه جامع احیای رودخانه تعریف شود؛ برنامه‌ای که همزمان با برداشت رسوبات، به منابع آلودگی، کیفیت آب، نحوه مدیریت رسوبات و پایش بلندمدت نیز بپردازد.

 

این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا زرجوب با یک مشکل صرفا رسوبی مواجه نیست. مطالعات علمی اخیر نشان داده‌اند که رسوبات زرجوب و گوهررود حاوی مقادیر قابل‌توجهی از برخی عناصر بالقوه سمی هستند و در عین حال، پژوهش‌های انجام‌شده بر ضرورت کنترل ورود فاضلاب شهری به این رودخانه‌ها تاکید کرده‌اند.

 

مطالعات پیشین نیز منابع آلودگی زرجوب را مجموعه‌ای از شیرابه پسماند، پساب‌های صنعتی، فاضلاب‌های بیمارستانی، خانگی و رواناب‌های شهری و کشاورزی معرفی کرده‌اند. بنابراین، لایروبی در بهترین حالت می‌تواند یکی از مجموعه اقدامات لازم برای احیای رودخانه باشد نه خودِ احیای رودخانه.

 

لایروبی اگر با هدف مشخص و براساس مطالعه هیدرولیکی انجام شود، می‌تواند ظرفیت عبور جریان را افزایش دهد، مقطع موثر رودخانه را اصلاح کند، رسوبات انباشته‌شده را خارج کند و در برخی نقاط خطر پس‌زدگی و طغیان را کاهش دهد. از همین منظر، مدیریت شهری رشت نیز لایروبی را یکی از ابزارهای کاهش خطر آبگرفتگی معرفی کرده است.

 

اما میان لایروبی برای مدیریت سیلاب و لایروبی برای پاکسازی یک رودخانه آلوده در این سطح تفاوت بنیادی وجود دارد. اگر هدف دوم مدنظر باشد، نمی‌توان رسوب کف رودخانه را صرفا مانند خاک معمولی برداشت و در جایی تخلیه کرد. در رودخانه‌ای که سابقه ورود فاضلاب شهری و صنعتی دارد، رسوب ممکن است خود به مخزن آلاینده تبدیل شده باشد. مطالعه سال ۲۰۲۵ میلادی درباره زرجوب و گوهررود نیز نشان داده که رسوبات این رودخانه‌ها از نظر برخی فلزات بالقوه سمی نیازمند توجه و مدیریت بیشتر هستند.

 

به همین دلیل در پروژه‌های حرفه‌ای احیای رودخانه‌های آلوده، نخست باید نمونه‌برداری و پهنه‌بندی رسوبات انجام شود؛ سپس براساس نتایج آزمایشگاهی مشخص شود کدام قسمت واقعا  نیازمند برداشت است، کدام قسمت می‌تواند درمحل باقی بماند و رسوبات برداشت‌شده چگونه باید آبگیری، حمل، تصفیه یا دفع شوند.

 

راهنمای آژانس حفاظت محیط‌زیست نیز تاکید می‌کند که در مدیریت رسوبات آلوده، انتخاب راهکار باید مبتنی بر ارزیابی ریسک، کنترل منبع آلودگی، کاهش ریسک کوتاه‌مدت و بلندمدت و پایش پس از اجرا باشد. این راهکارها می‌توانند شامل بازیابی طبیعی تحت پایش، پوشش‌دهی رسوبات، لایروبی یا ترکیبی از آنها باشند. بنابراین لایروبی بدون تعیین تکلیف رسوب و محل دفع آن، می‌تواند آلودگی را از کف رودخانه به محل دیگری منتقل کند.

 

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های فنی پروژه، نحوه اجرای عملیات است. حرکت ماشین‌آلات در بستر رودخانه می‌تواند رسوبات ریزدانه را دوباره معلق کند و بخشی از آلاینده‌های جذب‌شده در رسوب را وارد ستون آب کند.

در نتیجه ممکن است رودخانه در کوتاه‌مدت نه‌تنها تمیزتر نشود، بلکه غلظت برخی آلاینده‌ها در آب افزایش پیدا کند. راهنمای تخصصی EPA برای رسوبات آلوده نیز دقیقا بر موضوعاتی مانند بازمعلق‌شدن رسوب، آزادشدن و انتقال آلاینده‌ها، مدیریت آب حاصل از لایروبی، آبگیری، تصفیه، حمل و دفع رسوبات تاکید دارد.

 

پس سوال مهم درباره پروژه شش‌کیلومتری زرجوب این است: رسوبات کجا نمونه‌برداری شده‌اند؟ چه آزمایش‌هایی روی آنها انجام شده؟ چه مقدار آلودگی تشخیص داده شده؟ با چه روشی برداشت می‌شوند؟ آب همراه رسوب چگونه تصفیه می‌شود؟ رسوب آلوده کجا دفن یا تثبیت می‌شود؟ و چه نهادی مسوول پایش پس از لایروبی است؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها در یک سند عمومی و قابل ارزیابی وجود نداشته باشد، نمی‌توان از «احیای زیست‌محیطی» سخن گفت؛ نهایتا می‌توان از یک عملیات عمرانی برای اصلاح موقتی مقطعی از رودخانه سخن گفت.

 

اما مساله اصلی جایی بالاتر از بستر رودخانه است. مهم‌ترین ضعف نگاه صرفا لایروبی‌محور این است که منبع آلودگی را دست‌نخورده باقی می‌گذارد. در سال‌های گذشته، مسوولان مختلف سهم قابل‌توجهی برای ورود فاضلاب شهری، صنعتی و شیرابه پسماند در آلودگی رودخانه‌های رشت مطرح کرده‌اند.

 

حتی در سال ۱۴۰۵ نیز تکمیل زیرساخت‌های فاضلاب به‌عنوان یکی از اقدامات اصلی کاهش ورود آلاینده‌ها دنبال شده و پروژه شبکه جمع‌آوری فاضلاب فخب و تصفیه‌خانه جنوب شهر به بهره‌برداری رسیده است.

 

این اتفاقات نشان می‌دهد که مسیر درست، ترکیب لایروبی با قطع ورودی آلاینده‌ها است. اگر امروز رسوبات آلوده خارج شوند اما فردا فاضلاب تصفیه‌نشده وارد رودخانه شود، فرآیند رسوب‌گذاری و آلودگی دوباره آغاز خواهد شد. در چنین شرایطی لایروبی تبدیل به یک چرخه پرهزینه می‌شود: برداشت رسوب، پرداخت هزینه، بازگشت آلودگی و سپس لایروبی مجدد. بنابراین پیشنهاد اصلی برای زرجوب باید تغییر رویکرد از لایروبی به برنامه احیای رودخانه باشد.

 

اما آیا می‌توان این کار را اصولی انجام داد و مدیریت کرد؟ پاسخ این پرسش نه «بله» مطلق است و نه «خیر». به نظر می‌رسد از نظر فنی، توان دانشگاهی، آزمایشگاهی، مهندسی آب، محیط‌زیست و پیمانکاری وجود دارد. مساله اصلی، هماهنگی مسوولان و پیوستگی مدیریت شهری است.

 

تجربه زرجوب نشان داده که مساله سال‌ها میان دستگاه‌های مختلف توزیع شده است؛ از شهرداری و آبفا گرفته تا آب منطقه‌ای، محیط‌زیست، مدیریت پسماند، دستگاه‌های صنعتی و استانداری. با تغییر مسوولان و مدیران شهری و تغییر سیاست‌ها و راهکارهای پیشنهادی، مساله و راه‌حل نیز تغییر کرده است. حتی در گذشته نیز نبود متولی واحد برای ساماندهی رودخانه‌های رشت به‌عنوان یک مشکل مدیریتی مطرح شده بود.

 

بنابراین نگرانی اصلی این نیست که «آیا پیمانکار می‌تواند لایروبی کند یا خیر؟»؛ احتمالا می‌تواند. نگرانی اصلی این است که آیا یک ساختار مستقل می‌تواند تمام زنجیره مساله را از منبع آلاینده تا تالاب انزلی مدیریت و ارزیابی کند؟ یا با تغییر مدیران و مسوولان شهری، مسیر و تداوم احیای زرجوب متوقف خواهد شد؟ اگر پاسخ منفی باشد، حتی یک پروژه عمرانی دقیق لایروبی نیز ممکن است فقط تسکینی موقت برای مشکل اصلی باشد.

 

جناب آقای شوقی، شهردار محترم رشت؛ اکنون می‌توان همین فرصت اجرای لایروبی را به نقطه آغاز یک نظام منسجم برای مدیریت رودخانه‌های رشت تبدیل کرد. مساله در اینجا متوجه یک دستگاه یا مدیر خاص نیست؛ بلکه به ضرورت هماهنگی میان مجموعه دستگاه‌های مسوول و ایجاد سازوکاری برای استمرار برنامه احیای رودخانه بازمی‌گردد.

اگر همزمان با اجرای عملیات، سازوکاری مشخص برای پایش کیفیت آب و رسوب، کنترل منابع آلاینده، انتشار عمومی داده‌ها و ارزیابی نتایج پروژه تعریف شود، می‌توان امیدوار بود که لایروبی از یک عملیات مقطعی فراتر رفته و به بخشی از یک برنامه پایدار تبدیل شود.

 

لذا آنچه که رشت و زرجوب به آن نیازمند است یک ساختار دائمی و تخصصی برای رودخانه‌های گیلان است؛ ساختاری فراتر از یک کمیته موقت یا کارگروه اداری. به نظر می‌رسد مرکز یا سازمانی برای احیای رودخانه‌های رشت با مصوبه قانونی و ساختار مشخص می‌تواند این ساختار دائمی را تامین کند؛ نهادی که شهرداری، شورای شهر، استانداری، آبفا، آب منطقه‌ای، محیط‌زیست، دانشگاه‌های استان و متخصصان مستقل در آن نماینده داشته باشند، اما مدیریت آن صرفا در اختیار یک دستگاه نباشد.

این نهاد می‌تواند پنج ماموریت اصلی مشخص داشته باشد: پایش دایمی کیفیت آب و رسوب؛ شناسایی و کنترل منابع آلاینده؛ مدیریت پروژه‌های احیا و لایروبی؛ انتشار عمومی داده‌ها؛ و ارزیابی سالانه عملکرد.

 

نسخه پیشنهادی می‌تواند یک برنامه پنج‌مرحله‌ای احیای زرجوب باشد:

-مرحله نخست: شناخت

نقشه‌برداری دقیق بستر، مدل هیدرولیکی، شناسایی منابع ورود فاضلاب و نمونه‌برداری نظام‌مند از آب و رسوب.

– مرحله دوم: قطع آلودگی

تکمیل شبکه جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب، کنترل پساب صنعتی و بیمارستانی، مدیریت شیرابه و حذف ورودی‌های مستقیم.

– مرحله سوم: احیای هدفمند رسوب

فقط بخش‌هایی که بر اساس آزمایش و ارزیابی ریسک نیازمند برداشت هستند لایروبی شوند؛ نه اینکه کل رودخانه صرفا با یک معیار حجمی پاکسازی شود.

 

– مرحله چهارم: احیای اکولوژیک

بازطراحی حاشیه رودخانه، تقویت پوشش گیاهی بومی، ایجاد نواحی حائل، افزایش تنوع زیستی و بازگرداندن عملکرد طبیعی رودخانه.

 

-مرحله پنجم: پایش بلندمدت

موفقیت پروژه باید یک، سه، پنج و حتی ده سال بعد اندازه‌گیری شود؛ نه اینکه با پایان عملیات پیمانکار، پروژه نیز پایان‌یافته تلقی شود.

 

مساله زرجوب درنهایت یک پروژه عمرانی نیست. زرجوب را نمی‌توان با بیل مکانیکی به وضعیت گذشته برگرداند. رودخانه محصول عملکرد یک شهر است و آلودگی آن نیز محصول همان شهر.

امروز فرصت مهمی در اختیار رشت قرار گرفته است. آغاز عملیات لایروبی می‌تواند شروع یک اقدام مفید باشد، به شرط آنکه لایروبی را پایان کار ندانیم؛ بلکه آن را نقطه شروع یک برنامه جامع احیای رودخانه بدانیم.

 

اگر قرار است شش کیلومتر از زرجوب لایروبی شود، بهتر است همزمان شش کیلومتر برنامه مدیریتی نیز برای آن تعریف شود: شش کیلومتر پایش، شش کیلومتر کنترل منابع آلودگی، شش کیلومتر احیای اکولوژیک و شش کیلومتر مسوولیت‌پذیری عمومی. در غیر این صورت، ممکن است چند سال دیگر دوباره «لایروبی زرجوب» لازم شود و این دقیقا همان چرخه‌ای است که باید از تکرار آن جلوگیری کرد.

 

زرجوب بیش از آنکه به یک پروژه جدید نیاز داشته باشد به یک نظام جدید برای مدیریت نیاز دارد؛ نظامی که رودخانه را نه یک کانال فاضلاب، نه یک پروژه عمرانی و نه صرفا یک ظرفیت گردشگری، بلکه یک اکوسیستم زنده و بخشی از زیرساخت طبیعی شهر رشت بداند.

 

امروز رشت بیش از تصمیمات نمایشی و پرسر و صدا، نیازمند تفکر ساختارمند و تصمیم‌گیری سیستمی است؛ زیرا هر پروژه‌ای که تعریف و اجرا می‌شود، اگر نتیجه‌ای هدفمند و پایدار به همراه نداشته باشد، می‌تواند به معنای صرف هزینه و انرژی بدون دستیابی به هدف نهایی باشد.

*منابع این یادداشت در تحریریه موجود است .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.