از ۱۴۰۰ در جلسات کارگروه مدیریت پسماند استانداری گیلان، مشاوران طرح پسماند و برخی دیگر از شخصیتها به دلیل بارشهای سنگین جلگه و بالا بودن سطح آب زیرزمینی در مرکز و شرق استان، نگاه خود را متوجه اقلیم خشکتر حوزه رودبار، لوشان و منجیل کردند. با وجود آنکه افکار عمومی تصور میکرد پرونده انتقال پسماند به جنوب استان به دلیل مخالفتهای زیاد بسته شده، انتشار مصاحبهای جدید از معاون محیطزیست این مناقشه را به نقطه اوج رساند.
علی محمدپور معاون محیطزیست انسانی ادارهکل حفاظت محیط زیست گیلان، در گفتوگویی اعلام کرد که برای دو مکانِ حدودا ۵۰ هکتاری در شهرستان رودبار مجوز صادر شده است.
وی توجیه محیطزیست را اقلیم خشکتر منطقه، عمق مناسبتر آبهای زیرزمینی و فاصله از جنگلهای هیرکانی اعلام کرد، هرچند یادآور شد که آغاز هرگونه عملیات اجرایی نیازمند ورود شهرداریها و تامین زیرساخت توسط دستگاههای اجرایی است.
با این وجود مهرداد گودرزوند چگینی نماینده رودبار در مجلس در واکنش به این خبر اعلام کرد که “پرونده انتقال زبالههای استان یا سراوان به رودبار به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و اجازه اجرای آن داده نخواهد شد. وی گفت: حل معضل سراوان با قربانی کردن پیشانی و ورودی گیلان، خطایی استراتژیک است و رودبار نباید به حیاط خلوت دفع معضلات کلانشهرها بدل شود.
از حیث کارشناسی، ادعای خشکتر بودن اقلیم جنوب استان یک نگاه تکب ُعدی است و خطرات راهبردی را نادیده میگیرد. زیرا حوزه رودبار در مناطق منجیل و لوشان در کریدور بادهای معروفی قرار دارد و نیروگاه بادی منطقه نیز بر مبنای همین امرا احداث شده است.
استقرار مرکز دفن، انتقال پسماند یا دپوی باز در این منطقه موجب پراکندگی سریع ذرات سبک، گرد و غبار آلوده، گازهای متصاعد شده و بوی نامطبوع در شعاع دهها کیلومتری میشود و کنترل بو یا مهار زبالههای سبک در چنین بستری از نظر مهندسی تقریبا ناممکن است.
از طرفی ادعای پایین بودن سطح آب زیرزمینی نباید مانع دیدن ریسک نفوذ شیرابه شود. کارشناسان اذعان دارند اثر تخریبی شیرابه تا دههها در خاک پایدار است. در صورت بروز هرگونه شکست در لایههای ژئوممبرانِ لندفیل، نفوذ حتی بخش ناچیزی از شیرابه سنگین به گسلها، درهها و در نهایت بستر سفیدرود، میتواند یک فاجعه امنیت زیستی و غذایی برای کل استان خلق کند.
اما موضوع بعدی بحث قرار داشتن منطقه رودبار در یکی از فعالترین زونهای زلزلهخیز کشور است. بنابراین احداث سازههای لندفیل مهندسی، حوضچههای جمعآوری شیرابه روی این پهنهها گسل، با ریسک دائمی تخریب سازهای و نشت ناگهانی حجم عظیمی از شیرابه سمی همراه است.
باید توجه داشت که انتقال روزانه صدها تا بیش از هزار تن زباله از رشت و شهرهای پیرامونی به لوشان و منجیل مستلزم تردد مداوم دهها دستگاه کامیون سنگین در محور ترانزیتی و پرترافیک آزادراه و جاده قدیم رشت–قزوین است.
این تردد استهلاک جادهای، تصادفات و ترافیک ورودی استان را افزایش میدهد و با انتشار آلودگی هوا و ریزش شیرابه در طول مسیر جادهای همراه خواهد بود. تجربه سراوان ثابت کرد که روشهای سنتی و دفن محور در اقلیم متراکم و حساس گیلان محکوم به شکست است.