حاشیه‌ای بر مصاحبه اخیر مراد ثقفی با رسانه پانوراما؛

تقدم گفت‌وگو بر پیش‌نیازهای رفرم سیاسی

0 ۲۰

گفت‌وگوی مهمی در باره مسائل ایران از مراد ثقفی در اینستاگرام منتشر شده است. که در آن ثقفی بر ۵ نکته تاکید داشت.
۱- عجله کردن: بلای نیروهای سیاسی ایران برای رسیدن به کاروان تمدن است.
۲- جایگاه ملت: به عنوان موسس قوانین اساسی، اصل همیشگی و هر روزه است.
۳- تقدم تفاهم بین نیروهای سیاسی: الویت توافق بر سر پیش‌نیازهای حکمرانی بر رفراندوم.
۴- بازگشت به شرایط عادی: تداوم نظم اجتماعی، بخشش و همکاری بین مردم را تسهیل می‌کند.
۵- عدم بازگشت به اقتدارگرایی: به دلیل گسترش سواد و شهرنشینی.

 

پس زمینه ذهنی و گفتمانی نیروی سیاسی بر خواب عمیق تاریخی ایران مدت ۴ قرن بنا شده است. زمانی که غرب با رنسانس، روشنگری و انقلاب صنعتی در حال تحول بود ایرانی‌ها در پیله سنت‌های کهن خود گرفتار بودند. جریان‌های تحول‌خواه مذهبی، لیبرال، ملی گرا و چپ، اقدام به ترویج انواع نظریات و سازمان‌های گوناگون برای تحقق ایده خود نمودند.

 

آنان با شتاب فراوان به طرح آرای خود عمدتا از طریق نوشته، سخنرانی و گاهی عملیات چریکی می‌پرداختند تا زودتر نظام حکمرانی موجود را ویران و نظام مطلوب خود را جایگزین کنند. آنان فرصت لازم برای واکاوی نظریه‌های خود و سایر نیروها را فراهم نمی‌کردند. همین شتابزدگی باعث گردید نتایج، شیوه و آزمون‌پذیری نظریه و اقدامات را مورد بررسی قرار ندهند.

 

ثقفی به ما یادآوری می‌کند اگر بر سر چارچوب‌های قوام بخش یک ملت با تکثر آن به تفاهم نرسیم همانند وقایعی چون انقلاب مشروطه، پس از شهریور ۱۳۲۰-۱۳۳۲ و سال‌های منتهی به بهمن ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۰ در دام ترور، خشونت بین نیروهای سیاسی، اتلاف سرمایه‌های انسانی، فنی، اجتماعی، گرفتار می‌شویم.

 

نکته مهم دیگر سخنان ایشان، تاکید بر نقش ملت به عنوان پایه‌گذار سنت سیاسی است. بیش از ۶۰ میلیون نفر به جمعیت ایران اضافه شد و آنان در زمان تصویب میثاق ناشی از انقلاب حضور نداشتند. پیمان کهن لباس مناسبی برای شرایط جدید نیست. همان‌طور که ۱۱ سال پس از انقلاب در ۶ مرداد ۱۳۶۸ ( با مشارکت ۵۴٫۵ درصد واجدین) به اصلاح قانون اساسی اقدام شد.

 

امروز که ۳۷ سال از اصلاح آن گذشته، بازاندیشی آن، عقلانی و راه برون رفت از بحران است. شرط لازم برای تحقق آن، گفت‌وگو و مفاهمه در باره چارچوب‌های لازم، برای تحقق حقوق بنیادی یک ملت به عنوان شهروند آگاه است. نیروهای سیاسی در باره کم و کیف دستیابی به بنیادهای حقوقی نیاز به طرح و بحث در باره محتوای آن را دارند. هنگامی که بر سر میثاق مشترک اتفاق نظر وجود ندارد، هر گونه رفراندوم، به تشدید بحران پس از آن منجر خواهد شد.

 

ثقفی معتقد است بخش بزرگی از مردم ایران، به دنبال زندگی عادی هستند. در این شرایط حل تنازعات بین‌المللی، گسترش سرمایه‌گذاری، اشتغال، کاهش تورم و عدم مداخله در ساحت‌های خصوصی زندگی مردم، به تداوم نظم سیاسی و اجتماعی کمک می‌کند. او شکاف عظیم ناشی از دی ۱۴۰۴ را نادیده نمی‌گیرد.

 

در عین حال اذعان دارد که در تاریخ ما (گر چه نه به این ابعاد) و سایر کشورها به شرط راهبردهای درست و بهنگام پس از آن، از چنین فاجعه‌هایی عبور کردند.به زعم او ایران در طی نیم قرن پس از انقلاب آن‌چنان از نظر آموزشی، شهری شدن و ارتباطات متحول شده است که امکان بازگشت به اقتدار‌گرایی، امکان‌پذیر نیست و گرنه به زودی با شکست مواجه خواهد شد.

 

هشدارهای مهم ثقفی نکات کلیدی پیش روی نیروهای سیاسی می گذارد و باید به آن اندیشید و تا بار دیگر تجربه شکست دیگری بر تجارب تاریخی ایرانیان افزوده نشود. در عین حال چند پرسش بی پاسخ می‌ماند.

 

۱- با توصیه اخلاقی نمی‌توان، از شتابزدگی نیروی سیاسی و اجتماعی جلوگیری کرد. همیشه عده‌ای نیروی رادیکال پیدا می‌شوند که امین‌السطان‌ها را ترور کنند یا در منطقه‌ای مثل کردستان، خوزستان و… به صرف دارا بودن قدرت، ساختار موجود را با روش ردیکال ویران کنند، در امان ماندن از آسیب‌های رادیکالیسم تخریب‌گر چگونه فراهم می‌شود. ۲- با وجود گسترش سواد و افزایش آموزش در طی بیش از یک قرن، همچنان از اقتدار‌گرایی ایران رنج می‌برد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.