به بهانه انتخاب روزی به نام تالش؛

فرصتی برای بازخوانی روایت یک تمدن

1 ۹

هر فرهنگی برای ماندگاری به روایت نیاز دارد؛ روایت‌هایی که خاطره‌ها را زنده نگه می‌دارند، نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهند و جامعه را از پراکندگی به همبستگی می‌رسانند. تالش، سرزمین سبز میان کوه و دریا، قرن‌هاست روایت خود را نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در حافظه جمعی مردم، در راه‌ها و در آیین‌هایشان حفظ کرده است.

 

با این‌حال در هیاهوی زندگی مدرن، این روایت‌ها کم‌رنگ‌تر شده‌اند و فاصله میان نسل‌ها، شکاف میان گذشته و حال را عمیق‌تر کرده است. در چنین شرایطی، نام‌گذاری روزی به نام تالش می‌تواند فرصتی برای بازشناسی و زنده نگه‌داشتن فرهنگ و هویت این سرزمین باشد.

 

خبرهایی که در روزهای اخیر درباره تلاش‌ها و پیشنهادهایی برای تعیین چنین روزی در رسانه‌های تالش منتشر شده، پیش از هر چیز نشانه‌ای امیدبخش است از اینکه دغدغه هویت و فرهنگ بار دیگر به متن گفت‌وگوی عمومی در تالش بازگشته است. با احترام به پیشنهادهای ارزشمند پژوهشگران و صاحب‌نظران به نظر می‌رسد شایسته‌تر آن باشد که این روز از دل تقویم فرهنگی تالش برآید، روزی ریشه‌دار در تجربه زیسته مردم که بتواند تالشان را، با همه تفاوت‌ها و گرایش‌هایشان، حول روایتی مشترک گرد آورد.

 

پیشنهاد من این است که فرهنگ کوچ بهاره تالشان، محور روز تالش قرار گیرد. کوچ بهاره، تنها یک رسم فصلی نیست؛ نظامی فرهنگی است که در گذر قرن‌ها، در شکل‌گیری تمدن تالش سهم داشته و آثار آن را هنوز می‌توان در جای جای این سرزمین دید. در ادامه، مهم‌ترین دلایلم برای این پیشنهاد را به‌اختصار بیان می‌کنم.

 

1– فرهنگ کوچ، میراث مشترک تمام تالش

یک روز فرهنگی زمانی می‌تواند ماندگار و فراگیر شود که همه احساس کنند سهمی در آن دارند. اگر بخواهیم برای تالش یک روز انتخاب کنیم، این روز باید متعلق به همه تالشان باشد، نه یک روستا، یک طایفه یا یک منطقه خاص. کوچ، برخلاف بسیاری از عناصر فرهنگی که حوزه جغرافیایی محدودی دارند، یکی از معدود الگوهای مشترک در سراسر جغرافیای تالش است. از لنکران تا اسالم و ماسال و شفت، ردّ یک تجربه واحد را می‌بینیم؛ حرکت فصلی، جابه‌جایی ارتفاعی سکونتگاه و پیوند همیشگی با مرتع، آب و جنگل. این فراگیری، تصادفی نیست.

 

کوچ فصلی محصول شرایط مشترک سرزمینی است، به تاریخ، اقتصاد و شیوه زیست گره خورده و تبدیل به بخشی از حافظه سرزمینی همه تالشان شده است. برای کسانی که امروز دیگر گله‌دار نیستند و حتی نسل‌هایی که فقط خاطره‌هایی از آن را از پدران و مادرانشان شنیده‌اند، کوچ یک نوستالژی ذهنی است.

 

2– کوچ به عنوان یکی از کلیدی‌ترین شاخصه‌های فرهنگی

به‌جرات می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های تمدنی تالش در طول تاریخ، کوچ بهاره و پاییزه بوده است. کوچ صرفا یک جابه‌جایی موقت سکونتگاه نیست، بلکه سامانه‌ای پیچیده و انسانی-سرزمینی است که اقلیم، انسان، دام، مرتع، جنگل و اقتصاد را به هم پیوند می‌دهد.

 

اثرات این سامانه در تمام لایه‌های فرهنگ تالش جاری است؛ از صنایع‌دستی و فرهنگ عامه گرفته تا معماری بومی، موسیقی و زبان. گلیم و جاجیم، مفرش، سازه‌هایی مانند پوری و آوله و واژگانی اصیل نظیر شولا پوا، کوچا کوچ، پسه‌کرن، که و کوچ، ایمجی، که پره پا، کوچَه پِلا، کینجه، ویزه نار، غَیاسَه و هَیا ها، تنها نمونه‌هایی از درهم‌تنیدگی کوچ با زیست تالشان است.

 

همچنین آوازها، اشعار، جاینام‌ها و فرهنگ سوارکاری بر اسب کاسپین نیز دیگر اجزای این منظومه هستند. همین گستردگی، کوچ را به یک شاخه اصلی تبدیل می‌کند که ده‌ها پروژه فرهنگی، پژوهشی و توسعه‌ای می‌توانند از آن منشعب شوند.

 

3– از پیشینه باستانی تا زنده‌بودن در زمان حال

انتخاب فرهنگ کوچ، این مناسبت را به پیشینه‌ای فراتر از تاریخ معاصر پیوند می‌زند و آن را به لایه‌های کهن تمدن تالش متصل می‌کند. از این منظر، روز تالش تنها یادآور یک رویداد یا مقطع تاریخی مشخص نخواهد بود، بلکه فرصتی برای بازخوانی میراث دیرپای این سرزمین است.

 

نکته حائز اهمیت این است که کوچ بهاره، برخلاف بسیاری از سنت‌های باستانی، پیوندش با فرهنگ کنونی گسسته نشده و هنوز در معیشت، ساختارهای اجتماعی و زندگی روزمره مردم تالش جاری است. بنابراین، کوچ بهاره از معدود گزینه‌هایی است که در عین داشتن ریشه‌های ژرف تاریخی، همچنان به عنوان میراثی زنده و قابل تجربه در گوشه گوشه تالش حضور دارد.

 

4– ظرفیت گردشگری تجربه‌محور

روز تالش بر پایه فرهنگ کوچ، اگر بر اساس گردشگری تجربه‌محور طراحی و معرفی شود، می‌تواند از یک مناسبت تقویمی به یک رویداد مقصدساز گردشگری بدل شده و تالش را از یک مقصد اتفاقی به یک مقصد انتخابی بدل کند.

 

نمونه‌های موفقی همچون روز هزار دف در کردستان، جشنواره گل محمدی در کاشان، جشنواره انار در ساوه، مسیرهای سانتیاگو یا جشنواره‌های دام در آلپ نشان می‌دهند که این موضوع چه پتانسیل عظیمی دارد. درمورد تالش، این ظرفیت به مراتب بالاتر است، زیرا کوچ بهاره هم‌زمان با فصلی است که طبیعت تالش در اوج زیبایی قرار دارد.

 

همه عناصر بالقوه از جمله مسیرهای ایل‌راهی متنوع، راهنماهای گردشگری حرفه‌ای، تورهای اسب‌سواری و بوم‌گردی فعال، اقامتگاه‌ها، زمان مشخص، موسیقی، صنایع‌دستی، غذاهای محلی و روایتی که مسافر بتواند از قبل با آن ارتباط برقرار کند در تالش وجود دارند.

 

آنچه کم است، اتصال این قطعات در قالب یک رویداد سالانه سازمان‌یافته است که می‌تواند حول مفهوم روز تالش محقق گردد. ویژگی متمایز این انتخاب آن است که به دلیل جریان داشتن فرهنگ کوچ در سراسر تالش، مراسم و جشنواره‌های مرتبط با این روز محدود به یک نقطه نخواهد بود و می‌تواند در چندین کانون مختلف به صورت مستقل و هم‌زمان برگزار گردد.

 

5-   ظرفیت توسعه پایان‌ناپذیر

یکی از مزیت‌های اصلی این پیشنهاد، ظرفیت توسعه مرحله‌ای پایان‌ناپذیر آن است. هر سال می‌توان بدون اینکه مناسبت از محور اصلی خود دور شود یکی از لایه‌های فرهنگی را برجسته کرد: یک سال ایل‌راه‌ها، سال دیگر موسیقی، معماری، آداب و روسوم، زبان، باستان‌شناسی، اسب، گردشگری و… . این ویژگی، روز تالش را از یک مراسم تکراری سالانه به یک پروژه فرهنگی پویا و در حال رشد تبدیل می‌کند.

 

6– ماهیت بی‌تنش و غیرسیاسی

یکی از مزیت‌های فوق‌العاده این پیشنهاد، ماهیت بی‌تنش و غیرسیاسی آن است. کوچ و رابطه با سرزمین، طبیعت و میراث فرهنگی ظرفیت آن را دارد که فارق از مناقشه‌های سیاسی و هویتی به‌عنوان موضوعی فرهنگی و عمومی مطرح شود. این ویژگی، روز تالش را از بسیاری از مناسبت‌های دیگر که ممکن است به مرور زمان به محل جدل‌های فکری تبدیل شوند، متمایز می‌کند. کوچ، موضوعی است که همه تالشان، فارغ از هر نوع عقایدی با آن احساس هویت می‌کنند.

 

7– ظرفیت پژوهشی میان‌رشته‌ای

فرهنگ کوچ در تالش، می‌تواند هم‌زمان موضوع پژوهش در باستان‌شناسی، تاریخ، مردم‌شناسی، زبان‌شناسی، موسیقی‌، معماری، جغرافیای فرهنگی، محیط‌زیست و مطالعات گردشگری باشد. این ظرفیت پژوهشی، روز تالش را از یک رویداد صرفا جشنواره‌ای به یک پروژه علمی و فرهنگی بلندمدت درباره تالش تبدیل می‌کند.

 

8– آغازگر پیوند فرهنگی با دیگر اقوام ایرانی

برجسته‌سازی فرهنگ کوچ، می‌تواند پلی میان تالشان و سایر اقوام کوچ‌روی ایران (کرد، لر، گیلک، ترک، بختیاری، قشقایی، ترکمن، بلوچ، شاهسون و …) ایجاد کند. این اقوام در تجربه کوچ، موسیقی، معماری، صنایع دستی و غذاهای محلی اشتراکات جالب توجهی دارند. روز تالش می‌تواند آغازگر گفتمانی باشد که در آن، کوچ از یک خاطره محلی به یک سرمایه فرهنگی ملی ارتقا یابد.

 

*کارشناس زمین شناسی

1 نظر
  1. سجاد حبیبی لیسار می گوید

    ضمن قدردانی از این نگاه ارزشمند به هویت و تمدن تالش، به نظرم یک مسئله اساسی‌تر وجود دارد که بدون توجه به آن، چنین ابتکاراتی ممکن است در نهایت به چند مراسم مناسبتی، گزارش اداری و هزینه‌کرد بودجه‌هایی با اثربخشی محدود ختم شوند!

    <<>>

    امروز ما با نسلی مواجهیم که به تولیدات رسانه‌ای حرفه‌ای ترکی، آذری و بین‌المللی، با استانداردهای بالای تصویری، موسیقی، سرگرمی و روایتگری دسترسی دارد. در مقابل، تالش از فقدان یک رسانه صوتی‌تصویری قدرتمند، فراگیر و حرفه‌ای که بتواند فرهنگ و زبان تالشی را با کیفیتی رقابت‌پذیر عرضه کند، رنج می‌برد.

    به باور من، اگر واقعاً به دنبال احیای هویت تالشی هستیم، باید فراتر از نام‌گذاری یک روز یا برگزاری جشنواره بیندیشیم.

    <<>>

    رسانه‌ای با تولیدات حرفه‌ای در زمینه مستند، موسیقی، انیمیشن، فیلم و سریال، گردشگری، تاریخ، سبک زندگی و حتی برنامه‌های سرگرم‌کننده برای کودکان و نوجوانان؛ با محوریت زبان تالشی و بهره‌گیری از زیرنویس و زبان‌های دیگر برای دسترسی مخاطبان جهانی.

    اما: چنین پروژه‌ای به مدیریت حرفه‌ای (بدون وابستگی سیاسی-مذهبی)، استعدادهای خلاق و متخصص، استانداردهای بین‌المللی تولید محتوا، استقلال خلاقانه و پشتوانه قوی مالی نیاز داریم.

    حتی می‌توان با یک رسانه دیجیتال حرفه‌ای و تولید چند اثر شاخص آغاز کرد و به‌تدریج به سمت یک شبکه تلویزیونی فراگیر حرکت کرد.
    چرا میلیون ها نفر در سراسر جهان به فرهنگ وایکینگ ها علاقه مند می شوند بدون آنکه حتی یک روز از نروژ (منطقه اسکاندیناوی) بازدید کرده باشند؟!!! پاسخش اینجاست:
    باید بپذیریم که نسل جوان را نمی‌توان صرفاً به حفظ میراث فرهنگی توصیه کرد؛ ابتدا باید این میراث را برای او دیدنی، شنیدنی، جذاب و افتخارآفرین ساخت.

    ***هویت فرهنگی زمانی در نسل‌های آینده زنده می‌ماند که بتواند در دنیای رسانه‌ای امروز حضور مؤثر داشته باشد، نه اینکه صرفاً در مراسم بزرگداشت گذشته به یاد آورده شود.***

    شاید امروز بیش از آنکه به یک «روز تالش» نیاز داشته باشیم، به یک **«صدای جهانی برای تالش»** نیاز داریم.

    روز تالش می‌تواند نقطه آغاز این حرکت باشد، نه نقطه پایان آن.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.