خبر درگذشت محمد فارسی، تنها خبر سفر ابدی یک شاعر گیلکیسرای پیشکسوت نیست، بلکه خبر خاموش شدن یکی از صداهایی است که سالها در حافظه فرهنگی گیلان جاری بود.
محمد فارسی، متولد سال ۱۳۱۸ خورشیدی در روستای شیجانِ خمام، از جمله چهرههای اثرگذار ادبیات معاصر گیلان بود که زندگی خود را میان کلاس درس و جهان شعر تقسیم کرد. او پس از سالها خدمت در آموزش و پرورش و تربیت نسلهای متعدد از دانشآموزان، در کسوت معلمی، بازنشسته شد، اما حضورش در عرصه فرهنگ و ادبیات هرگز پایان نیافت.
فارسی به زبانهای گیلکی و فارسی شعر میسرود و از نوگرایان و پیشگامان شعر گیلکی به شمار میرفت؛ شاعری که کوشید زبان بومی را با نگاه و بیان معاصر پیوند دهد. او علاوه بر شاعری، در حوزه نقد ادبی نیز فعالیت داشت و دغدغه همیشگیاش رشد و بالندگی شعر گیلکی بود.
محمد فارسی از آن نسل فرهنگیانی بود که میان آموزش و فرهنگ، دیواری نمیدید. سالهای طولانی معلمی، برای او تنها یک شغل نبود؛ امتداد همان رسالتی بود که بعدها در شعر و نقد ادبی نیز دنبال کرد.
او هم به تربیت نسلها پرداخت و هم به پاسداری از واژههایی حامل هویت سرزمین مادریاش بودند. در روزگاری که بسیاری از زبانها و گویشهای محلی زیر فشار یکسانسازی فرهنگی قرار گرفتهاند، محمد فارسی از جمله شاعرانی بود که زبان گیلکی را نه فقط ابزاری برای بیان احساسات بومی، بلکه ظرفی برای اندیشه، تجربه و آفرینش ادبی میدانست.
او از پیشگامان جریان نوگرایی در شعر گیلکی به شمار میرفت؛ نسلی که کوشید ادبیات محلی را از تکرار قالبهای کهنه برهاند و آن را با زبان و نگاه معاصر پیوند بزند.
اهمیت کار محمد فارسی تنها در سرودن شعر نبود. او نشان داد که میتوان به ریشهها وفادار ماند و در عین حال افقهای تازهای را جستوجو کرد. مجموعه شعر گیلکی «نسیم نرم آواز» که در سال ۱۳۷۵ منتشر شد، نمونهای از همین تلاشها برای آشتی دادن سنت و نوگرایی بود؛ تلاشی که بعدها در دیگر آثار و فعالیتهای ادبی او، از جمله مجموعه سرودههای گیلکی «مرا دوخواده عشق» و نیز نوشتههای انتقادیاش ادامه یافت.
محمد فارسی از آن دست شاعران نبود که تنها در میان صفحات کتابهایش زندگی کنند. آثار و نام او در محافل ادبی، انجمنهای شعر و میان دوستداران فرهنگ گیلان حضوری مداوم داشت. او نه فقط شاعر، بلکه ناظری دغدغهمند برای شعر و ادبیات بود و در عرصه نقد نیز فعالیت میکرد.
شاعران بومی، حافظان بخشی از حافظه جمعی ما هستند. آنان فقط واژهها را حفظ نمیکنند؛ بلکه شیوه زیستن، باورها، احساسات و روایتهای یک سرزمین را نیز به نسلهای بعد انتقال میدهند.
امروز محمد فارسی دیگر در میان ما نیست، اما رد پای او در شعر گیلکی باقی خواهد ماند؛ در واژههایی که با عشق به زبان مادری سروده شد، در شاگردانی که از او درس آموختند، در کتابهایی که از به یادگار ماند و در نسیمی که هنوز از میان سطرهای «نسیم نرم آواز» او میوزد و بانگ برمیآورد که «مرا دوخواده عشق».