آرشیو برچسب

یادداشت خصوصی

در حمایت از حذف “د”

خانه پدربزرگ یوتپه بود و شهرداری برای روبارتان خط مینی‌بوس داشت. سوار می‌شدیم و جلوی اخته مختار پیاده می‌شدیم و به سمت یوتپه می‌رفتیم. برای ما که سرگرم مقایسه عمق حوض خانه پدربزرگ با عمق حوض خانه پدری بوديم هیچوقت سوال پیش نیامد که چرا روبارتان! اما سال‌ها بعد در آستانه چهل سالگی دیدیم که کارمندانی از نظر فرهنگی خودباخته هستند که هرجا "د" ندیده‌اند، برساخته‌اند و زبان گیلکی که از نظر تکامل از سایر زبان‌ها جلوتر است را با تزیین به "د" فارسیزه کرده‌اند. تمام تابلوهای محل را به رودبارتان تغییر داده‌اند. …

ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟

ایران را قوی و عزیز بداریم؛ چراکه عشق به وطن از ایمانِ راستینِ انسان خبر می‌دهد و انسان  مومن، هرگز در خاک وطن، به ذلت و زاری نمی‌میرد تا از ترسِ چنین مردنی، بتواند در عظمت این سخن شک کند. ایران را دوست بداریم؛ چراکه خداوند، دستِ عطوفتِ بی‌نهایتِ خویش را بر سر طبیعتِ پرشکوه آن کشیده است و جای‌جایِ آن ‌را به مظهر زیبایی و زیبایی‌دوستیِ خویش تبدیل کرده است. ایران را دوست بداریم؛ چراکه این‌جا، همیشه در طول تاریخ، زادگاه گروه بزرگی از باایمان‌ترین و سخت‌کوش‌ترین زنان و مردانِ مومن به اندیشه‌ی حق، به…

کاهش تسهیلات ، نارضایتی خریداران

بازار مسکن در ایران سال‌هاست که با کمبود عرضه، جهش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید خانوارها دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی، نقش بانک مسکن به‌عنوان تنها بانک تخصصی حوزه مسکن بیش از همیشه اهمیت دارد. اعلام ناترازی بانکی صرفا یک هشدار ساده در بخش حسابداری بانکی نیست بلکه نشانه ای از اختلال مهم ساختاری در وضعیت منابع و مصارف و اخطاری جدی در خصوص ظرفیت تسهیلات‌دهی بانکی و پایداری ترازنامه است. این مهم در خصوص بانک مسکن که پرچم‌دار پرداخت تسهیلات بلند مدت جهت تامین مسکن خانوارهای ایرانی است به صورت مضاعف بروز خواهد کرد .…

امیدی که در دل زیرساخت‌ها ساخته می‌شود

شهرها فقط در روزهای آرام ساخته نمی‌شوند؛ بخش مهمی از هویت آن‌ها در لحظه‌های دشوار شکل می‌گیرد. تاریخ بسیاری از شهرهای جهان نشان می‌دهد که بحران‌ها از جنگ و ناامنی گرفته تا بلایای طبیعی و اختلالات اقتصادی همواره بخشی از تجربه زیست شهری بوده‌اند. در چنین شرایطی، آنچه سرنوشت شهر را تعیین می‌کند تنها شدت بحران نیست، بلکه توانایی شهر برای ادامه دادن، سازگاری و بازسازی است. این همان مفهومی است که در ادبیات برنامه‌ریزی شهری با عنوان «تاب‌آوری شهری» شناخته می‌شود. تاب‌آوری شهری به معنای ظرفیت یک شهر برای…

رسم دیرین رشت حتی در ایام جنگ

از غرب مازندران تا غرب گیلان، گمج فقط یک ظرف نیست، تکه‌ای از حافظه‌ی خانه است. این ظرف سفالی ساده، در فرهنگ مردم شمال تنها به آشپزخانه محدود نمانده، در فولکلور و زبان هم جای خودش را باز کرده است. در گیلان به آدم ساده‌ لوح گمج می‌گویند و اگر تازه‌وارد کاری باشید یا کار را چنان که باید از آب درنیاورید، گمج محسوب می‌شوید. و وقتی دو نفر چنان جور می‌شوند که هم‌پیاله هستند و هم‌فکر و هم‌کیش، ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: گمج چرخید و نوخون خودش را یافت. نوخون همان سر گمج است، همان در سازگار. چیزی در مایه‌ی جور شدن در و…

بازاریان بلاتکلیف مانده‌اند

درنوشتار حاضر سعی شده است با بیان ابعاد حقوقی واقعه آتش سوزی بازار رشت و مشکلات بازاریان بعد از تاریخ 18 دی ماه 1404 مورد بررسی قرارگیرد تا با واگویی مطالب درحد بضاعت کمکی در جهت رفع موانع و شاید اقدامات مورد لزوم صورت پذیرد. بر اساس شواهد عینی و گواهی رشتوندان، مورخه 18 دی ماه 1404 ساعت 20 کمی بیشتر، مسجد حاج مجتهد رشت واقع درخیابان شهید شریعتی رشت توسط افراد ناشناس دچارحریق می‌گردد . پس ازشروع آتش سوزی زبانه آتش از دو سمت جنوب و شرق مسجد به مغازه‌های مجاورگسترش می‌یابد و نظربه وجود اجناس در دکاکین…

راه رفتن روی لبه‌ی باریک امید

واپسین روزهای اسفند است، شهر انگار زیر پوستی نازک و ترک‌ خورده نفس می‌کشد، پوستی که هم از سرما سفت شده، هم از گرانی و خبر های نگران‌کننده جنگ کش آمده. خیابان‌ها شلوغ‌ هستند، اما این شلوغی آن شلوغی بی‌خیال سال‌های دور نیست، بیشتر شبیه رفت‌وآمدی است که آدم‌ها با آن می‌خواهند ثابت کنند هنوز چیزی از ریتم زندگی باقی مانده. باد آخر سال، بوی زندگی با خودش می‌آورد و لابه‌لای شاخه‌های خشک درختان می‌پیچد. دور می‌شود. در هر قدم، صدای کفش‌ها روی آسفالت و در هر نگاه، هراسی کم‌ رنگ اما سمج دیده می‌شود، هراسی که اسمش را کسی…

زردی من از تو، سرخی تو از من

«زردی من از تو، سرخی تو از من»، «غم برو، شادی بیا» و «محنت برو، روزی بیا»، از جمله اشعاری است که قدیمی‌ها، در شب چهارشنبه‌سوری با خود زمزمه می‌کنند. از گذشته تا حال در ایران رسم بر این بود که مقارن چهارشنبه آخر سال، خانواده‌های ایرانی به یمن رسیدن آوای بهار، از روی کپه‌های خار و گزن افروخته شده می‌پریدند. باور ایرانیان بر آن است که مراسم سه‌شنبه‌شب آخر سال، ریشه در اساطیر و فرهنگ ملی آنان دارد. این آیین نیز چونان: مهرگان، سده و نوروز  دارای رسوم خاص خود بوده و با آرامش و شادی در این روز برپا می‌شده است.…

وعده‌های بی سرانجام؛ دست های بازار خالی ماند

دو ماه پس از آتش‌سوزی بازار رشت، اندک امیدی هم اگر به بازار شب عید بود در ناامیدی و سوگواری مردمان شهر در فراق جوانانشان کمرنگ شد و در آغاز جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران رنگ باخت. اما در کنار این‌ها وعده‌های زمین مانده‌ ادارات، بانک‌ها و بیمه ها آزاردهنده تر بود. ذات بازار محافظه کاری و نجابت است. چندانکه در هیچ برهه‌ای از تاریخ، به تجمع و فریاد مشتاق نبود. چه آنکه، فریاد و بلوا در بازار اعتبار نمی‌آورد. سکوت است که اعتبار دارد. اینجا معرکه بورس نیست که فریاد بزنید. وعده اولیه دولت با شناخت نسبی از بازار…

درخت، روایتِ سبز ایستادگی

درخت در فرهنگ ایران باستان، نمادی از حیات، پایداری و پیوند با جهان معنوی بوده است. از نخستین روزهای تمدن ایرانی، طبیعت و به‌ویژه درختان جایگاهی مقدس در ذهن و دل مردم داشته‌اند. این نگاه ریشه در اسطوره‌ها، آیین‌ها و حتی باورهای دینی ما دارد. در بسیاری از متون کهن، درخت به‌عنوان نماد باروری، آرامش و نیروی جاودانه‌ی طبیعت معرفی شده است. در ایران باستان، هر فرد هنگام تولد فرزندش موظف بود، یک نهال سرو بکارد و درخت را به اسم فرزندش بنامد. ارزش درخت در ایران چنان بود که اگر کسی درختی را می‌شکست و به آن یا آسیب…