آرشیو برچسب

یادداشت خصوصی

یرما؛ زنی در آستانه‌ی فصلی سرد

«این کیست؟ این کسی که تاج عشق به سر دارد و در میان جامه‌های عروسی پوسیده است» «یرما»، شخصیت زن نمایش لورکا که اخیرا به کارگردانی حسین زینالی در انزلی روی صحنه رفت، انگار همان زن تنهای فروغ است؛ زنی در آستانه‌ی فصلی سرد. نمایش بیش از آن‌که داستان زنی باشد که در حسرت فرزند می‌سوزد، روایت مواجهه با انسانی است که میان خواستن و آنچه جامعه از پیش برای او تعیین کرده، گرفتار شده است. گویی «زن تنها»ی فروغ، این بار نه در لابه‌لای سطرهای یک شعر، که بر صحنه تئاتر ایستاده است. از این رو، یرما را…

بیضایی؛ موقعیتی نمادین درتئاتر و سینمای مولف ایران

پدیده‌ مرگ از منظر توقف زیستی جسم هرچند در منطق بیولوژیک انکارناپذیر است اما مرگ انسانی چون بهرام بیضایی به عنوان گسست یک سوژه‌ی نمادساز از شبکه‌ی معنا اشتباه است. بیضایی مانند شعرای اساطیری ایران همچون فردوسی، حافظ، و سعدی خیام و مولانا و دیگر ارواح بزرگ هر سرزمین، تنها متعلق به زمانه‌ خودش نیست. بلکه زیست نمادین‌اش موجب می‌شود تا گسست حافظه جمعی تاریخی یک ملت را در خلاءهای زمانی پیوند ببخشد. از همین رو بیش از آن که این زنده‌یاد، جسمی فناپذیر باشد ماهیتی همچون زمان دارد و زمان را نمی‌شود دفن کرد. …

در مدح حداقل‌های شفافیت

گفت‌وگوی اخیر "دکترمحمد فاضلی" با "نرگس آذری" کارشناس حوزه پسماند و محیط‌زیست درباره پسماند را دیدم. گفت‌وگویی قابل تامل بود، اما چیزی که برای من بیش از محتوای آن اهمیت داشت، پرسشی بود که بعد از دیدن آن دوباره در ذهنم شکل گرفت: آیا واقعا مساله پسماند گیلان، نداشتن ایده و نداشتن مطالعه است؟ به گمان من، پاسخ روشن است: نه. گیلان سال‌هاست درباره پسماند حرف می‌زند. درباره سراوان، شیرابه، دفن، تفکیک از مبدا، زباله‌گردی، اقتصاد پسماند، ظرفیت کارخانه‌ها، حمل ‌و نقل، قراردادهای پیمانکاری، مشارکت مردم، گردشگری و حتی آثار…

آن‌گاه که تنبک گریست

یک سال از درگذشت بهمن رجبی، مردی که مکتب عشق را در موسیقی بنا نهاد، می‌گذرد. او همچون شاعری عاشق، عشق را در برگ‌برگ نت‌های موسیقی نوشت؛ آن را ساخت و نواخت و با نگاه و شیوه‌ای نو، مسیر تحول و تکامل تنبک‌نوازی را دگرگون کرد. او با نواختنش حس تازگی و شکوفایی این ساز منزوی شده در دوران نه چندان دور را، نمایان ساخت، حسی توام با تکنیک، خلاقیت، نوآوری با ریز‌های شانزده‌گانه، گفتگوی چپ و راست. او حتی پا را فراتر نهاد و با تجسم ریتمیک قطعات با تنبک، مقام این ساز کوبه ای را ارتقاء داد. چه کسی می‌تواند بدون…

شهریور همچون شهریور

نیما فرید مجتهدی- سمانه نگاه| تغییراقلیم و تغییر الگوهای جوی در جهان و ایران سبب شده که نه تنها بسیاری از رفتارهای آب و هوایی بهم بخورد و از الگوهای بلندمدت پیروی نکند، بلکه کاستی و تاخیرها باعث شده رفتارهای معمولی جو از خاطر مردم برود، انتظارها برآورده نشود و غافلگیریهایی در مکانها و زمان‌های نامرتبط اتفاق افتاد. باری بارش ۱۶ الی ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ با تمام هیجان و تبعاتی که به بار آورد، پدیده‌ای مختص به همین مکان و همین زمان بود، تنها انگار ما فراموش کرده‌ایم که شهریور گیلان، شروع پاییز است و اصلا خود پاییز بود.…

درس‌هایی از جنگ برای صلح

تا پیش از تهاجم و تجاوز تیرماه سال گذشته آمریکا و اسرییل به ایران و آغاز جنگ تحمیلی دیگری در کشور، جنگ هشت ساله ایران و عراق مهم‌ترین تجربه جنگی در ایران معاصر محسوب می‌شد. تجربه‌های تلخ و درعین حال پر غرور آن جنگ که درصد کمی از هم میهنان امروزی ما آن را عملا تجربه کرده‌ و به یاد دارند بالقوه می‌توانست برای هر کشوری پشتوانه ده‌ها و بلکه صدها سال درس آموزی برای آینده در پی داشته باشد. درس‌هایی مبتنی بر ضرورت همزمانی و همپوشانی غرورملی و اقتدار نظامی و دفاعی با هوشمندی و توازن در سیاست داخلی و خارجی.…

شهر باران یا شهر باران‌زده؟

از ابتدایی‌‌ترین تعاریفی که درباره شهر‌های گیلان شنیده‌ایم، همواره «اقلیم معتدل و مرطوب» و «بارش فراوان» بخشی از این توصیف بوده است. باران در این سرزمین تنها یک پدیده اقلیمی نیست؛ بخشی از حافظه، فرهنگ، معماری، اقتصاد و حتی تصویر ذهنی ما از شهر است. در مورد رشت، این پیوند حتی به سطح برندینگ شهری نیز رسیده است؛ «شهر باران» عنوانی است که سال‌ها برای معرفی مرکز گیلان به کار رفته و به‌تدریج به بخشی از هویت عمومی آن تبدیل شده است. اما اینجا یک پرسش جدی شکل می‌گیرد: چگونه شهری که باران یکی از شناسه‌‌های…

واپسین بغل کردن دنیا

روز شنبه چهاردهم شهریورماه یک‌‌هزار و چهارصد وپنج خورشیدی، جواد مجابی هنرمند ایرانی دنیا را بدرود گفت. می‌‌گویم هنرمند چون او به تمامی آمیخته با هنر بود. شاعر و نویسنده و مقاله‌‌نویس بود. در نقاشی و هنرهای تجسمی دست داشت و در نقد هنری نامی بود شناخته‌‌شده. مردی پیوسته‌‌کار و امیدوار که هرگز از آفرینش دست نکشید و زندگی را غنیمتی دید برای دیدن و آفریدن و سنجیدن. آفرینش‌‌های هنری او همواره توجه مخاطبین‌‌اش را به خود کشانده و به درستی از تحسین بهره برده است. در روزگاری که ما زندگی می‌‌کنیم با چند کلیک…

تشدید فقر، محرومیت از انرژی

در تابستان امسال با دو مساله «قطع برق» و «افزایش اجاره» روبرو شدیم. «انرژی» و «مسکن» چه ارتباطی به «سیاست‌گذاری‌های اجتماعی» دارد؟ در بخش مسکن تفاوت پرداخت بابت مصرف انرژی در سطح خانوارها‌ی کم‌درآمد و پر‌درآمد به مجموعه‌ای از سیاست‌گذاری‌های غیررفاهی بر‌می‌گردد که در سال‌های اخیر موجب تشدید بحرانی به نام نابرابری‌های اجتماعی بین قشر مالک و مستاجر شده است. این بحران را می‌توان ذیل مقوله «فقر انرژی» بررسی کرد. «فقر انرژی» در گرما و سرما در کتاب «راهنمای بین‌المللی سیاست اجتماعی و محیط‌زیست» از آخرین کتاب‌های…

ساخت ‌و ساز پیش از زیر‌ساخت

مساله احمدگوراب را نمی‌توان صرفا با آسفالت چند کوچه، احداث شبکه فاضلاب یا افزایش ظرفیت برق حل کرد. آنچه امروز در این محله دیده می‌شود، محصول یک مساله عمیق‌تر در نظام توسعه شهری رشت است؛ جایی که توسعه کالبدی از ظرفیت زیرساختی و خدماتی پیشی گرفته و الحاق محدوده‌های روستایی به شهر، الزاما به معنای شهری‌شدن کیفیت زندگی در آنها نبوده است. احمدگوراب نمونه روشنی از وضعیتی است که در ادبیات برنامه‌ریزی شهری می‌توان آن را نوعی ناهماهنگی میان توسعه کالبدی و ظرفیت زیرساختی دانست. محدوده‌ای که زمانی ساختار غالبا روستایی،…