گلسار از منظر شاخصهای کلانشهری، مدرنترین و منظمترین منطقه رشت به نظر میرسد و نسبت به دیگر نقاط شهر وضعیت مطلوبتری دارد. اما اجازه دهید امروز خود را در این منطقه برایتان روایت کنم؛ روزی که تلخیهایش نشان داد حتی مدرنترین نقطه شهر نیز برای یک شهروند معمولی چقدر ناامن و دشوار میتواند باشد.
تصورکنید امروز من با کودک چندماههام از خیابان اصلی گلسار عبور میکردم. اولین مانع، ماشینهایی بودند که نیمی از آنها در پیادهرو پارک شده و راه را کاملا بسته بودند. از آنجا که پیادهرو مسدود بود، به اجبار وارد خیابان شدم ناچار شدم کالسکه پسرم را به خیابان بکشم؛ در حالی که عرض خیابان کم بود، ماشینها کنار جدول ایستاده بودند و موتورسواران با سرعت بالا از کنارمان رد میشدند. همین جا بود که به دومین مانع رسیدم: جدول بلندی که هیچ رمپی نداشت.
برای بازگشت به پیادهرو چارهای نبود جز اینکه کالسکه را بلند کنم. پس از این کار، سومین مانع خود را نشان داد: سطحی از موزاییکهای شکسته که بر اثر مرمت نشدن، کاملا از هم گسیخته بود. آب باران شب گذشته در فرورفتگیهایش جمع شده بود و چرخ کالسکه در آن گیر میکرد.
کمی جلوتر مسیر تنگتر شد، آنقدر که دیگر جایی برای مکث یا نشستن یک فرد سالخورده یایک مادر خسته وجود نداشت. تنها جای امن برای رفع خستگی، بلندای جدول یا پلههای ورودی مجموعههای تجاری بود. این روایت تلخ و آزاردهنده یک پیادهروی ساده برای من و شاهکار پسر دلبندم، در بهظاهر مدرنترین منطقه رشت بود.
این وضعیت تلخ ریشه در تاریخ دارد. نام «گلسار» خود گویای نیت اولیهست: «گل» به معنای گل و گیاه، و «سار» به معنای مکان و سرزمین؛ رویای شهری سرشار از سبزی و طبیعت در کنار زندگی مدرن. اما امروز، گلسار نه تنها سبز نیست، بلکه پر از ساختمانهای بلندی شده که راه نفس را بستهاند. در زمان طراحی آن در سال ۱۳۵۵، جمعیت رشت حدود ۳۸۰ هزار نفر بود و گلسار شهرکی در حاشیه با خانههای ویلایی و آپارتمانهای کوتاه ارتفاع به شمار میرفت. تراکم جمعیت پایین، تردد بسیار محدود ماشینها و پیادهروهایی که برای همان تعداد عابر کافی بودند.
در آن فضا، نیازی به مبلمانی مانند نیمکت، سرویس بهداشتی یا پناهگاه باران حس نمیشد، زیرا عبور و مرور موقتی و جمعیت اندک بود. اما امروز، سال ۱۴۰۵ است و جمعیت رشت روز به روز در حال افزایش است. بسیاری از مهاجران، گلسار را مقصد خود انتخاب میکنند.
افزایش بیرویه جمعیت و ساختوسازهای بیضابطه، این منطقه را در مولفههایی مانند فضاهای نیمهباز، فضاهای نشستن و توقف، به پایینترین امتیاز در سطح شهر رسانده است. کاربری گذشته دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست و معضلات تازهای پدید آمدهاند.
یکی از این معضلات، به ویژه در شب، نبود نورپردازی استاندارد در پیادهروها و فضاهای عمومی است. رشت شهر ۲۴ ساعتهایست که در هر ساعت از شبانهروز، افراد با هر سنی در آن رفتوآمد میکنند. اما نورپردازی موجود نه امنیت مادرانی را که با کودک خود در شب تردد میکنند تامین میکند و نه ایمنی آنان را.
این یعنی حق مسلم شهروندی در فضاهای شهری نادیده گرفته شده است؛ حقی که منِ مادر و فرزندم به عنوان شهروند این سرزمین و این شهر داریم. اگر بخواهیم از منظر علمی، شاخصهای این منطقه را در یک جدول بررسی کنیم و از گذشته تا امروز مقایسه نماییم، به صورت زیر قابل ارایه است:
| شاخص |
وضعیت در زمان طرح اولیه |
وضعیت کنونی |
| تراکم جمعیت | پایین | بالا (فشردگی شدید) |
| تعداد خودرو | پایین | بسیار بالا |
| نیاز به فضای نشستن | کم(کاربری عمدتا عبوری) | زیاد(کاربری ترکیبی عبوری-حضوری) |
| نیاز به سرویس بهداشتی | پایین | زیاد |
| نیاز به پناهگاه باران | پایین(با توجه به الگوی زندگی) | زیاد(تبدیل به قطب پیاده روی تفریحی) |
| نورپردازی پیاده روها | متناسب با تردد محدود شبانه | ناکافی(عدم ارتقا هم راه با رشد تردد) |
امید است این شهر و این منطقه بیشتر مورد لطف مسوولین قرار گیرد، تا ما مادران و فرزندانمان بتوانیم بیشترین استفاده را از این منطقه زیبا داشته باشیم.
* دکتری معماری و شهرسازی و استاد دانشگاه تهران مرکز