سرگردانی در هزارتوی ثبت نام مدارس؛

محدوده‌بندی، جنگ و کلاس‌های مجازی

0 ۹

هرسال با فرا رسیدن فصل ثبت‌نام مدارس، خانواده‌های ایرانی با موجی از نگرانی و سردرگمی مواجه می‌شوند. امسال اما این دغدغه‌ها ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است؛ جنگی که زیرساخت‌های آموزشی را هدف قرار داده، کلاس‌های غیرحضوری که کیفیت آموزش را به مخاطره انداخته و بی‌اعتمادی فزاینده به مدارس غیردولتی، همگی بر پیچیدگی این معضل افزوده‌اند.

 

اصلی‌ترین چالش مدارس دولتی، کمبود شدید بودجه است. مدیران مدارس برای تامین هزینه‌های جاری مانند آب، برق و نگهداری ساختمان با مشکلات جدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و این کمبود، آنها را به دریافت کمک‌های مردمی از خانواده‌ها سوق داده است.

 

آنچه در عمل رخ می‌دهد، دریافت مبالغی است که علی‌رغم تاکید وزیر آموزش و پرورش بر ممنوعیت پول اجباری، عملا جنبه اجباری پیدا کرده، تا جایی که ارایه‌ کارنامه و یا حتی دریافت کتاب‌های درسی به پرداخت این مبالغ منوط شده است. در برخی موارد، خود ادارات آموزش و پرورش نیز برای دریافت شهریه مدارس دولتی را ترغیب می‌کنند.

 

قانون محدوده‌بندی که براساس آن دانش‌آموزان باید در محدوده جغرافیایی محل سکونت خود ثبت‌نام کنند، سال‌هاست که به شکلی سلیقه‌ای و غیرقانونی نقض می‌شود. این قانون که می‌تواند علاوه بر محدودیت هزینه‌های آموزشی خانوارها، معضل ترافیک شهری را کمتر کند، نادیده گرفته می‌شود.

 

مدیران مدارس خاص(!) با بهانه‌تراشی‌های مختلف از پذیرش دانش‌آموزان محدوده خودداری می‌کنند و خانواده‌ها را در سرگردانی رها می‌سازند. این وضعیت، همراه با رفتار بی‌ضابطه برخی مدیران و حتی توصیه‌های آنها به ثبت‌نام در مدارس غیردولتی، فشار مضاعفی بر والدین وارد می‌کند. جذب دانش‌آموزان با عملکرد بالاتر در این مدارس، عملا مدارس دولتی را از رقابت آموزشی دور کرده و تلاش همکاران آموزشی را به محاق می‌برد.

 

در مقطع متوسطه دوم، نظام هدایت تحصیلی با گروه‌بندی «الف» و «ب» به عاملی برای تفکیک و برچسب‌زنی دانش‌آموزان تبدیل شده است. مدارس خاص و بهتر، دانش‌آموزان اولویت «الف» را جذب می‌کنند و دانش‌آموزان اولویت «ب» به مدارس دولتی محدودتر هدایت می‌شوند.

 

این روند نه تنها بار روانی سنگینی بر دانش‌آموزان تحمیل می‌کند، بلکه با جدول‌بندی زمانی خاص ثبت‌نام، فشار مضاعفی بر خانواده‌ها و خود مدارس وارد می‌آورد. در مواردی حتی مدیران مدارس خاص، دانش‌آموزان گروه «الف» را از مدارس دولتی می‌قاپند.

 

با شروع جنگ اسفند ماه، مدارس ناچار به آموزش غیرحضوری از طریق سامانه «شاد» روی آوردند؛ اما این تغییر با افت شدید کیفیت همراه بوده است. مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار داده که دانش‌آموزان ایرانی حدود نیمی از سال تحصیلی را دور از مدرسه سپری کرده‌اند و با در نظر گرفتن سهمیه دو ساعته آموزش برخط، شاهد کاهش حدود ۱۳۵ تا ۱۸۰ ساعت آموزش در هر دوره تحصیلی هستیم. این کاهش در کنار تعطیلی‌های مکرر به دلیل آلودگی هوا و کمبود انرژی، شکاف قابل‌توجهی میان ساعات آموزش تحقق‌یافته و استانداردهای آموزشی ایجاد کرده است.

 

محدودیت‌های فناوری، ضعف زیرساخت اینترنت و ناتوانی برخی خانواده‌ها در تهیه ابزارهای هوشمند باعث شده دست‌کم ۲ میلیون دانش‌آموز از آموزش مجازی محروم بمانند. از طرفی سامانه «شاد» نیز با محدودیت ظرفیت مواجه است و به گفته کارشناسان، تنها حدود سه میلیون نفر می‌توانند همزمان از آن استفاده کنند.

در پی حملات هوایی، ترافیک اینترنت تا ۹۸ درصد کاهش یافت و معلمان نیز مانند دیگر شهروندان، در خانه‌های کوچک خود با مشکل اتصال اینترنت و تداخل زندگی روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

 

در شرایطی که مدارس دولتی با کمبودهای شدید مواجه‌اند، مدارس غیردولتی نیز نتوانسته‌اند جایگزین مناسبی باشند. شهریه‌های سرسام‌آور، ضعف نظارت و در برخی موارد کیفیت پایین آموزشی از جمله مشکلات این مدارس است.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد؛ ضعف نظارت از سوی ادارات آموزش و پرورش، عامل اصلی افزایش بی‌قاعده شهریه‌هاست. اما آنچه در سال جاری وضعیت را پیچیده‌تر کرده، تردید خانواده‌ها در ثبت‌نام فرزندانشان در این مدارس است. در شرایط جنگی و با توجه به غیرحضوری شدن آموزش‌ها، بسیاری از والدین با این پرسش اساسی مواجه‌اند که آیا همچنان باید هزینه‌های سنگین مدارس غیرانتفاعی را بپردازند یا به آموزش مجازی مدارس دولتی قناعت کنند.

 

برخی خانواده‌ها حتی ترجیح داده‌اند ثبت‌نام فرزندان خود را با تاخیر بیندازند؛ مادری که به دلیل هراس از شرایط جنگ و بلاتکلیفی، تصمیم گرفته دخترش را یک سال دیرتر به کلاس اول بفرستد.

 

اصل ۳۰ قانون اساسی ایران بر آموزش رایگان و اجباری تا پایان دوره متوسطه تاکید دارد؛ اما فاصله عمیق میان قانون و واقعیت، این آرمان را به چالشی لاینحل تبدیل کرده است. مجموعه این عوامل و عدم نظارت موثر بر فرآیند ثبت نام ها، کمبود بودجه مدارس دولتی، نقض قانون محدوده‌بندی، هدایت تحصیلی تفکیک‌گرایانه، خسارت‌های جبران‌ناپذیر جنگ، کیفیت نازل آموزش مجازی و سرگردانی خانواده‌ها میان مدارس دولتی وخاص – تصویر ناامیدکننده‌ای از نظام آموزشی کشور ترسیم می‌کند.

 

شاید تلخ‌ترین بخش این ماجرا، سرنوشت نسلی باشد که نه تنها از آموزش باکیفیت محروم شده، بلکه در میانه جنگی ناخواسته، با کلاس‌هایی مجازی و کیفیتی نازل، آینده تحصیلی‌اش در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است. اگر قرار است آموزش و پرورش همچنان به عنوان زیرساخت تولید سرمایه انسانی نقشی اساسی ایفا کند، باید برای این بحران چندلایه، راه‌حلی اساسی و فراتر از شعارهای تکراری یافت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.