چگونه سرمایه‌گذاری فرهنگی، اجتماعی به امنیت پایدار می‌انجامد؟

محله‌های بی‌نام و فضاهای بی‌نظارت

0 ۲

در حاشیه جنوبی و غربی رشت، محله‌هایی وجود دارند که در طرح جامع شهری، نامی از آنها نیست.  نه آسفالت خیابان‌هایشان با بودجه شهرداری سر وکار دارد و نه لوله کشی آب سالم تا کوچه پس کوچه‌هایشان کشیده شده است.

خانه بهداشت، داروخانه، کتابخانه و حتی یک زمین ساده ورزشی در این نقاط حکم رویا دارد.  ساکنان این محله‌ها، مهاجرانی از شهرستان‌های گیلان و استان‌های همجوار هستند که سال‌ها پیش بر زمین‌های بدون سند و با مالکیت خصوصی خانه ساخته‌اند.

 

مهم‌ترین عاملی که این محله‌ها را به کانون آسیب‌های اجتماعی تبدیل کرده، خلا مفرط فضاهای فرهنگی، ورزشی و اجتماعی است.  نبود این امکانات، زنجیره‌ای از پیامدهای مخرب را فعال می‌کند که به افزایش بزهکاری می‌انجامد.

 

نخستین حلقه، نبود فعالیت‌های هدفمند و زمان گیر مثبت است.  نوجوانی که پس از مدرسه، هیچ زمین ورزشی یا کانون فرهنگی برای پرکردن اوقات فراغت خود ندارد، پیوند خود را با خانواده و مدرسه از دست می‌دهد. این سست شدن پیوندها، کنترل درونی او را تضعیف کرده و باور او را به هنجارهای اجتماعی سست می‌سازد.

 

دومین حلقه، همنشینی اجباری با جمع‌های ناسالم است. در غیاب فضاهای ورزشی و فرهنگی، کوچه پس کوچه‌های خلوت، تنها مکان ممکن برای تجمع جوانان می‌شود.  در این جمع‌ها، رفتارهای پرخطری مانند مصرف مواد یا نزاع، به عنوان یک سبک زندگی عادی پذیرفته می‌شود.  نوجوان تازه وارد، از طریق همنشینی مداوم، این رفتارها را فرا می‌گیرد.

 

سومین حلقه، غیبت ناظران طبیعی در فضای محله است. جرم‌شناسان می‌گویند؛ برای وقوع هر رفتار مجرمانه سه چیز لازم است: فردی با انگیزه، هدفی مناسب و نبود ناظری توانمند. یک زمین ورزشی شلوغ یا یک کتابخانه کوچک، مربیان، والدین و همسایگان را به فضای عمومی می‌کشاند.

این ناظران طبیعی، صرفا با حضورشان، فرصت رفتارهای پرخطر را از بین می‌برند.  فضای عمومی خالی اما، بی‌سر و صدا به قلمرو بزهکاران تبدیل می‌شود.

 

چهارمین حلقه، تضعیف سرمایه اجتماعی محله است. سرمایه اجتماعی یعنی میزان اعتماد و همکاری میان ساکنان. وقتی مردم فرصت ملاقات مکرر ندارند، شبکه اعتماد شکل نمی‌گیرد و روابط همسایگی سطحی می‌شود. در چنین فضایی، نوجوان پرخطر می‌داند که هیچ کس رفتار او را زیر نظر ندارد.  در نهایت، دیوارهای کثیف، زباله‌های رها شده و خیابان‌های خاکی، پیامی نانوشته دارند: اینجا ارزشی ندارد.

 

این بی‌نظمی نمادین، به تدریج در رفتار ساکنان هم نمایان می‌شود. اما برعکس، وقتی یک زمین کوچک احداث می‌شود، دیوارها نقاشی می‌گردند و یک کانکس ساده به کانون‌فرهنگی تبدیل می‌شود، حس تعلق و غرور محلی زنده می‌شود و این احساس، مهم‌ترین سد در برابر هنجارشکنی است.

 

شهرداری رشت می‌تواند با هزینه‌ای اندک، این زنجیره را بشکند. احداث فضاهای ورزشی چندمنظوره کوچک با مساحت حداقل ۲۰۰ متر مربع از طریق قرارداد اجاره با مالکان خصوصی، اولین گام است.

 

گام دوم، راه اندازی کانکس‌های فرهنگی-آموزشی سیار با همکاری سازمان فرهنگی شهرداری و بهزیستی است. این مراکز می‌توانند کلاس‌های مهارت آموزی، کنترل خشم و کارآفرینی را برای نوجوانان و والدین برگزار کنند.

 

گام سوم، استخدام مربیان محله‌ای از میان خود ساکنان است که به دلیل آشنایی با فرهنگ بومی، موثرتر عمل می‌کنند.

گام چهارم، برگزاری منظم رویدادهای اجتماعی مانند تورنمنت‌های محلی است که سرمایه اجتماعی را تقویت می‌کند.

گام پنجم، بهبود نمادین محیط فیزیکی با اقداماتی ساده مانند نقاشی دیوارها و نصب نیمکت است.

 

هزینه نکردن امروز، فردا چندین برابر بیشتر بر بودجه عمومی شهر تحمیل خواهد شد.  هر نوجوانی که به خاطر نبود فضای سالم، به سمت اعتیاد یا بزهکاری کشیده می‌شود، بار مالی سنگینی را بر دوش سیستم قضایی و زندان می‌گذارد. سرمایه گذاری امروز بر ساخت یک زمین ورزشی، سرمایه گذاری بر کاهش هزینه‌های آتی در حوزه امنیت و قضاست.

 

 

* عضو هیات علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.