آرشیو برچسب

نمایش

وقتی صحنه از متن زنده عقب می‌ماند!

"یرما"ی "فدریکو گارسیا لورکا"، حتی پس از گذشت نزدیک به یک قرن از نوشته‌شدنش، همچنان از آن متن‌هایی است که ظرفیت آن را دارد تا در هر اجرای تازه، بازنمایی اضطراب‌ها و سرکوب‌های جهان معاصر باشد. اجرای «یرما» به کارگردانی "حسین زینالی" در بندرانزلی نیز از این امتیاز برخوردار است. متنی قدرتمند که هنوز می‌تواند بار اصلی تراژدی را بر دوش کشد، حتی اگر اجرا در انتقال این بار چندان موفق عمل نکند. مهم‌ترین ضعف اجرا را باید در بازی دو شخصیت اصلی، "یرما" و "خوان" جست‌وجو کرد. در بازی "یرما"، بیش از آنکه با زنی…

تلاشی برای ترویج هنر هفتم

در روزگاری که دسترسی به فیلم بیش از همیشه آسان شده و مخاطب با انبوهی از محتواهای تصویری روبه‌روست، مساله دیگر فقط یافتن فیلم نیست؛ مهم‌تر از آن، انتخاب آگاهانه و تصمیم برای این است که وقت خود را صرف تماشای چه آثاری کنیم. گیلان در دوره‌های مختلف شاهد حضور و فعالیت فیلمسازان و جریان‌های مهمی بوده که بخشی از تاریخ سینمای ایران را رقم زده‌اند. کانون سینمای خانه فرهنگ گیلان در ادامه این مسیر و با نگاهی به تجربه‌های گذشته ؛با هدف ترویج هنر سینما، نمایش و نقد آثار، آموزش و استعدادیابی، توجه به سینمای…

یرما؛ زنی در آستانه‌ی فصلی سرد

«این کیست؟ این کسی که تاج عشق به سر دارد و در میان جامه‌های عروسی پوسیده است» «یرما»، شخصیت زن نمایش لورکا که اخیرا به کارگردانی حسین زینالی در انزلی روی صحنه رفت، انگار همان زن تنهای فروغ است؛ زنی در آستانه‌ی فصلی سرد. نمایش بیش از آن‌که داستان زنی باشد که در حسرت فرزند می‌سوزد، روایت مواجهه با انسانی است که میان خواستن و آنچه جامعه از پیش برای او تعیین کرده، گرفتار شده است. گویی «زن تنها»ی فروغ، این بار نه در لابه‌لای سطرهای یک شعر، که بر صحنه تئاتر ایستاده است. از این رو، یرما را…

بیضایی؛ موقعیتی نمادین درتئاتر و سینمای مولف ایران

پدیده‌ مرگ از منظر توقف زیستی جسم هرچند در منطق بیولوژیک انکارناپذیر است اما مرگ انسانی چون بهرام بیضایی به عنوان گسست یک سوژه‌ی نمادساز از شبکه‌ی معنا اشتباه است. بیضایی مانند شعرای اساطیری ایران همچون فردوسی، حافظ، و سعدی خیام و مولانا و دیگر ارواح بزرگ هر سرزمین، تنها متعلق به زمانه‌ خودش نیست. بلکه زیست نمادین‌اش موجب می‌شود تا گسست حافظه جمعی تاریخی یک ملت را در خلاءهای زمانی پیوند ببخشد. از همین رو بیش از آن که این زنده‌یاد، جسمی فناپذیر باشد ماهیتی همچون زمان دارد و زمان را نمی‌شود دفن کرد. …

جنایت یک فرد، مکافات یک جامعه

تاریخ روایت رخدادها و تجربه‌های انسانیِ بازمانده از گذشته است؛ اما اهمیت تاریخ نه در بالیدن یا بیزاری جستن از آن بلکه در بازخوانی، فهم چرایی رویدادها، تصمیم‌ها و پیامدهایشان و پند گرفتن از آنهاست. «برواتی برای هر روز سگ‌جان شدن» به نویسندگی و کارگردانی صابر دل‌بینا، با انتخاب سرنوشت امیرکبیر به سراغ تاریخ می‌رود؛ اما نمایش در روایت یک واقعه متوقف نمی‌ماند. آنچه آن را از یک بازخوانی صرفا تاریخی فراتر می‌برد، پرداختن به مفهوم «جنایت و مکافات» در دو سطح فرد و جامعه و بازخوانی چرخه‌ای است که در آن، حذف اندیشه و…

برواتی برای هر روز سگ‌جان شدن

"ملتی که تئاتر ندارد، مانند ملتی است که آینه ندارد." تئاتر به مردم اجازه می‌دهد حیات خود را در آینه هنر ببینند؛ شاید از همین منظر بتوان گفت؛ تئاتر فقط یک نمایش نیست، بلکه فرصتی برای مشاهده دوباره خود، تاریخ و جامعه است. صابر دل‌بینا نویسنده و کارگردان تئاتر در «برواتی برای هر روز سگ‌جان شدن» که از 14 شهریور در تئاتر شهر رشت به روی صحنه می‌رود به سراغ بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین رفته است. روایتی از سرنوشت امیرکبیر، بزرگ مردی که در بزنگاه‌های مهم، نقشی تعیین‌کننده در ساختن آینده این ملک داشت. «برواتی…

آقای سپیده‌دم

اولین بار محمد علی فرمند را در استخر دیدم. سر تا پا پوست و استخوان بود. در آنزمان هیچ نمی دانستم زیر این یک لایه پوست پیر و چروکیده، پشت ردیف استخوانهای سینه، که از قفسه اش بیرون می زدند، چه وجود ترد و نازک و چه روح آرام و چه دل دریایی پنهان مانده است. بعدها دریافتم که من او را یک بار پیش از آن هم ملاقات کرده بودم؛ وقتی بود که با پسرکی که توی نمایش نقشی هم داشت، و مستاجر خانه ی ما بود، به پشت صحنه ی بانوی سپیده دم رفته بودیم، که کارگردانش فرهنگ دلجوی توحیدی بود. من در آن زمان یازده ساله بودم. گمان می کنم پاییز…

ویرانی خود را به تماشا نشسته‌ایم با ‌طرح خنده‌ای

«بن‌بست آشتی‌کنان» به کارگردانی رضا فتوت‌خواه در تئاتر شهر رشت روی صحنه رفته است، بن‌بستی که شاید بسیاری از ما نشانی‌اش را بدانیم؛ بن‌بستی که از قضا در آن خبری از مهر و آشتی یا راهی برای رهایی نیست. نمایشنامه‌ی مجید کاظم‌زاده مژدهی در ظاهر یک کمدی خانوادگی است، اما در لایه‌های زیرین، تصویری از بخش‌های تاریک روابط انسانی و آسیب‌های اجتماعی (فقر، اعتیاد، خشونت، خیانت، آزار و ...) را نشان می‌دهد. خانه در این نمایش فقط یک خانه نیست؛ نمادی است از جامعه‌ای که آدم‌هایی با خواسته‌ها، محرومیت‌ها و زخم‌های…

وقتی راه آشتی هم به بن‌بست می‌رسد

«بن‌بست آشتی‌کنان» روایتی است که خنده را نقطه آغاز قرار می‌دهد، اما تماشاگر را در پایان با یک پرسش تنها می‌گذارد: اگر همه برای آشتی آمده‌اند، چرا هیچ‌کس راه خروج از این بن‌بست را پیدا نمی‌کند؟ «بن‌بست» تنها یک مکان نیست؛ بلکه تصویری از یک وضعیت انسانی است. جایی که آدم‌ها امکان تغییر دارند، اما در چرخه‌ای از ترس، عادت، پنهان‌کاری و ناتوانی در گفت‌وگو گرفتار شده‌اند. نمایش کمدی «بن‌بست آشتی‌کنان» تازه‌ترین اثر گروه تخصصی تئاتر روژا، اول شهریور ۱۴۰۵ با برگزاری آیین زنگ آغاز در تئاتر شهر رشت، سالن سردار جنگل،…

«یرما» در انزلی

«یرما» در انزلی چشم‌ها را به ضیافت تماشا فرا می‌خواند. این نمایش که نوشته «فدریکو گارسیا لورکا» است، با کارگردانی و مترجمی «حسین زینالی» و به همت موسسه فرهنگی هنری گیل تی‌تی روی صحنه می‌رود. «حسین زینالی» در گفت‌وگو با مرور اظهار کرد: فدریکو لورکا خالق سه تراژدی به نام‌های «یرما»، «عروسی خون» و «خانه برنارد آلبا» است. «یرما» داستان زنی است که به دنبال مادر شدن با توجه به شرایط اجتماع و اوضاع واحوال همسرش و همچنین سنتی بودن جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، دچار مشکلاتی می‌شود که در پایان داستان ما با یک…