کتابخانه ملی، بیمارستان پورسینای رشت، پرورشگاه مژدهی، آسایشگاه معلولین وسالمندان، خانه فرهنگ گیلان و دهها نهاد ماندگار دیگر، محصول مستقیم بروکراسیهای مدرن دولتی یا سیاستگذاریهای کلان توسعه نبودند. این بناها به دست تجار، صنعتگران، پزشکان، ملاکان و خیّرینی پایهگذاری شدند که لزوما تخصص مستقیمی در امور فرهنگی، طبابت نوین، مدیریت مراکز درمانی یا پرورش کودکان بیسرپرست نداشتند؛ بلکه این «دغدغه حل مساله» بود که آنان را به حرکت وا میداشت.
آنها سرمایه، اعتبار اجتماعی و مهمتر از همه «ریسک زیستن در ناشناختهها» را به میدان آوردند تا ساختارهایی بسازند که فراتر از یک خیریه ساده و تسکین مقطعی، زیرساختی زاینده خلق کند و تا امروز معتبرترین مرجع اعتماد عمومی در زیستبوم گیلان باقی بماند.
هر رفتار اصیلی که در میدان عمل شکل میگیرد و کارآمدیاش را درحل یک مساله واقعی اثبات میکند، اندیشمندان نیز برای تبیین و تکثیر آن دست به «مفهومسازی» میزنند؛ چنانکه امروز برای چنین کنشهایی در ادبیات کارآفرینی و مدیریت نوآوری، کلیدواژههای دقیقی همچون «سرمایهگذاری فرشته» (Angel Investment) طراحی شده است.
در واقع آنچه امروز در قالب این اصطلاحات مدرن تئوریزه میشود، قرنها پیش با بالاترین سطح کارآمدی در بافت تاریخی ما جریان داشته است. این واقعیت، پرسشی بنیادین را پیش روی ما قرار میدهد: چرا زمانی که این کنشها نام و عنوانی نداشتند، زندهترین نهادهای شهر را میساختند، اما امروز که ترمینولوژیهای مدیریتی وارد ادبیات ما شده، روح زیستبوم و کارکرد عینی آن تحلیل رفته است؟
ریشه این گسست، لزوما نبود دغدغه یا فقدان سرمایه نیست؛ بلکه میتوان آن را در «جزیرهای شدن» و سردرگمی کنشگران جستوجو کرد.
امروزه روز نیز حامیان بالقوه دغدغهمندی داریم که آماده اثرگذاری و مشارکت در ایجاد انواع نهادهای غیر دولتی مسقل و مردمی هستند، اما ازهم جدا افتادهاند و در غیاب یک سازوکار روشن، نمیدانند چگونه باید در مراحل اولیه و شکننده به یاری ایدههای نوپا بیایند؛ فرآیندی که نیازمند تصمیمگیری چابک به جای کنترل بوروکراتیک، تخصیص تدریجی منابع بر پایه نقاط عطف مشخص، و ارایه ارزش افزودهای چون شبکه ارتباطی و هدایت استراتژیک است.
از سوی دیگر، فضای مدیریتی و کارآفرینی ما درگیر چرخش پارادایم از «کنشگری متعهد به مساله» بهسوی «صورتگرایی مفاهیم» شده است؛ در عصری که مدام از شتابدهی سخن گفته میشود، اما سرمایهگذاران یا به صدقهدادنهای سنتی بسنده کردهاند و یا به دالانهای امن سوداگری پناه بردهاند. به بیان دیگر، گویی آنچه مفهومسازی شده، فرهنگ زیسته خود را گم کرده است.
بازخوانی کارنامه چهرههایی همچون جهانگیر سرتیپ پور، کاظم مژدهی، محمدحسین استقامت ، آرسن میناسیان، دکتر محمدرضا حکیم زاده، میر جعفر ابریشمچیان، دکتر حسن تائب، رضا فرحمند، و هزاران نفردیگر پیشگامان نیکاندیش بینام و نشانانی که با آنان همکاری کردهاند، در کنارعملکرد شفاف نهادهایی چون پرورشگاه مژدهی و آسایشگاه سالمندان و…. که هنوز هم مامن مطمئن هر قدم خیری است، کلید برونرفت از همین بنبست است.
راه نجات ایدههای نوپا و احیای «سرمایهگذاری فرشته» در زیستبوم امروز ما نه در ترجمه صرفِ واژگان، بلکه در پیوند زدن مفاهیم مدیریتی نوین با همین کارکردهای اصیل و تجربهشده تاریخی است؛ پیوندی که میتواند انزوای حامیان دغدغهمند را بشکند، این جزیرههای سرگردان را به هم وصل کند و سنت «سرمایهگذاری نیکاندیشانه» را دوباره به میدان عمل بازگرداند.