آرشیو برچسب

یادداشت خصوصی

مردی از تبار دانایی

درست عمل کردن چه در ساحت فردی و چه در ساحت گروهی و چه در جامعه، بیش از آنکه وابسته به دانش یا تجربه باشد وابسته به ذخیره دانایی است. ذخیره دانایی یک فرد، یک گروه، یا یک جامعه ترکیبی از دانش و تجربه‌های زیستی است. دانش را در مراکز علمی، کتاب‌ها و در حضور اساتید می‌آموزیم. تجربه را در  فراز و نشیب زندگی کسب می‌کنیم. یک جایی در ساختار ذهنی و آگاهی جمعی ما دانش و تجربه‌های زیستی به هم می‌آمیزند و ذخیره دانایی شکل می‌گیرد. ذخیره دانایی فرهنگ را فاخر، علم را نوآور، اقتصاد را درست و سیاست را واقع بین می‌کند. …

رنج بیماری در میدان تحریم و جنگ

وقتی که شعله‌های هولناک جنگ بر نازکای پیکر زندگی و آبادانی داغ می‌نهد، تاب آوردن و ایستادن، زمزمه روزان و شبان آدمی می‌شود.‌ در این میان اما روشن نگاه‌داشتن چراغ امید به زندگی برای آنها که بار گران بیماری را بر دوش خویش دارند، بسیار دشوارتر از دیگران است. کسی نیست که نداند اقتصاد رنجور، تورم، گرانی و کمبود دارو و دلنگرانی برای حوادث آینده، جان‌های بیمار را درچه تنگنای دهشتناکی قرار می‌دهد. واقعیت این است که در صلح یا جنگ، سایه‌ سیاه بیماری که از راه می‌رسد، رنجی گران را بر حیات آدمی حاکم می‌سازد. در این میان یک…

گردشگری به ‌مثابه دماسنج بحران‌ها

گردشگری یکی از پیچیده‌ترین و چندبُعدی‌ترین نظام‌های اجتماعی اقتصادی به‌شمار می‌رود. اهمیت آن فقط به افزایش تولید ناخالص داخلی یا ایجاد شغل محدود نمی‌شود، بلکه این پدیده با شیوه‌های مصرف فرهنگی، جابه‌جایی انسان‌ها و کیفیت روابط میان گروه‌های اجتماعی گره خورده است. از همین‌رو، گردشگری نه‌تنها از تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، بهداشتی و زیست‌محیطی تاثیر می‌پذیرد، بلکه آیینه‌ی تمام‌نمایی از وضعیت پویای جوامع نیز می‌باشد. از ویژگی‌های برجسته‌ی گردشگری، حساسیت بالای آن نسبت به شرایط ناپایدار است؛ به‌گونه‌ای که…

رشت؛ شهری که بحران را به آینده واگذار می‌کند

بعضی بحران‌ها ناگهانی اتفاق می‌افتند؛ یک سیل، یک زلزله یا حادثه‌ای که شهر را یکباره متوقف می‌کند. اما بعضی بحران‌ها آرام رشد می‌کنند؛ آن‌قدر آرام که مدیران به دیدنشان عادت می‌کنند و مردم به تحملشان. بحران پسماند در رشت سال‌هاست از همین جنس شده؛ بحرانی که دیگر فقط یک مسئله خدمات شهری یا محیط‌زیستی نیست، بلکه به نشانه‌ای از فرسایش تصمیم‌گیری در مدیریت شهری تبدیل شده است. کافی است صبح زود مسیر کامیون‌های حمل زباله را در بعضی خیابان‌های شهر دنبال کنید. رشتی که سال‌ها با باران و طراوتش شناخته می‌شد،…

نان بر پهنای باند

شب با همه ترافیک خستگی‌اش، آرام آرام از پشت پنجره بالا می‌آید. به زنی فکر می‌کنم که روی میز کوچک آشپزخانه نشسته چراغ حلقه‌ای هنوز روشن است. همان چراغی که روزگاری سایه‌ها را پس می‌راند و صورت‌ها را برای مشتریان آن سوی شهر و کشور روشن می‌کرد. گوشی می‌لرزد و پیامی کوتاه بالا می‌آید: اتصال برقرار نیست. دوباره. لبخند حرفه‌ای که سال‌ها در آینه تمرین شده، می‌ماسد. جاییکه یک نفر با عصا یا روی صندلی چرخ‌دار با انگشتانی که به اندازه روزهای زمستان سرد نشده‌اند، عکس می‌گرفت، کپشن می‌نوشت، سفارش می‌گرفت، بسته‌بندی می‌کرد به…

خط نامریی شکاف طبقاتی

رفیق داری؟ اینترنت داری، رفیق نداری؟ بی‌خیال شو! در گذشته که زندگی می‌کردیم، به یاد دارم اگر ساعت‌ها یا حتی روزها اینترنت قطع می‌شد، تنها عده معدودی آن هم بعد از مدتی، متوجه این موضوع می‌شدند. زمانی که کارها با پست، فکس و تلفن راه می‌افتاد و دانشجویان بیشتر وقت خود را با کتابِ باز می‌گذراندند، واقعا «بود و نبودِ» اینترنت تاثیر چندانی بر زندگی مردم نداشت. اینترنت بیشتر شبیه یک هدیه اضافه به حساب می‌آمد، نه چیزی در حد و اندازه جان آدمی. اما حالا چطور؟ زندگی امروزه ما تقریبا در همین خط نامریی خلاصه شده است؛…

بگو تاچه داری بیار از خِرَد

دستاورد 60 روز اخیر هرچه نباشد، چراغ وطن دوستی را شعله‌ور کرده است. بازگشت به «من ایرانی» و تاریخ و فرهنگی که پیش از این کمتر ورق می‌خورد. و در این میان خوانش «شاهنامه» سروده «حکیم ابوالقاسم فردوسی» به‌عنوان مهمترین میراث ادبی ملی جایگاه والاتری دارد. بعید است کسی شاهنامه خوانده باشد و نداند که فردوسی در پایان هر داستان، یک پیام اخلاقی مبتنی بر خِرَد به خواننده‌اش توصیه می‌کند؛ همچون این مصرع« تو داد و دَهِش کن فریدون تویی» با این حال، برای درک بهتر زبان فردوسی و رمز و راز داستان‌های اساطیری و…

وقتی مردان تنها می‌شوند و زنان شبکه می‌سازند

تا همین چند سال پیش «گعده مردانه» فقط یک عادت نبود؛ بخشی از زیست اجتماعی بود. جایی برای گفتن و شنیدن، برای سبک شدن، برای گرفتن تصمیم‌هایی که شاید در ظاهر بی‌اهمیت بودند، اما در عمل مسیر زندگی را تغییر می‌دادند. در دل همین دورهمی‌های ساده، شبکه‌هایی شکل می‌گرفت که نه اسم داشتند و نه ساختار رسمی اما کار می‌کردند؛ از پیدا کردن شغل تا عبور از بحران‌های شخصی. گعده، به زبان جامعه‌شناسی، یک نهاد غیررسمی تولید سرمایه اجتماعی بود، حتی اگر خود افراد چنین تعبیری از آن نداشتند. این تصویر هنوز کاملا از بین نرفته…

سراهای تاریخی،قطب‌های جدید گردشگری باشند

بازار تاریخی رشت یکی از بازارهای مهم ایرانی است که به‌ویژه از دوران صفوی به بعد با رونق تجارت ابریشم، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. این بازار در دوران قاجار و پهلوی نیز به‌دلیل قرارگیری در محل تبادلات فرهنگی و تجاری ایران با غرب، نقش بسیار مهمی در تاریخ داشته است. بازشناسی ارزش‌های کالبدی بازاررشت در وضعیت اخیر که به‌دلیل اعتراضات سال گذشته طعمه حریق شد و فرآیند بازسازی آن در حال انجام است، ضروری به نظر می‌رسد. قدیمی‌ترین نقشه‌ای که از محدوده بازار موجود است، نقشه دوره ناصری است که توسط ذوالفقار…

هلال امید در شب ملال

قاب اول: خانم «ف» روان‌درمانگر خوبی است و اما این فهم من از خوب بودن او از آن‌ جاست که چند بار دیده‌ام به هر آن کس که نیازمند توجه یک روانشناس باشد، کمک می‌کند. مثلا وقتی خانم «س» در یک جمع فرهنگی، خیلی گذرا از تنش‌ها و افسردگی‌اش سخن گفت، خانم روانشناس که آشنایی چندانی هم با وی نداشت، حرفی نزد. چند روز بعد اما از خانم «س» شنیدم که خانم «ف» شماره تلفنش را از دوستی مشترک گرفته و بدون هیچ چشم‌داشتی، خیلی مفصل با او حرف زده و راهکارهای موثری را پیشنهاد داده است. قدرشناسی و آرامشی که در صدای این بانو موج می‌زد،…