به بهانه حضور مجدد ارزیاب در ماسوله؛

فرصت سوخته ماسوله را به آسبادها بدهید

0 ۲۲

سیراف، توس، آسبادهای نشتیفان و مساجد تاریخی ایران، پرونده‌های در صف انتظار ثبت جهانی ایران هستند. صفی که هرسال یک اثر شانس طرح در نشست سالانه یونسکو را دارد. امسال اما منتظر بودیم که ماسوله با تغییر نام پرونده، دوباره مطرح شود که نشد و ماسوله از الموت هم جا ماند.

 

ماسوله سال ۲۰۰۷ در لیست میراث تاریخی یونسکو به طور موقت ثبت شد. این پرونده  در سال ۲۶ شهریور ۱۴۰۲ (۱۷سپتامبر ۲۰۲۳) در چهل ‌و پنجمین اجلاس کمیته‌میراث‌جهانی یونسکو (UNESCO) بررسی شد اما پرونده با نظر ایکوموس (شورای بین‌المللی ابنیه و محوطه‌ها و بازوی مشورتی یونسکو) «دیفر» شد.

 

وقتی پرونده دیفر می‌شود برای ارایه مجدد باید تغییر نام دهد و قطعا دیگر تحت عنوان “منظر فرهنگی ماسوله” ثبت نخواهد شد. منظر فرهنگی که مشترک بین سه استان گیلان، زنجان و اردبیل بود.

 

فردای آن روزی که بعد از فراخوان و ثبت‌نام دویست نفر از ماسوله تا روستای زودله سر، دو کامیون زباله از پوشک بچه تا نوار بهداشتی و از سرنگ تا انواع بطری‌های یک‌بار مصرف جمع کردیم، تماس‌های مختلفی با مضمون مشترک از نقاط مختلف کشور داشتیم که” اصلا به شما چه فراخوان بدهید، اصلا ثبت جهانی ماسوله به شما چه، اصلا نظر مردم ماسوله را پرسیدید؟”

 

کمتر از دو روز بعد یکی از همان دویست نفر از جاده ماسوله تصویر و ویدیو ارسال کرد که با نیسان در حال تخلیه زباله در طول مسیر بودند. باز فکر نکردیم به ما چه. همچنان امیدوار به ثبت جهانی ماسوله بودیم‌. خودمان را گول می‌زدیم که نه حداقل حق ماسوله ثبت جهانیست.

نمی‌دانستیم یکی دنبال ثبت جهانی ماسوله در دوران مدیرکلی خود است و یکی دیگر پرونده را قبل از ارسال طوری تغییر می‌دهد که بازنویسی پرونده قبل از ارسال، خودش یک داستان جداگانه می‌شود.

 

ساده‌انگارانه بخش مسیرهای عشایر ماسوله را بعنوان بخشی از منظر فرهنگی ماسوله ارایه داده بودیم و خوشحال که یونسکو تعدادی از عکس‌های تردد متعددمان به ماسوله را پسندیده و درخواست کپی‌رایت آن را کرده است.

 

برای آخرین پاک‌سازی که قرار بود چند روز قبل از آمدن ارزیاب انجام دهیم، هزار نفر ثبت‌نام کردند و با کمک تمام دوستانی که پای کار بودند، اتوبوس و مینی‌بوس رایگان فراهم کردیم و ناگهان دستور آمد که بدلیل مباحث امنیتی و هم‌زمانی با کشته شدن مهسا امینی باید برنامه را لغو کنیم.

 

هرچه گفتیم آبروی استان است گوشی شنوا نبود. در نهایت هشت نفر و دو سواری به ماسوله رفتیم. دو نفر از کهنه ماسوله تا ماسوله، دو نفر رینگ روبروی ماسوله، دو نفر مسیر آبشار خربو و دو نفر هم مسیر چشمه می‌لرزان را روبیدیم. تهش هم در تماس با شهردار ماسوله درخواست کردیم یک نیسان تا کهنه ماسوله برود و پلاستیک‌هایی که هر سیصد چهارصد متر پر کرده و گذاشته بودیم به پایین منتقل کند.

 

ابعاد امنیتی پاک‌سازی زباله برایمان روشن نشد. اما عدم ثبت جهانی ماسوله کابوس بود. آن هم بیشتر به دلیل مشکل همیشگی استان. همان گعده‌ای که سال‌ها علیه پرونده مصاحبه کرده بود، روزها قبل از طرح ماسوله در اجلاس یونسکو، خبر از رد پرونده داد. از آن‌ها اصرار و از وزارتخانه انکار و درنهایت همان‌ شد که آنها گفتند و خواستند شد. هدفشان هیچوقت ماسوله نبود بلکه طرح نام خودشان بود.

 

امسال هم خوشبینانه منتظر طرح نام ماسوله بودیم. اما وقتی مسوول مربوطه ناگهان در صفحه اجتماعی خود خبر از طرح پرونده ماسوله در کنار سیراف در سال آینده در ترکیه داد، دیدیم به سراب دل بسته‌ایم. بعد که اخبار میراث منتشر شد و هر اسمی جز طرح مجدد ماسوله آمد، خواستم بنویسم که در ۱۴۰۱ چه بر ما که صرفا ماسوله را دوست داریم رفت.

 

دن کیشوت را شاید به یاد داشته باشید که به جنگ آسیاب‌های بادی رفت. ایران هم آسباد دارد. از خواف که به نشتیفان بروید می‌بینید که پیشینیان ما چگونه بادهای صد و بیست روزه سیستان را به بند کرده‌اند.

آسبادهای نشتیفان برعکس آسیاب های اروپا تیغه عمودی دارد که قدرت باد را به خدمت آرد کردن گندم در آورده است. با قدمتی به درازای انبار غله بودن جنوب خراسان تا تمام سیستان و بلوچستان. آنقدر به بهای مطرح شدن نام خود به ماسوله بی‌مهری کرده‌اند که این روزها با خود می‌گویم کاش فرصت ماسوله به آسبادها داده می‌شد. قناعت مردمان نشتیفان برگ برنده آن‌ها نسبت به طمع بی‌مهرانِ به ماسوله است.

 

بعدالتحریر:

دیفر یعنی پرونده باید با نام جدید و ساختار جدید دوباره ارایه شود و دیگر نمی‌تواند با عنوان قبلی مطرح شود. طبق گزارش‌های رسمی، ایرادات یونسکو شامل: نبود مطالعات بین‌المللی کافی، ابهام دربخش «استخراج آهن» در ماسوله، ضعف در مدیریت منظر فرهنگی مشترک سه استان، مشکلات مربوط به حفاظت و عدم مدیریت حجم گردشگر در ماسوله بود.

 

پرونده آسبادها با مشارکت سه استان خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان‌و بلوچستان در حال تکمیل است و علاوه برآن، این اثر به‌عنوان میراث مشترک تمدنی ایران و افغانستان در حال ثبت است.

 

به زبان عامیانه یونسکو می‌گوید: «ما نفهمیدیم ماسوله دقیقا چه چیز خاصی دارد که باید در سطح جهان ثبت شود.» اما نه به این دلیل که ماسوله چیزی نداشت بلکه پرونده بدلیل دخالت‌های مختلف و تغییرات بی‌دلیل قبل از ارسال به یونسکو، نتوانست توضیح‌دهد که ماسوله چه ویژگی منحصربه‌فردی دارد که در دنیا کم‌نظیر یا بی‌نظیر است.

 

مثلا گفته بودند؛ «ماسوله با مسیرهای عشایری و استخراج آهن در گذشته ارتباط دارد اما این حرف‌ها سند و مدرک کافی نداشت و برای یونسکو قانع‌کننده نبود. مرزهای ماسوله و محدوده حفاظت‌شده مشخص نبود. حتی ساخت‌وسازهای جدید در بعضی جاها وارد محدوده اثر شده بودند و کسی هم درست مدیریت نمی‌کرد.»

 

برنامه مدیریت ماسوله ناقص بود. یونسکو می‌گوید: «نمی‌دانیم چه کسی مسوول حفاظت ماسوله است و برنامه بلندمدت ندارد.» سه استان در پرونده دخیل بودند اما معلوم نبود چه کسی چه کاری می‌کند.

 

برنامه مدیریت گردشگری، کنترل ساخت‌وساز، نظارت محیط‌زیستی و مدیریت بحران یا نبود یا ناقص بود. البته هرکسی می‌داند گردشگری بی‌حساب‌ وکتاب ماسوله را تهدید می‌کند. یونسکو می‌گوید: «گردشگر زیاد می‌آید اما مدیریت درست ندارد.» انبوه زباله، تخریب مسیرهای طبیعی، فشار روی منابع آب، شلوغی بیش از حد، نبود مدیریت روزهای پیک…

 

همه این‌ها در گزارش رسمی آمده و برای یونسکو یک تهدید جدی بود. مستندات تاریخی و فرهنگی کافی نبود. بخش‌های مختلف پرونده مثل معماری، تاریخ، طبیعت و فرهنگ به‌هم وصل نشده بودند و یک تصویر واحد نمی‌ساختند.

 

اما آسبادها: یک موضوع روشن و مشخص دارد: «قدیمی‌ترین آسیاب‌های بادی جهان با تکنیک منحصربه‌فرد» . تاریخ روشن، کارکرد مشخص، قدمت قابل‌اثبات، پیوستگی فرهنگی با بادهای ۱۲۰ روزه و البته حضور در سفرنامه‌های مختلف.  آسبادها کم‌حاشیه‌اند؛ ماسوله پرحاشیه.

 

پرونده ماسوله اسیر اختلافات مدیریتی، تغییرات ناگهانی درپرونده، لغو برنامه‌های پاک‌سازی، فشارهای محلی و استانی  و روایت‌های متناقض شد اما پرونده آسبادها آرام ، بدون حاشیه، با اجماع محلی و با مرمت‌های انجام‌شده درحال به سرانجام رسیدن است. حق بدهید که شما هم اگر بودید آسبادها را انتخاب می‌کردید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.