در ادبیات نوین برنامهریزی و مدیریتشهری، زیباسازی دیگر یک اقدام تزیینی یا هزینهای قابل حذف در زمان محدودیت منابع تلقی نمیشود، بلکه بخشی از سیاستهای ارتقای کیفیت محیط شهری و یکی از ارکان توسعه پایدار شهرها به شمار میرود.
تجربه شهرهایموفق جهان نشان داده است؛ کیفیت زندگی شهروندان،تنها با توسعه زیرساختهای کالبدی یا اجرای پروژههای عمرانی سنجیده نمیشود، بلکه تا حد زیادی به کیفیت فضاهای عمومی، خوانایی منظرشهری، هویتبصری و میزان تعامل انسان با محیط پیرامون خود وابسته است.
شهر، صرفا مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و تاسیسات نیست. شهر، فضایی برای زندگی، تعامل، خاطرهسازی و شکلگیری هویتجمعی است. از همین رو، سیمای شهر نقشی فراتر از ظاهر دارد و بر احساس امنیت، آرامش روانی، اعتماد اجتماعی، مشارکت شهروندان و حتی سلامت روان جامعه اثر میگذارد.
محیطهای شهری آراسته، منظم و برخوردار از طراحی مناسب، حس تعلق شهروندان به محل زندگی خود را تقویت میکنند و زمینه مسوولیتپذیری بیشتر آنان در قبال شهر را فراهم میآورند.
پژوهشهای حوزه طراحیشهری و روانشناسی محیط نیز نشان میدهند که کیفیت منظر شهری، مبلمان مناسب، نورپردازی استاندارد، فضای سبز مطلوب و آثار هنری شهری، تنها عناصر زیبایی شناختی نیستند بلکه در افزایش حضورپذیری فضاهای عمومی، کاهش احساس ناامنی، ارتقای تعاملات اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی نقش مستقیم دارند. به همین دلیل، امروزه سرمایه گذاری در حوزه زیباسازی، بخشی از سرمایهگذاری بر سلامت اجتماعی، نشاط شهری و توسعه پایدار تلقی میشود.
البته زیباسازی زمانی معنا پیدا میکند که بر پایه هویت هر شهر شکل گرفته باشد. یکی از آسیبهای رایج در برخی پروژههایشهری، الگوبرداری بدون توجه به ویژگیهای فرهنگی، تاریخی و اقلیمی است؛ رویکردی که به تدریج شهرها را به فضاهایی مشابه و فاقد شخصیت تبدیل میکند.
در مقابل، شهرهایی موفقتر بودهاند که توانستهاند زبان طراحی خود را از دل تاریخ، فرهنگ، اقلیم و سبک زندگی مردم استخراج کنند و آن را در سیمای شهر متجلی سازند.
رشت به عنوان یکی از مهمترین شهرهای شمال کشور از این منظر ظرفیتهای کم نظیری در اختیار دارد. اقلیمبارانی، معماریبومی، پیشینه فرهنگی، هنرهای محلی، بازار تاریخی، تنوع پوشش گیاهی و سبک خاص زندگی مردم، سرمایههایی هستند که میتوانند مبنای شکلگیری یک هویت بصری متمایز باشند.
استفاده از مبلمان شهری متناسب با شرایط اقلیمی، طراحی فضاهای عمومی سازگار با بارندگی، بهرهگیری از گونههای گیاهیبومی، نورپردازی هدفمند بناهای ارزشمند، دیوارنگارههایی الهام گرفته از فرهنگ و تاریخ گیلان و توجه به جزییات منظرشهری، میتواند تصویری اصیل و ماندگار از رشت در ذهن شهروندان و گردشگران ایجاد کند.
در عین حال، زیباسازی زمانی موفق خواهد بود که عملکرد را فدای ظاهر نکند. طراحی شهری مطلوب، حاصل پیوند میان زیبایی، کارایی و دوام است.
نیمکتی که در اقلیم مرطوب دوام نداشته باشد، فضایعمومی که دسترسی مناسب برای سالمندان و افراد دارای معلولیت فراهم نکند، نورپردازی که صرفا جلوه بصری داشته باشد اما امنیت شبانه را ارتقا ندهد و یا المان هایی که تنها برای ثبت عکس طراحی شوند، نمیتوانند پاسخگوی نیازهای واقعی شهر باشند. زیبایی زمانی ارزشمند است که در خدمت آسایش، امنیت، دسترس پذیری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان قرار گیرد.
از سوی دیگر، زیباسازی را نباید مجموعهای از پروژههای پراکنده و مناسبتی دانست. این حوزه نیازمندسندراهبردی، نگاه بلندمدت،مشارکت متخصصان رشتههای مختلف و گفتوگو با شهروندان است.
تجربه بسیاری از شهرهای موفق نشان داده است که مشارکت مردم در تصمیمگیریهای مرتبط با منظرشهری، نه تنها کیفیت طرحها را افزایش میدهد، بلکه احساس تعلق و مسوولیتپذیری اجتماعی را نیز تقویت میکند.
باید پذیرفت که زیباسازی شهر، یک هزینه اضافی نیست، بلکه سرمایهگذاری برای آینده شهر است؛ سرمایهگذاری برکیفیت محیطزندگی، هویتشهری، گردشگری، اقتصادمحلی، سرمایه اجتماعی و امید شهروندان.
شهری که مردم به آن افتخار کنند، شهری است که برای حفظ و ارتقای آن نیز احساس مسوولیت خواهند کرد. این پیوند میان کیفیت محیط و مشارکت اجتماعی، ارزشمندترین سرمایهای است که هر شهر میتواند برای آینده خود فراهم آورد.
* دکترای برنامه ریزی شهری