روایت ۵۰۰ سال پاک‌تراشی، باغ‌زدایی و زوال؛

رشت میان جنگل و باغ‌ها

0 ۵

یادم هست که در کودکی معیار آدرس دادن هم باغ بود . کمتر می‌گفتیم نقره دشت و بیشتر باغ گوهری برای آدرس دادن نام برده می‌شد. پدر که بزرگ شده‌ یوتپه بود، همیشه از سیزده بدر ایام کودکی در باغ مدیریه می‌گفت و باغ محتشم محل همیشگی سیزده بدرهای ما بود.

 

اما رشت امروز، شهری است که باغ در آن بیشتر یک خاطره است تا واقعیت. از جنگل‌های جلگه‌ای که روزگاری از ساحل تا کوهپایه پیوسته بودند، تنها لکه‌هایی پراکنده باقی مانده. آنقدر جزیی که روستای فتاتو بعنوان تنها جنگل جلگه‌ای گیلان ثبت ملی شده است.

 

از باغ‌های بزرگ مسکونی که در سفرنامه‌های قرن نوزدهم به‌عنوان «حلقه سبز پیرامون شهر» توصیف شده‌اند، تقریبا هیچ‌چیز نمانده. داستان پاک‌تراشی جنگل‌ها، تبدیل باغ‌ها به شالیزار، و سپس تبدیل شالیزارها به شهر، داستانی است که از صفویه آغاز شد در قاجار تثبیت شد، در پهلوی شتاب گرفت و امروز به نقطه بی‌بازگشت رسیده است.

 

در دوره صفویه، رشت شهری مهم است؛ مرکز تجارت ابریشم، محل رفت‌وآمد تجار ایرانی و اروپایی و نقطه اتصال ایران با جهان. سفرنامه پیترو دلاواله رشت را شهری «در میان باغ‌ها و جنگل‌های انبوه» توصیف می‌کند. او جنگل‌های گیلان را «انبو‌ه»، «سخت‌گذر»، «مرطوب»، «پر از درخت» توصیف کرده است.

 

اما همین دوره، آغاز روندی است که بعدها چهره گیلان را تغییر داد، تراشیدن جنگل‌ها برای ایجاد توتستان و شالیزار. با ورود ارامنه برای توسعه تولید ابریشم در دوره شاه‌عباس این روند شدت گرفت.

 

شاردن در سفرنامه مشهورش (۱۶۷۳–۱۶۷۷) بارها اشاره می‌کند که مردم گیلان «درختان جنگل را برای ایجاد باغ‌های توت می‌بُرند». او تلویحا و بارها می‌گوید:« مردم برای پرورش کرم ابریشم زمین‌های‌جنگلی را پاک‌سازی می‌کنند، درختان را می‌بُرند و باغ‌های توت ایجاد می‌کنند.»

 

کمپفر هم که از رشت عبور کرده، می‌نویسد: «جنگل‌های نزدیک رشت در بسیاری نقاط پاک‌سازی شده‌اند تا جای باغ‌های توت باز شود.» جمله‌ای که نشان می‌دهد؛ روند جنگل‌تراشی در اواخر صفویه به مرحله قابل مشاهده رسیده بود.

 

پاک‌تراشی مسیر رشت_امامزاده هاشم در زمان اشغال گیلان توسط روسیه، نخستین موج بزرگ نابودی جنگل‌های جلگه‌ای از ۱۱۰۱ تا ۱۱۱۰ بود و اگر شمشیر نادر نبود هنوز گیلان جزیی از روسیه بود. در اواخر صفویه، پس از سقوط اصفهان، روس‌ها برای مدت کوتاهی در گیلان حضور نظامی پیدا کردند.

 

این حضور در اسناد روسی و گزارش‌های کنسولگری تزار در رشت ثبت شده و ناصر عظیمی نیز در کتاب تاریخ گیلان به آن پرداخته است. روس‌ها برای ایجاد مسیرهای نظامی و تجاری، پاک‌تراشی جنگل‌های مسیر رشت_قزوین را آغاز کردند. علاوه بر آن هوای نامساعد جلگه و باتلاقی بودن این بخش از مسیر باعث تسریع در صدور دستور این پاک‌تراشی شد.

 

در گزارش‌های نظامی روسیه (آرشیو سن‌پترزبورگ)که بخش‌هایی از آن در پژوهش‌های تاریخ گیلان نقل شده، توصیف مسیرهای ارتباطی گیلان، دشواری عبور از جنگل‌های انبوه، نیاز به «باز کردن مسیر» برای حرکت نیروها و گزارش‌هایی درباره «پاک‌سازی زمین» در مسیرهای نظامی آمده است.

 

پولاک، پزشک اتریشی دربار ناصرالدین‌شاه، حدود ۱۵۰ سال بعد از صفویه، از همین مسیر عبور می‌کند. وی مسیر را این‌گونه توصیف می‌کند: راه رشت به قزوین از میان باغ‌ها، کشتزارها و روستاهای آباد می‌گذرد. در این نواحی، درختان توت و برنج‌زارها فراوان است.

 

عملا در دوره قاجار، دیگر باغ‌ها جایگزین جنگل‌ها شده‌اند. «راه رشت به قزوین از میان باغ‌ها و شالیزارها می‌گذرد؛ جنگل‌های قدیمی از میان رفته‌اند.» سه عامل اصلی نابودی جنگل‌ها در این دوره: اقتصاد ابریشم و نیاز به توتستان ، اقتصاد برنج و نیاز به زمین صاف و بدون درخت و رشد جمعیت رشت است که نیاز به زمین برای ساخت‌وساز داشت. این سه عامل از صفویه تا امروز، موتور محرک نابودی جنگل‌های رشت بوده‌اند.

 

در دوره قاجار، رشت شهری باغ‌دار بود؛ اما این باغ‌ها جای جنگل‌ها را گرفته بودند. روزنامه‌های گیلان در دوره قاجار درباره خرید و فروش باغ‌های اطراف رشت، تبدیل باغ‌ها به اراضی کشاورزی، قطع درختان برای توسعه شهر و شکایت مردم از کم‌شدن سایه‌سارهای طبیعی گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند.

 

در اسناد بلدیه رشت (۱۳۰۰–۱۳۲۰)، موارد متعددی از خرید، تخریب و تفکیک باغ‌های شهری برای خیابان‌کشی، ساخت ادارات و توسعه کالبدی شهر ثبت شده است. این اسناد نشان می‌دهند که بخش قابل‌توجهی از باغ‌های درون‌شهری رشت در دوره پهلوی اول در جریان پروژه‌های مدرنیزاسیون شهری از میان رفت.

 

نقشه‌های تاریخی دوره قاجار هم منبع مهم دیگر افول باغ‌هاست. در نقشه ۱۲۴۹ دوره ناصری، تقریبا تمام شهر در احاطه باغ‌هاست و محلات کیاب و خمیران کیاب بیشترین سطح باغی را دارند.

 

در نقشه ۱۲۹۶ تعدد قرق‌ها که اکثرا باغهای تحت تیول بزرگان شهر بوده است چشمگیر است. در نقشه ۱۳۳۲ که یادگار جهانگیرخان سرتیپ پور است بیشتر از هشتاد باغ نام برده شده است که علاوه بر باغهای مثمر و غیرمثمر وجود باغهای چای جالب توجه است.

 

امروزه از باغهای چای رشت که روزگاری رقیب فومن و لاهیجان بوده‌اند جز باغ‎‌‌های چای لاکان هیچ چیز باقی نمانده است. درختان محدود باغ‌های باقی مانده نیز بدلیل تبدیل به پارک یا اهدا به مردم رشت از سوی مالکان نظیر باغ سالار مشکات، هنوز نفسی می‌کشند.

 

در دهه ۴۰ و ۵۰، جمعیت رشت افزایش یافت و نیاز به مسکن باعث شد باغ‌های بزرگ در محله‌های لاکان، پیرسرا، سبزه‌میدان، استادسرا، بوسار تخریب شوند یا اراضی باغی به قطعات کوچک مسکونی تبدیل شوند.

 

سالنامه‌های آماری گیلان نشان می‌دهند بخش قابل‌توجهی از باغ‌ها در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ به اراضی مسکونی و تجاری تبدیل شده‌اند. دلیل این موضوع رشت افقی شهر بود. هنوز هیچ قانونی برای رشد عمودی شهر و هیچ دغدغه‌ای برای حفظ ریه‌های شهر وجود نداشت.

 

در دهه هشتاد بخصوص بعد از برف ۸۳ ، ساخت‌وساز بی‌ضابطه تیر خلاصی بر باغ‌های رشت بود. تغییر رشت از شهرِ باغ‌ها به شهرِ بدون باغ کمتر از یک قرن طول کشید. در سفرنامه‌های ۳۰۰ سال پیش، رشت شهری بود «در میان باغ‌ها».

 

در نقشه‌های ۱۵۰ سال پیش، رشت شهری بود «در میان باغ‌های بزرگ». در اسناد ۵۰ سال پیش، رشت شهری بود «با باغ‌های رو به کاهش» و امروز، رشت شهری است «تقریبا بدون باغ».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.