رشت، باران و حمل و نقل؛

ترافیک با آسفالت حل نمی‌شود

0 ۷

باران که می‌بارد، رشت قفل می‌شود؛ اما مشکل رشت باران نیست. باران فقط ضعف‌های پنهان و آشکار نظام حمل‌ و نقل شهری را نمایان‌تر می‌کند. کافی است چند روز بارندگی با آغاز سال تحصیلی، کاهش توان اقتصادی خانواده‌ها، حذف بخشی از سرویس مدارس و افزایش استفاده از خودروهای شخصی هم‌زمان شود تا خیابان‌های شهر از شبکه‌ای برای جابه‌جایی به پارکینگی طولانی تبدیل شوند.

 

این اتفاق نه یک حادثه است و نه یک پدیده غیرقابل پیش‌بینی. اتفاقا کاملا قابل پیش‌بینی است؛ زیرا رشت سال‌هاست با مساله‌ای به نام فقدان مدیریت یکپارچه حمل‌ونقل شهری مواجه است. امروز اگر یک خانواده به دلیل شرایط اقتصادی مجبور شود فرزندش را با خودروی شخصی به مدرسه ببرد، یک سفر جدید به شبکه شهری اضافه می‌شود. وقتی هزاران خانواده همین کار را انجام دهند، نتیجه طبیعی آن چیزی است که در روزهای بارانی می‌بینیم.

 

حال اگر اتوبوس کافی وجود نداشته باشد، خطوط ویژه اتوبوس نداشته باشیم، زمان حرکت اتوبوس قابل اعتماد نباشد، مسیر امن پیاده وجود نداشته باشد و دوچرخه نیز عملا سهمی از شبکه حمل ‌و نقل نداشته باشد، طبیعی است که تقریبا همه سفرها به سمت خودرو شخصی هدایت شوند.

 

بنابراین پرسش اصلی این نیست که «چگونه خیابان‌های بیشتری برای خودرو بسازیم؟ پرسش درست این است: چگونه کاری کنیم شهروند رشتی برای هر سفر، مجبور به استفاده از خودروی شخصی نباشد؟ این تغییر نگاه، نقطه آغاز حل مساله ترافیک رشت است.

 

رشت پیش از هر چیز به یک شبکه اتوبوسرانی واقعی نیاز دارد. نه صرفا چند اتوبوس جدید. خرید اتوبوس بدون طراحی شبکه، مانند خرید هواپیما بدون ساخت فرودگاه است. اتوبوس باید در مسیرهایی حرکت کند که بیشترین تقاضای سفر را دارند، زمان‌بندی مشخص داشته باشد، ایستگاه مناسب داشته باشد و در تقاطع‌ها نسبت به خودروهای شخصی اولویت بگیرد.

 

رشت باید چند کریدور اصلی حمل‌ونقل عمومی با خط ویژه اتوبوس یا BRT ایجاد کند و خطوط محلی را به این کریدورها متصل سازد. شهروند باید بتواند در محله خود سوار اتوبوس شود با یک جابه‌جایی به مسیر اصلی برسد و بدون استفاده از خودرو شخصی به مرکز شهر یا سایر مقاصد مهم دسترسی پیدا کند.

 

این موضوع سال‌هاست در مطالعات حمل ‌و نقل رشت مطرح شده است. مشکل اصلی کمبود مطالعه نیست؛ مشکل، تبدیل نشدن مطالعه به تصمیم اجرایی است. مساله بعدی، سفرهای مدرسه‌ای است. نمی‌توان هر سال در شهریورماه درباره ترافیک مدارس غافلگیر شد. شهرداری، آموزش‌ و پرورش، پلیس راهور و شرکت‌های سرویس مدارس باید یک برنامه مشترک داشته باشند. در مدارس پرتراکم، توقف خودروهای والدین درساعات ورود و خروج باید مدیریت شود. خیابان مدرسه، محدوده توقف کوتاه‌مدت، محل سوار و پیاده شدن دانش‌آموز و مسیر پیاده ایمن باید از قبل طراحی شود.

 

حتی می‌توان در چند مدرسه پرتراکم رشت، طرح آزمایشی «خیابان مدرسه» را اجرا کرد؛ یعنی در ساعات مشخص، ورود خودروهای شخصی محدود و دسترسی پیاده و سرویس مدارس در اولویت قرار گیرد. اما مشکل فقط خودروهای درحال حرکت نیست. خودروی متوقف ‌شده نیز بخشی از ترافیک است.

 

پارک دوبله، توقف در حاشیه خیابان، اشغال ایستگاه اتوبوس و توقف مقابل مراکز تجاری، ظرفیت واقعی معابر رشت را به‌شدت کاهش داده است. مدیریت پارک حاشیه‌ای، قیمت‌گذاری منطقی پارک در محدوده مرکزی و برخورد واقعی با توقف‌های مزاحم باید بخشی از سیاست ترافیکی شهر باشد. نمی‌توان یک خیابان را هم‌زمان برای عبور خودرو، پارک خودرو، ایستگاه تاکسی، اتوبوس و بارگیری اختصاص داد و انتظار روانی ترافیک داشت.

 

از سوی دیگر، رشت باید بالاخره تکلیف خود را با پیاده و دوچرخه مشخص کند. پیاده‌مداری در رشت نباید به چند پیاده‌راه محدود شود. شهر نیازمند شبکه پیوسته پیاده است؛ شبکه‌ای که محله را به مدرسه، بازار، مرکز خرید، دانشگاه، ایستگاه اتوبوس و مراکز اداری متصل کند. مسیر دوچرخه نیز اگر قرار است جدی باشد، باید ایمن، پیوسته و متصل به شبکه حمل‌ و نقل عمومی باشد؛ نه چند قطعه مسیر پراکنده که صرفا در افتتاحیه‌ها قابل نمایش باشد.

 

در کنار همه این‌ها، رشت نیازمند مدیریت هوشمند ترافیک است. چراغ‌های تقاطع باید بر اساس حجم واقعی ترافیک مدیریت شوند، اطلاعات لحظه‌ای ترافیک در اختیار شهروند قرار گیرد، حوادث و آب‌گرفتگی سریعا وارد سیستم مدیریت ترافیک شود و مرکز کنترل ترافیک از یک اتاق مانیتورینگ به یک مرکز تصمیم‌گیری واقعی تبدیل شود.

 

اما یک نکته مهم‌تر وجود دارد. نباید تصور کنیم هر جا ترافیک ایجاد شد، باید خیابان را تعریض کنیم یا تقاطع غیرهمسطح بسازیم. تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که افزایش ظرفیت معابر بدون مدیریت تقاضای سفر در بسیاری از موارد فقط ظرفیت جدیدی برای ورود خودرو ایجاد می‌کند. رشت امروز بیش از آنکه به خیابان جدید نیاز داشته باشد به انتخاب‌های جدید برای سفر نیاز دارد.

 

اتوبوس قابل اعتماد، تاکسی سامان‌یافته، مسیر امن پیاده، شبکه دوچرخه، سرویس مدارس منظم، پارکینگ مناسب، مدیریت پارک حاشیه‌ای و هوشمندسازی ترافیک باید اجزای یک سیاست واحد باشند؛ نه پروژه‌هایی جدا از یکدیگر.

 

اگر قرار است رشت از بحران ترافیک خارج شود، باید یک «برنامه جامع اقدام ترافیکی» با زمان‌بندی مشخص تدوین شود؛ مثلا اقدامات فوری سه‌ماهه، برنامه یک‌ساله و برنامه پنج‌ساله. برای هر اقدام نیز باید یک دستگاه مسوول، بودجه مشخص و شاخص ارزیابی تعیین شود. شهروند نباید نتیجه جلسات متعدد مدیران را در قالب وعده‌های جدید بشنود؛ باید نتیجه را در خیابان ببیند.

 

واقعیت این است که ترافیک رشت محصول باران نیست؛ محصول سال‌ها غلبه خودرو بر برنامه‌ریزی شهری است. باران فقط این واقعیت را بلندتر فریاد می‌زند. اگر امروز تصمیم نگیریم که شهر را برای انسان طراحی کنیم، فردا هر قدر هم خیابان بسازیم، باز هم خودروهای بیشتری خواهیم داشت و ترافیک بیشتری. راه نجات رشت از ترافیک، «خودروی بیشتر» نیست؛ انتخاب‌های بیشتر برای شهروند است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.