متون علمی، جنگلهای هیرکانی را به عنوان بازماندهای ارزشمند از دوران سوم زمینشناسی، با تنوع زیستی و گونههای بومی کمنظیر، که در یک منطقه جغرافیایی مشخص با شرایط اقلیمی ویژه و به صورت نوارهای ارتفاعی مجزا گسترش یافتهاند، تعریف میکنند. چنین ویژگیهایی، این جنگلها را نه تنها از نظر علمی، بلکه از نظر تاریخی و فرهنگی نیز به گنجینهای منحصربهفرد تبدیل کرده است. در مجموع حدود 40 درصد از مساحت استان گیلان را این جنگلها پوشاندهاند و از این نظر یکی از غنیترین استانهای کشور به شمار میرود و نقش مهمی در اقتصاد استان گیلان ایفا میکنند. علاوه بر ارزش ذاتی و خدمات اکوسیستمی این جنگلها، نقش آنها در معیشت و تامین نیاز جامعه محلی و تابآوری و پایداری اقتصادی استان غیرقابل انکار است.
با این اهمیت و جایگاه، این سؤال مطرح میشود که چرا حفظ جنگل تنها یک موضوع محیطزیستی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی و استراتژیک برای استان گیلان و کشور محسوب میشود؟ نقش جنگل در تابآوری و پایداری اقتصادی، فراتر از یک منبع طبیعی صرف است و به عنوان زیرساختی استراتژیک عمل میکند که از اقتصاد کشور در برابر بلایای اقلیمی محافظت کرده، منابع آبی برای کشاورزی را تامین میکند. این جنگلها از سیل، خشکسالی و طوفان جلوگیری میکنند و با تولید باران، چرخه آب را برای کشاورزی و تولید برقآبی حفظ میکنند.
امروزه اقتصاددانان و صاحبنظران، جنگلهای شمال را به عنوان زیرساخت طبیعی میشناسند که میتواند موتور محرک اقتصاد سبز و پایدار باشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که سرمایهگذاری در حفاظت از جنگلهای شمال، یک سرمایهگذاری با بازدهی بسیار بالا و چندبرابری است. علیرغم این پیشبینی که خروج مجریان طرحهای جنگلداری و توقف برداشت چوب از این جنگلها (تنفس جنگل) میتواند به کاهش تخریب کمی و کیفی آنها بینجامد، شواهد عینی نشان میدهد که نهتنها این هدف محقق نشده، بلکه روند تخریب شتاب نیز یافته است. همچنان طیفی از عوامل تهدیدکننده و تخریبگر، از جمله جنگلزدایی و تخریب زیستگاه، تغییرات اقلیمی و خشکسالی، آفات و بیماریها، قاچاق چوب، ورود دام به عرصههای جنگلی، همگنسازی جنگلها و کاهش تنوع زیستی و همچنین ضعفهای ساختاری و چالشهای حکمرانی، این جنگلها را با خطرات جدی روبهرو ساختهاند. در سایه عدم نظارت کافی، توریسم و جنگلگردشی در حال آسیب و صدمه جبرانناپذیر به این جنگلهاست و امروزه آثار جنگلگردشیهای غیرمسئولانه حتی در اعماق این جنگلها مشهود است. تلاش سازمان منابع طبیعی برای کسب درآمد از طریق ترویج فعالیتهای گردشگری، منجر توسعه بیضابطه گردشگری، تغییر کاربری اراضی، آلودگیهای گسترده و اختلال در کارکردهای اکولوژیک جنگلها و در مجموع تخریب این جنگلها شده است که ناشی از اولویت سود اقتصادی بر حفاظت، ضعف در حکمرانی و نظارت و نبود مشارکت واقعی جوامع محلی است. توریسم و جنگلگردی به خودی خود پدیدهای مخرب نیست، اما مدیریت ناپایدار و سوداگرانه، آن را به یک تهدید جدی برای جنگلها تبدیل کرده است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که با ایجاد چارچوبهای قانونی قوی، نظارت مستمر، مشارکت جوامع محلی و اولویت دادن به پایداری بر سود کوتاهمدت، میتوان توریسم را به ابزاری برای حفاظت از جنگلها تبدیل کرد.
با توجه به ارزش و اهمیت این جنگلها، ضروری است ترکیبی از اقدامات هماهنگ در سطح ملی و منطقهای برای حفاظت از جنگلهای باقیمانده و احیای مناطق تخریبشده طراحی و اجرا شود. این اقدامات میتواند شامل ایجاد و تقویت مناطق حفاظتشده با مدیریت مؤثر، چارچوب قانونی قوی برای جلوگیری از جنگلزدایی و برداشت غیرمجاز، مبارزه با عوامل تخریب نظیر تصرف اراضی جنگلی، قاچاق چوب و آتشسوزی از طریق نظارت دقیق (با استفاده از فناوریهای سنجش از دور) و اجرای قانون و همچنین حمایت از جوامع بومی و محلی باشد. در کنار این موارد، تقویت حفاظت فیزیکی و بهویژه فنی از این جنگلها و تامین مالی پایدار نیز از ارکان اساسی این راهبرد به شمار میرود.
با درک این واقعیت که مردم هم یکی از عوامل اصلی تخریب جنگلها و هم تنها راهحل نجات آنها هستند، نقش آحاد مختلف جامعه، از جوامع محلی وابسته به جنگل گرفته تا کشاورزان، گردشگران و مصرفکنندگان شهری، در سرنوشت این سرمایههای طبیعی حیاتی است. بیشتر آسیبهای واردشده به جنگلها، نه از روی بدخواهی، بلکه ناشی از فقر، نبود جایگزین اقتصادی، ناآگاهی و ضعف در نظارت و حکمرانی رخ میدهد. بنابراین، تغییر رفتار همه این گروهها از طریق ایجاد مشاغل پایدار و جایگزین برای جوامع محلی، فرهنگسازی و آموزش همگانی، اعمال قوانین بازدارنده برای متخلفان و شفافسازی زنجیرههای تامین برای مصرفکنندگان شهری، ضروری است. در نهایت، حفاظت پایدار از این جنگلها تنها در سایه مشارکت واقعی مردم، توانمندسازی اقتصادی جوامع محلی و تبدیل شدن هر شهروند از یک مصرفکننده بیتوجه به یک کنشگر آگاه و مسئول در قبال این گنجینههای ارزشمند، ممکن و میسّر خواهد بود.