حریق در بازار تاریخی رشت، حادثهای تلخ بود. اما آنچه پس از حریق اتفاق افتاد دیگر حادثه نیست، تصمیم است. کیفیت تصمیمهایی از این دست نشان میدهد که یک شهر از بحران خود چه آموخته است.
مشکلات مربوط به بازسازی های بازار پس از حریق را نباید به چند نمای نامتناسب، افزایش ارتفاع یا استفاده از مصالح نامناسب فروکاست. پرسش بنیادیتر این است که آیا حریق به فرصتی برای شناخت، حفاظت و اعاده بازار تاریخی رشت تبدیل شد و یا تنها آنچه سوخته بود با همان مشکلات گذشته دوباره ساخته شد؟
اهمیت این پرسش برای رشت و شهروندانش دو چندان است. رشت در تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گیلان و ایران جایگاهی ممتاز دارد. به ویژه از دوره قاجار، ارتباط گیلان از طریق دریای کاسپین با روسیه و اروپا، رشت را به یکی از دروازههای مهم ورود کالا، اندیشه و بسیاری از مظاهر زندگی جدید به ایران. تبدیل کرد. بازار در چنین شهری فقط محل تجارت نبود، یکی از کانونهای شکلگیری حیات اجتماعی و اقتصادی و مواجهه جامعه ایرانی با جهان جدید بود.
اما زلزلهها، حریقهای مکرر و بیش از همه توسعه نامتوازن و مداخلات شهری، بخش مهمی از شواهد کالبدی رشت تاریخی را از میان برد. نقشهها، اسناد و منابع تاریخی از بازاری گستردهتر و پیوستهتر از آنچه امروز مشاهده میشود حکایت میکنند. از اینرو یکی از مهمترین فرصتهای پس از حریق اخیر، شناخت لایههای پنهان بازار از طریق باستانشناسی شهری بود.
پیش از بازسازی میشد نقشههای تاریخی را با وضع موجود تطبیق داد، مطالعات غیرمخرب انجام داد و در نقاط ضروری با گمانههای محدود بررسی کرد که آیا از راستهها، پیها، کفها، حجرهها، تاسیسات یا دیگر اجزای بازار تاریخی در زیر ساختوسازهای متاخر اثری باقی مانده است؟ ممکن بود پاسخ مثبت یا منفی باشد، وظیفه علمی ما دانستن پاسخ از پیش نبود، بلکه فراهم کردن امکان طرح پرسش بود.
این همان منطقی است که در رویکرد منظر شهری تاریخی یونسکو نیز دیده میشود، شهر تاریخی فقط مجموعه بناهای قابل مشاهده نیست، بلکه حاصل لایهگذاری تاریخی ارزشها، ساختارهای فضایی، فعالیتهای انسانی و حتی عناصر و زیرساختهای زیرسطحی است.
بنابراین بازسازی پس از حریق میتوانست فرصتی برای شناخت و در صورت امکان بازیابی بخشی از ساختار تاریخی بازار فراهم آورد، فرصتی که به نظر میرسد به اندازه اهمیتش جدی گرفته نشد.
فرصت دوم، اصلاح خود بازار بود. بازار پیش از حادثه نیز با مشکلات جدی مواجه بود، تاسیسات آسیبپذیر، دشواری دسترسیهای اضطراری، ضعف ایمنی حریق، مداخلات پراکنده و معماری ناهماهنگ.
مطابق رویکردهای یونسکو(سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد)، ایکوموس(شورای بینالمللی ابنیه و محوطهها) و ایکروم(مرکز بینالمللی مطالعه، حفظ و مرمت آثار تاریخی فرهنگی)، بازسازی پس از بحران نباید به بازگرداندن وضع سابق محدود شود، بحران باید به فرصتی برای کاهش آسیبپذیری و افزایش تابآوری تبدیل شود.
مبتنی بر این معیارها، پرسشهای جدی مطرح میشود، آیا پس از حریق ارزیابی جامعی از خطر در کل بازار انجام شد؟ آیا شبکه برق و گاز، مسیرهای خروج، دسترسی نیروهای امدادی، سامانههای اعلام و اطفای حریق و نحوه انبارش کالا بازنگری شدند؟ آیا ساختمانهای جدید مطابق الزامات فنی و مقررات ملی ساختمان ساخته شدند؟ اگر بازاری که در آتش آسیب دیده با همان کاستیهای گذشته، یا حتی با کیفیت پایینتر، دوباره ساخته شود، خطر نیز همراه ساختمان بازسازی شده است.
موضوع دیگر، ضوابط میراثفرهنگی است. بازار رشت مجموعهای از پلاکهای منفرد نیست. وجود کاروانسراها و بناهای ثبتشده و حریم آنها، ساختوساز پیرامونشان را مشمول الزامات حفاظتی میکند. ارتفاع، حجم، خط آسمان، شکل بام، مصالح و نمای مداخلات جدید باید با ارزشهای تاریخی مجموعه و ضوابط حریم سازگار باشند.
افزایش ارتفاع برخی پلاکها، اگر با ضوابط مصوب حریم مغایرت داشته باشد، موضوعی نیست که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت، بهویژه آنکه افزایش حجم و ارتفاع میتواند علاوه بر منظر تاریخی، بارگذاری، تراکم و پیچیدگی مدیریت بحران در آینده را نیز افزایش دهد.
اینجاست که پرسش از مسئولیت دستگاههای متولی اجتنابناپذیر میشود. از استانداری گیلان انتظار میرفت حادثهای با این اهمیت را از سطح بازسازی چند واحد تجاری فراتر برده و سازوکاری میانبخشی برای آینده کل بازار ایجاد کند.
از اداره کل میراثفرهنگی استان نیز انتظار بیشتری میرفت، زیرا وظیفه این دستگاه صرفا اظهارنظر درباره نماها نیست. حفاظت از آثار ثبتشده و حریم آنها، مطالبه مستندسازی و شناخت لایههای تاریخی و هدایت مداخلات جدید در جهت حفظ ارزشهای بازار در قلب مسئولیت تخصصی این نهاد قرار دارد.
حریق همچنین میتوانست فرصتی برای احیای اقتصادی بازار باشد. بخشهایی که پیش از حادثه از رونق افتاده و یا کم رونق بودند میتوانست از طریق مرمت کاروانسراها، ارتقای کیفیت محیط، ساماندهی خدمات و پیوند دوباره میراث، تجارت و گردشگری جان تازهای بگیرند.
بنابراین فقط میراثفرهنگی مغبون نشد، بازاریان نیز فرصت برخورداری از بازاری ایمنتر، باکیفیتتر و پررونقتر را بدست نیاوردند و مردم رشت فرصت بازیابی بخشی از حافظه تاریخی شهرشان را برای دیگر بار از دست دادند.
هنوز شاید همه فرصتها از دست نرفته است. ساختوسازهای انجامشده را میتوان از نظر انطباق با ضوابط حریم و مقررات فنی ارزیابی کرد، بخشهای باقیمانده را میتوان مستند ساخت، امکان مطالعات باستانشناسی شهری را در نقاط دستنخورده بررسی کرد و مهمتر از همه، برای کل بازار یک طرح یکپارچه حفاظت، ایمنی، بازیابی و احیا تدوین کرد.
رشت در یک قرن گذشته به اندازه کافی شواهد تاریخی خود را از دست داده است. حریق اخیر میتوانست فرصتی باشد تا یک بار به جای آنکه فقط آنچه سوخته است دوباره ساخته شود، آنچه از شهر تاریخی باقی مانده نیز دوباره شناخته شود.
پرسش از متولیان این است که اگر حریق یک بازار تاریخی نتواند ما را وادار کند پیش از ساختن، بایستیم، بشناسیم، بیاموزیم و سپس تصمیم بگیریم، چه حادثه دیگری باید رخ دهد تا شیوه مواجهه ما با میراث این شهر تغییر کند؟ بازار رشت یک بار دیگر دچار حریق شد و آسیب دید، نباید اجازه داد بار دیگر، این بار در شتاب و بیبرنامگی بازسازی، بخشی دیگر از آن از دست برود.