ترافیک شهر رشت در سالهای اخیر به یکی از مهمترین چالشهای مدیریت شهری تبدیل شده است. رشد جمعیت، توسعه فیزیکی شهر، افزایش مالکیت خودرو، تمرکز فعالیتهای اداری و تجاری در هسته مرکزی و ورود حجم بالای خودروهای غیربومی، موجب شده است که بخش قابل توجهی از ظرفیت معابر شهری در ساعات مختلف روز اشباع شود.
با اینحال، تجربه جهانی نشان میدهد که حل پایدار معضل ترافیک صرفا با ساخت خیابانهای جدید و افزایش ظرفیت سوارهروها امکانپذیر نیست و نیازمند رویکردی ترکیبی از توسعه زیرساخت و مدیریت تقاضای سفر است.
نخستین اقدام ضروری در رشت، تکمیل و توسعه شبکه رینگ شهری است. در حال حاضر بخش قابل توجهی از سفرهای عبوری و بینمنطقهای ناگزیر از ورود به محدوده مرکزی شهر هستند. تکمیل رینگهای پیرامونی میتواند این سفرها را از مرکز شهر خارج کرده و بار ترافیکی خیابانهای اصلی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
در کنار آن، اصلاح گرههای ترافیکی، بازطراحی تقاطعهای پرحادثه و بهبود هندسی معابر اصلی باید در اولویت قرار گیرد. موضوع مهم دیگر، ایجاد پارکسوارهای شهری در مبادی ورودی رشت است. ورودیهای تهران، انزلی، فومن و لاهیجان ظرفیت مناسبی برای استقرار پارکینگهای بزرگ حاشیهای دارند.
در این الگو، شهروندان و مسافران خودروهای خود را در حاشیه شهر پارک کرده و از طریق ناوگان حملونقل عمومی به مرکز شهر منتقل میشوند. این سیاست در بسیاری از شهرهای موفق دنیا موجب کاهش ورود خودرو به هسته مرکزی و آزادسازی ظرفیت معابر شده است.
با این حال، تجربه مهندسی حملونقل نشان میدهد که توسعه زیرساخت به تنهایی قادر به حل بحران ترافیک نیست. هرگونه افزایش ظرفیت معابر در بلندمدت با پدیده «تقاضای القایی» مواجه میشود؛ به این معنا که ظرفیت جدید به تدریج توسط خودروهای بیشتری اشغال شده و مشکل ترافیک مجدداً بازتولید میشود. بنابراین راهکار اصلی در مدیریت تقاضای سفر نهفته است.
در این چارچوب، توسعه شبکه حملونقل عمومی باید به عنوان ستون اصلی سیاست ترافیکی رشت مورد توجه قرار گیرد. شهر رشت به دلیل ساختار متمرکز شهری، ظرفیت بالایی برای بهرهگیری از خطوط اتوبوس پرظرفیت و منظم دارد. ایجاد خطوط ویژه اتوبوس، افزایش قابلیت اطمینان زمانی سفر و اتصال محلات پرجمعیت به مراکز فعالیت میتواند سهم حملونقل عمومی را به شکل محسوسی افزایش دهد.
همزمان، رشت از معدود شهرهای ایران است که به دلیل توپوگرافی مسطح و فاصله نسبتاً کوتاه سفرهای درونشهری، ظرفیت بسیار مناسبی برای توسعه دوچرخهسواری دارد. اما شرط موفقیت این سیاست، ایجاد شبکهای پیوسته، ایمن و متصل است. مسیرهای پراکنده و جزیرهای تأثیر چندانی بر الگوی سفر شهروندان نخواهند داشت. همچنین توسعه پیادهراهها، بهسازی مسیرهای دسترسی و افزایش ایمنی عابران پیاده باید بخشی از راهبرد حملونقل پایدار شهر باشد.
در کنار این اقدامات، مدیریت پارکینگ نیز نقشی کلیدی ایفا میکند. کنترل پارک حاشیهای، قیمتگذاری هوشمند پارکینگها و کاهش توقفهای طولانیمدت در معابر مرکزی میتواند از حجم قابل توجهی از ترافیک غیرضروری جلوگیری کند.
در نهایت باید پذیرفت که درمان ترافیک رشت در ساخت پروژههای عمرانی منفرد خلاصه نمیشود. راهحل واقعی، ترکیبی از تکمیل رینگهای شهری، توسعه پارکسوارها، تقویت حملونقل عمومی، گسترش شبکه دوچرخه و پیادهمداری و مدیریت هوشمند تقاضای سفر است. تنها با چنین رویکردی میتوان به کاهش پایدار ترافیک، ارتقای کیفیت زندگی شهری و دستیابی به یک نظام حملونقل کارآمد در رشت دست یافت.
*کارشناس ارشد مدیریت شهری