وقتی تخلف هم «میراث» می‌شود؛

مرمت یا بازتولید تخلف

0 ۶

نه‌ماه از آتش‌سوزی بازارتاریخی رشت گذشته است؛ در این میان فرصتی کم نظیر برای باز‌اندیشی در شیوه حفاظت و مرمت اصولی میراث شهر نیز از دست رفته است. اکنون پرسش اصلی این نیست که چند کاروانسرا، سرا و حجره ساخته شده یا چند آجر سنتی در یک طاق به کار رفته است. پرسش این است: میراث فرهنگی براساس کدام ضابطه اجازه می‌دهد وضعیت مساله‌دار پیش از آتش‌سوزی، دوباره به وضعیت سابق بازگردد؟

 

درحال تهیه گزارش‌تحقیقی درباره وضعیت بازاررشت هستم و درخلال این گزارش با یوسف سلمان‌خواه، رییس اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان گفتگویی داشتم. پاسخ او به یک پرسش ساده درباره مرمت بازار، پرسش‌های بزرگ‌تری پیش روی ما گذاشت.

 

رییس میراث‌فرهنگی استان در پاسخ به این پرسش که چرا در جریان مرمت بازارتاریخی رشت، برخی از تخلفات گذشته اعم از الحاقات و حذفیات بنا پیش از آتش‌سوزی دوباره به همان شکل سابق درحال بازسازی است گفته است: «ما نمی‌خواهیم به 50 سال پیش برگردیم؛ هر چیزی که تا قبل از آتش‌سوزی دی‌ماه وجود داشته، قرار است ساخته شود».

 

وی در این‌باره از تعبیر «عین به عین سازی» استفاده کرد. حتی وقتی درباره تخلفاتی که پیش از آتش‌سوزی در برخی بناهای ثبت شده بازار رخ داده از جمله حذف زیرزمین حجره‌های کاروانسرای ملک پرسش شد، پاسخ همچنان بر بازگرداندن وضعیت پیش از آتش سوزی استوار بود؛ نه الزاما بازگرداندن بنا به اصالت تاریخی آن.

 

اگر منظور از این سخن بازگرداندن بازار به آخرین وضعیت کالبدی پیش از آتش‌سوزی باشد، یک پرسش اساسی باقی می‌ماند؛ پس فلسفه ثبت ملی، ضوابط بافت تاریخی و نظارت میراث فرهنگی دقیقا چیست؟

این پرسش البته فقط به بازار رشت محدود نمی‌شود. به تازگی «مصطفی بهزاد‌فر» عضو هیات علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران و رییس انجمن معماری و شهرسازی ایران در مراسم گرامیداشت نود و پنجمین سالگرد ثبت ملی بافت تاریخی گرگان به نکته‌ای هشدار دهنده اشاره کرد: « در بافت تاریخی کشور، تخریب از حفاظت پیشی گرفته است.» به تعبیر او، عناصر تخریب‌شده در بافت‌های تاریخی بیش از عناصری است که توانسته‌ایم از آنها حفاظت کنیم.

 

بازار رشت را باید در همین تصویر بزرگ‌تر دید؛ تصویری که در آن، میراث‌تاریخی آرام آرام از «اثر حفاظت‌شده» به «ساختمان قابل بازسازی» تقلیل پیدا می‌کند.

 

مرمت یک اثر تاریخی، بازسازی آخرین وضعیت ساختمانی آن نیست. تاریخ یک بنا با آخرین تصویری که پیش از حادثه از آن ثبت شده، یکی نیست. اگر در طول سال‌ها الحاقی نامتناسب به بنا اضافه شده، عنصری تاریخی حذف شده یا مداخله‌ای برخلاف ضوابط صورت گرفته، آتش سوزی نباید آن مداخلات را به بخشی از «اصالت» بنا تبدیل کند.

 

اتفاقا آتش‌سوزی می‌توانست فرصتی استثنایی باشد؛ فرصتی برای حذف الحاقات‌ نامتعارف، بازگرداندن عناصر حذف شده و نزدیک‌کردن بازار به سیمای تاریخی و اصیل خود. اما اگر نتیجه این فرصت، بازتولید همان وضعیتی باشد که پیش از آتش‌سوزی محل ایراد بوده، دیگر نام آن را نمی‌توان به سادگی «مرمت» گذاشت.

 

مساله بازار رشت دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. پیش از آتش‌سوزی نیز در برخی حجره‌ها و سراها تغییراتی رخ داده بود؛ از جمله حذف زیرزمین حجره‌ها و الحاقاتی که محل پرسش و ایراد کارشناسان بوده است. حالا اگر قرار باشد همه آنچه پیش از آتش‌سوزی وجود داشته «عینا» دوباره ساخته شود،

 

تکلیف آن تخلفات چیست؟ آیا آتش‌سوزی باید آنها را به بخشی از «اصالت» بازار تبدیل کند؟ آیا قرار است با این روند تخلفات میراثی را به رسمیت بشناسیم؟ پاسخ روشن است: تاریخ یک بنا را نباید با آخرین وضعیت ساختمانی آن اشتباه گرفت.

 

حکمرانی خوب در یک دستگاه متولی میراث فرهنگی، پیش از آنکه یک عبارت مدیریتی زیبا باشد، باید در میدان عمل قابل مشاهده باشد: در شفافیت تصمیم‌ها، پاسخ‌گویی، مشارکت ذی‌نفعان، اجرای قانون و مهم‌تر از همه، حفاظت از چیزی که قانونا مامور حفاظت از آن هستیم.

 

نمی‌توان از حکمرانی خوب سخن گفت و هم‌زمان درباره اینکه چه بخشی از یک اثر تاریخی برخلاف ضوابط تغییر کرده، چه مجوزی صادر شده و ناظر میراث در زمان اجرا چه کرده است، پاسخ روشنی به افکار عمومی نداد. حکمرانی خوب با تکرار یک واژه در اطلاعیه‌های روابط عمومی محقق نمی‌شود؛ با کیفیت تصمیمی سنجیده می‌شود که وقتی میان مصلحت کوتاه‌مدت و حفاظت از میراث تاریخی تعارض ایجاد شد، کدام یک را انتخاب می‌کنیم.

 

البته بازار فقط یک کالبد نیست. کسبه و مالکان، زندگی و سرمایه خود را در آنجا دنبال می‌کنند و مخالفت یا نگرانی آنها باید شنیده و مدیریت شود. اما مساله اجتماعی نباید بهانه‌ای برای عقب‌نشینی از اصول فنی مرمت باشد.

 

هنر مدیریت میراث دقیقا آنجاست که میان منافع بهره‌برداران و الزامات حفاظت تاریخی تعادل ایجاد کند نه اینکه برای حل تعارض، ضابطه را کنار بگذارد. اگر قرار باشد هر‌آنچه پیش از حادثه وجود داشته، حتی الحاقات و مداخلات نادرست، عینا بازسازی شود، دیگر چه نیازی به ثبت ملی، ضابطه حفاظتی و نهاد ناظر داریم؟

 

بازار رشت در آتش سوخت؛ اما فاجعه واقعی زمانی رخ داد که زیر خاکستر آتش، همان اشتباهات گذشته را دوباره بنا کردیم و بعد نامش را «مرمت» و «حکمرانی خوب» گذاشتیم. بازار رشت را از آتش نجات نداده‌ایم؛ فقط شکل سوختنش را تغییر داده‌ایم.

 

*دانش‌آموخته کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.