روایت دگرگونی یک محدوده تاریخی؛

احمد گوراب گم شده بین دو منطقه تاریخی

0 ۸

احمدگوراب که اکنون به سه بخش دخانیات، ولکس و احمدگوراب تقسیم می‌شود نه تاریخ پسیخان را دارد و نه رشد مناطق شهری رشت را. نه شهر است و نه روستا؛ ترکیبی است از مشکلات زیرساختی شهری و عدم توسعه روستایی.

 

پسیخان با قدمت تاریخی بیش از 700 سال در میانه‌ی شاهراه کهن رشت- فومن واقع‌شده است. این نام به‌ عنوان یک مکان در منابع تاریخی و جغرافیایی به‌صورت‌های مَسجَوان، مَسخوان، بَسخوان، بَسخان، بَساخان، بَساخوان، فَساخان، پَساخان و پَسیخوان و بَسی خوان، پستی‌خان، پسوخان دیده‌ شده است.

 

در بیشتر نوشته‌هایی که از محمود پسیخانی یاد کرده‌اند به‌ جای «پسیخانی» (پسی‌خانی، پسخانی و پس‌خانی)، «مَسجوانی»، «بَسخوانی»، «بسخانی»، «بسی‌خوانی»، «پساخانی»، «فساخانی»، فسیخانی» و «بساخوانی» آورده‌اند.

 

برای نمونه در کتاب «دبستان‌المذاهب» به‌صورت «مسجوان» در «تاریخ اَلفی» قاضی احمد تتوی «پساخان» در «روضه‌الصفای ناصری» «فساخان» و در «منتخب‌التواریخ» «بس‌خوان» ذکر گردیده است. جهانگیر سرتیپ‌پور می‌گوید: «پیشخان و پسخان دو منطقه‌ای هستند که به‌ظاهر در دو سوی یک آبادی هزار خانواری قرار داشتند و خان به معنای جایی است که نفوسی معادل ده سده داشته باشد.»

 

وی در جای دیگر چنین آورده است: «پسخان از دو واژه پس و خان ترکیب شده با مفهوم خانِ پسین یا بعد از خان. واژه خان در گیلکی بر ناحیه‌ای اطلاق می‌شد که مشتمل بر ده سده باشد؛ یعنی مشتمل بر ده دهکده صد خانواری و دارای هزار خانوار جمعیت باشد.

 

همچنین پیش‌خان مناطق هم‌جواری درجلو یا عقب یک آبادی هزار خانواری هستند.» بخش اعظمی از روستاهای حاشیه شهر رشت که اکنون جزو مناطق شهری محسوب می‌شوند به پسیخان مرتبط هستند.

 

صف‌سر، نخودچر، سلیمان‌داراب، طرازکوه، آتشگاه، پس‌ویشه، بجارکنار و خشت‌مسجد از روستاهای مربوط به پسیخان در بخش شهرستان رشت بوده‌اند که به‌مرور، هرکدام هویتی مستقل از پسیخان یافتند و در نهایت در اثر توسعه شهر رشت به این شهر متصل شدند و اکنون جزیی از مناطق پنج‌گانه شهر محسوب می‌شوند. با این‌حال، اهالی این مناطق همچنان نه‌ تنها یکدیگر را می‌شناسند، بلکه بسیاری از سنت‌های زندگی روستایی و حتی بافت روستایی را نیز حفظ کرده‌اند.

 

احمدگوراب به دلیل قرار گرفتن در امتداد تالاب عینک و صف‌سر و درنقطه انتهایی تالاب و همچنین قرار داشتن در مسیر رفت ‌و آمد کاروان‌های مسافر و کالا از اهمیت استراتژیک برخوردار بود. به همین دلیل، هواپیماهای انگلیسی در سال ۱۲۹۷، روزانه دو بار از قزوین برخاسته و احمدگوراب و پسیخان را بمباران می‌کردند.

 

در بهار ۱۲۹۹ نیز روزانه حدود هزار نفر از مردم رشت از این مسیر به پسیخان می‌رفتند و میرزا را به حضور در رشت دعوت می‌کردند. به قول یقیکیان، پسیخان به «امامزاده مردم رشت» تبدیل شده بود. در نهایت نیز از دست دادن پسیخان، دلیل اصلی شکست جنبش جنگل بود.

 

اهمیت دیگر احمدگوراب به معنای «گوراب» باز می‌گردد. گوراب به جایی گفته می‌شود که به دلیل فرورفتن آب در آن امکان کشت و زرع وجود ندارد. آن‌طور که رابینو آورده است، تقریبا تمام شهرهای بزرگ گیلان پیشوند «گوراب» داشتند؛ مانند گوراب رشت و گوراب لاهیجان. قطعا معنای «گوراب» در احمدگوراب نیز به همین نکته باز می‌گردد.

 

با توجه به تحقیقات محلی، «احمد» احتمالا نام شخصی است که نخستین خانه مسکونی را در این منطقه ساخته است؛ همان‌طور که در یونس‌آباد نیز «یونس» فردی بوده که نخستین خانه را در این محله بنا کرده است.

 

طبق یک سنت نانوشته در مناطق جلگه‌ای گیلک‌نشین، نام‌گذاری اولیه مکان‌ها به واسطه عوارض طبیعی صورت می‌گرفته است. برای مثال، «آج‌بیشه» به معنای جنگل افراست. اما در ادامه، بخشی از هر منطقه ممکن است پس از احداث اداره، کارخانه یا کارگاه، نام آن مجموعه را بر خود بگیرد.

 

دخانیات و ولکس نیز پس از تأسیس، بخشی از نام منطقه را به خود اختصاص دادند. دلیل تأسیس ولکس، دسترسی به منابع آبی تالاب عینک برای تهیه چوب صنعتی و نئوپان بود؛ اما قدمت دخانیات به دوره‌ای پیش‌تر بازمی‌گردد.

 

دکتر استپان هارطونیانس، مشهور به «استفانوس» (سمت راست)، از تاجران ارمنی قدیم تبریز بود که در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار برای تجارت به رشت آمد و در این شهر ماندگار شد. وی برای نخستین‌بار، حوالی سال ۱۲۵۴ خورشیدی، بذر توتون سیگار را از ترکیه وارد رشت کرد و ابتدا آن را در باغ ملکی خود، واقع در سه‌راهی سرچشمه، محله زرجوب، کاشت و حتی برای توسعه کشت آن در دیگر نقاط از جمله فومنات، نیز همت گمارد. تا حدود سی سال پیش نیز در اطراف سه‌راه معلولین و پاسکیاب، «پاپروس‌باغ» وجود داشت.

 

میرزا احمدخان سیگاری فرد دیگری بود که در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی، در رشت و تهران به کار بازرگانی و خریدوفروش توتون اشتغال داشت و مدتی نیز ریاست شرکت سیگارسازی تهران را بر عهده گرفت. در نقشه‌های دوره قاجار نیز شرکت سیگارسازی در جیرکوچه مشخص است. اما در خیابان بیستون، در جوار موزه رشت، کارخانه سیگار خاندان فروحی وجود داشت که در میان آنان، دکتر فروحی به دلیل تلاش‌هایش برای تأسیس سازمان انتقال خون در رشت، شناخته‌شده‌تر است.

 

با دولتی‌شدن دخانیات، در سال ۱۳۱۵ نخستین مرکز تحقیقات کشاورزی شرکت دخانیات در تالش تأسیس شد. در سال ۱۳۱۶، به دلیل نیاز شرکت به گسترش فعالیت‌های تحقیقاتی درباره توتون‌های تیپ غربی، تحقیقات توتون گیلان به قریه احمدگوراب رشت منتقل شد و در سال ۱۳۳۴، در محل فعلی کارخانجات سیگارت‌سازی، با هدف انجام تحقیقات علمی درباره مسائل مربوط به کشت، داشت و برداشت، آماده‌سازی محصول و آموزش کشاورزان، مروجان، کارشناسان و محققان، توسعه یافت.

 

همین امر باعث شد دخانیات به بخشی از هویت روستای سابق و محله فعلی احمدگوراب تبدیل شود. به‌ تدریج، میدان تره‌بار «ولی‌عصر» رشت نیز نام بخشی از محله احمدگوراب شد. اما اکنون کافی است از سبزه‌میدان تا یخ‌سازی، نام ولکس، دخانیات و احمدگوراب را ببرید تا به این محله برسید. بااین‌حال، ترافیک ورودی رشت از غرب شهر به بخش جدایی‌ناپذیر این محله تبدیل شده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.