قطب تولیدمحصولات کشاورزی نیازمند تغییر جایگاه است؛

گیلان در تله‌ خام‌فروشی

0 ۸

وقتی از گیلان سخن می‌گوییم، ناخودآگاه تصاویری از دشت‌های پهناور برنج، کوه‌پایه‌های پوشیده از چای، ارتفاعات زیتون‌زار و باغ‌های فندق اشکورات و کیوی در ذهن نقش می‌بندد. گیلان نه تنها یک استان بلکه «انبار آذوقه و نظم غذایی» بخشی از ایران است. اما پشت این ویترین سبز و زیبا، یک واقعیت اقتصادی تلخ نهفته است: ما در حال فروش «خالص‌ترین بخش ثروت خود» با

کمترین قیمت ممکن هستیم.

 

گیلان در تله‌ خام‌فروشی گرفتار شده است و بخش قابل توجهی از محصولات استان به صورت خام و فله‌ای روانه بازار می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن زحمات تولیدکننده در مزرعه یا باغ به پایان می‌رسد و سود اصلی در کارخانه‌های فرآوری خارج از مرزهای استان رقم می‌خورد و بخش عمده ارزش افزوده از استان خارج می شود.

 

باید توجه داشت که در اقتصاد مدرن، ارزش یک محصول در «تولید» آن نیست، بلکه در «ارزش افزوده‌ای» است که پس از برداشت به آن اضافه می‌شود. وقتی برنج، زیتون، گل گاوزبان، مرکبات، بادام زمینی و فندق گیلان به صورت فله‌ای و یا بدون درجه‌بندی یا بسته‌بندی برند، روانه بازارها می‌شوند، ما در واقع داریم فرصت‌های اقتصادی را هدیه می‌دهیم.

 

خام‌فروشی یعنی هدررفت سود. یعنی بخش بزرگی از ارزش افزوده به جای ماندن در جیب کشاورز یا باغدار گیلانی، نصیب واسطه‌ها و فرآوری‌کنندگان خارج از استان می‌شود.

واقعیت این است که  وقتی فرآوری در روستا انجام نشود، جوانان تحصیل‌کرده‌ روستایی، هیچ چشم‌اندازی برای آینده در زادگاه خود نمی‌بینند و راهی شهرها می‌شوند.

 

حال اما اگر به دنبال راهکار باشیم، پاسخ در یک واژه خلاصه می‌شود؛ «صنایع تبدیلی و تکمیلی». توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی، مهمترین اهرم برای افزایش ارزش افزوده، کاهش ضایعات، ایجاد اشتعال پایدار و ممانعت از خام‌فروشی است. بنابراین ما نیاز داریم که زنجیره تولید را از یک خط مستقیم (کاشت ← برداشت← فروش) به یک چرخه هوشمند (کاشت ← برداشت ← فرآوری/بسته‌بندی/برندسازی ← فروش) تبدیل کنیم.

 

باید اذعان داشت، توسعه این صنایع در گیلان، فراتر از یک انتخاب اقتصادی، یک ضرورت استراتژیک است. تمرکز بر این حوزه می‌تواند از طریق محورهای زیر، اقتصاد استان را دگرگون کند:

1-نوسازی واحدهای فرآوری و بسته‌بندی مطابق با استانداردهای روز

۲-توسعه و مدرن‌سازی زنجیره سرد و سردخانه ها در مراکز تولید: احداث انبارهای مکانیزه و سردخانه‌های پیشرفته برای کاهش ضایعات و مدیریت عرضه محصولات تازه‌خوری و یا حساس به فساد.

۳-خوشه‌سازی صنعتی: تمرکز بر صنایع بسته‌بندی برنج، چای‌سازی مدرن و صنایع تبدیلی کیوی، مرکبات، فندق و بادام زمینی در مناطق مستعد.

۴-حمایت از کارگاه‌های زودبازده روستایی: تبدیل روستاها از مراکز صرف تولید، به مراکز تولید و فرآوری؛ جایی که یک جوان بتواند در همان روستا، کارخانه بسته‌بندی یا واحدهای خشک‌کن و بسته‌بندی گیاهان دارویی و فندق خود را داشته باشد.

۵-توسعه کشاورزی قراردادی برای تضمین خرید و حذف واسطه‌های غیر ضروری.

۶-تقویت برندهای بومی و بازاریابی صادراتی: گیلان باید از فروش «محصول» به سمتِ فروش «برند» حرکت کند. محصول گیلان باید با یک نام تجاری معتبر و بسته‌بندی استاندارد در قفسه‌های فروشگاه‌های بین‌المللی بدرخشد.

 

گفتنی است که تحقق چشم‌انداز دگرگونی اقتصاد کشاورزی گیلان، نیازمند یک مثلث همکاری و هم‌افزایی میان دولت، بخش خصوصی و کشاورزان است. دولت می‌تواند با تامین تسهیلات کم‌بهره، رفع موانع اداری و معافیت‌های مالیاتی، «بستر» لازم را فراهم کند.

 

بخش خصوصی  نیز باید با دیدگاه سرمایه‌گذاری بلندمدت وارد میدان شود و «سرمایه» خود را در این صنایع تزریق کند. در نهایت، کشاورزان می‌توانند با پایبندی به کیفیت و ارتقای کیفیت، تولید حلقه پایانی زنجیره را مستحکم سازند و با استفاده از کشاورزی قراردادی، «تولید» را به سمت استانداردهای جهانی سوق دهند.

 

و اما در پایان باید گفت؛ صنایع تبدیلی، پلی به‌سوی شکوفایی است. زمان آن رسیده است که گیلان از نقش یک «تولیدکننده خام» به قطب فراوری و صادرات محصولات کشاورزی تغییر جایگاه دهد.

 

صنایع تبدیلی، حلقه گمشده‌ای است که می‌تواند ضایعات را به ثروت و خام‌فروشی را به تجارت پایدار تبدیل کند. بدین ترتیب درآمد کشاورزان را افزایش دهد و اشتغال پایدار روستایی ایجاد کند. در واقع اگر امروز برای ایجاد زیرساخت‌های فرآوری اقدام نکنیم، فردا تنها شاهد تماشای عبور ثروت از دشت‌های سبزمان خواهیم بود.

 

*- عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی گیلان

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.