آرشیو برچسب

یادداشت خصوصی

شهر پرده‌ای سیاه بود

کودک که بودم، یک شهر در زندگی‌ام وجود داشت. شهری که پس از هزار شامورتی‌بازی، خواب بعدازظهر را می‌پیچاندم و خودم را از رختخوابی که مادربزرگ برایم مهیا کرده بود، می‌رهانیدم، در ایوان ‌خانه او شروع به ساختنش می‌کردم. شهری بر بسترِ سرزمینِ گُلگُلیِ فرشِ ایوان ‌خانه‌ با دو محله، یک میدان بزرگ و چهار خیابان اصلی که دور شهر می‌چرخیدند و خیابان‌های فرعی که مسیرشان را در میان گل و بوته‌های نقش‌ شده بر سطح فرش پیدا می‌کردند. شهرم گاه عناصر طبیعی چون تپه و کوه را با بلندکردن بخش‌هایی از فرش و چپاندن قاب…

به توسعه نزدیک است یا انتخابات؟

در تازه‌ترین دیدار شهردار رشت با استاندار گیلان، رحیم شوقی بر نقش شورا و مدیریت شهری در تسهیل مسیر توسعه شهر رشت تاکید کرد و گفت: «آیندگان قطعا از این دوره شورا یاد خواهند کرد که توانسته در شرایط پرتنش با همدلی و همراهی، مسیر توسعه را هموار کند، آنچه که امروز مردم نیاز دارند.» وی در ادامه از آزادسازی۶ کیلومتر راه شهری بدون هزینه تملک، احداث بیش از ۱۰ کیلومتر معبر جدید و اجرای ده‌ها پروژه‌ کوچک و بزرگ در سطح شهر خبر داد و افزود: «مجموعه مدیریت شهری رشت در مسیر کار و خدمت در حال حرکت است.» از آغاز مدیریت رحیم شوقی…

سفیرانِ آسمان

در میانِ زندگی روزمره، وقتی پرنده‌ای از بالای سرمان رد می‌شود، معمولا چندان به این‌که از کجا آمده یا به کجا می‌رود، نمی‌اندیشیم. مشغله‌های روزانه آن‌قدر زیاد است که لحظاتی برای مکث و نگاه به آسمان، نادرند. گاهی یک پرستو توجه‌مان را جلب می‌کند یا لک‌لکی روی دودکشِ همسایه می‌نشیند و ما چند ثانیه نگاهش می‌کنیم و بعد به کار خود بازمی‌گردیم. اما همین پرنده‌ها، هر سال دو بار سفری طولانی را آغاز می‌کنند. سفرهایی که گاه از هزاران کیلومتر فراتر می‌رود. از سرما به گرما و از یک قاره به قاره‌ای دیگر و ما از خطرهایی که در…

پایان یک رخوت

ورود پژوهشکده گیلان‌شناسی به دهه دوم فعالیت خود همزمان با تغییر مدیریت آن شاید بهانه‌ای باشد برای مرور یک دهه فعالیت پژوهشکده و اهداف آن. بخشی از فرهنگ گیلان‌زمین به دلیل توسعه نامتوازن در صد سال گذشته هیچ‌گاه به ثبت نرسیده است.‌ تاثیرات متداوم مشروطه، دو جنگ جهانی بین الملل، هجوم قوای شوروی به گیلان، کودتای ۳۲، اصلاحات ارضی و انقلاب بهمن ۵۷ تنها در شصت سال و بلایای طبیعی نظیر زلزله ۶۹ و برف های سهمگین سال های ۵۰، ۸۳ و ۸۶  از جمله این رخدادها هستند که در کنار گذار از سنت به مدرنیته، تخریب و بدون مطالعه و آینده…

مردی از تبار دانایی

درست عمل کردن چه در ساحت فردی و چه در ساحت گروهی و چه در جامعه، بیش از آنکه وابسته به دانش یا تجربه باشد وابسته به ذخیره دانایی است. ذخیره دانایی یک فرد، یک گروه، یا یک جامعه ترکیبی از دانش و تجربه‌های زیستی است. دانش را در مراکز علمی، کتاب‌ها و در حضور اساتید می‌آموزیم. تجربه را در  فراز و نشیب زندگی کسب می‌کنیم. یک جایی در ساختار ذهنی و آگاهی جمعی ما دانش و تجربه‌های زیستی به هم می‌آمیزند و ذخیره دانایی شکل می‌گیرد. ذخیره دانایی فرهنگ را فاخر، علم را نوآور، اقتصاد را درست و سیاست را واقع بین می‌کند. …

رنج بیماری در میدان تحریم و جنگ

وقتی که شعله‌های هولناک جنگ بر نازکای پیکر زندگی و آبادانی داغ می‌نهد، تاب آوردن و ایستادن، زمزمه روزان و شبان آدمی می‌شود.‌ در این میان اما روشن نگاه‌داشتن چراغ امید به زندگی برای آنها که بار گران بیماری را بر دوش خویش دارند، بسیار دشوارتر از دیگران است. کسی نیست که نداند اقتصاد رنجور، تورم، گرانی و کمبود دارو و دلنگرانی برای حوادث آینده، جان‌های بیمار را درچه تنگنای دهشتناکی قرار می‌دهد. واقعیت این است که در صلح یا جنگ، سایه‌ سیاه بیماری که از راه می‌رسد، رنجی گران را بر حیات آدمی حاکم می‌سازد. در این میان یک…

گردشگری به ‌مثابه دماسنج بحران‌ها

گردشگری یکی از پیچیده‌ترین و چندبُعدی‌ترین نظام‌های اجتماعی اقتصادی به‌شمار می‌رود. اهمیت آن فقط به افزایش تولید ناخالص داخلی یا ایجاد شغل محدود نمی‌شود، بلکه این پدیده با شیوه‌های مصرف فرهنگی، جابه‌جایی انسان‌ها و کیفیت روابط میان گروه‌های اجتماعی گره خورده است. از همین‌رو، گردشگری نه‌تنها از تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، بهداشتی و زیست‌محیطی تاثیر می‌پذیرد، بلکه آیینه‌ی تمام‌نمایی از وضعیت پویای جوامع نیز می‌باشد. از ویژگی‌های برجسته‌ی گردشگری، حساسیت بالای آن نسبت به شرایط ناپایدار است؛ به‌گونه‌ای که…

رشت؛ شهری که بحران را به آینده واگذار می‌کند

بعضی بحران‌ها ناگهانی اتفاق می‌افتند؛ یک سیل، یک زلزله یا حادثه‌ای که شهر را یکباره متوقف می‌کند. اما بعضی بحران‌ها آرام رشد می‌کنند؛ آن‌قدر آرام که مدیران به دیدنشان عادت می‌کنند و مردم به تحملشان. بحران پسماند در رشت سال‌هاست از همین جنس شده؛ بحرانی که دیگر فقط یک مسئله خدمات شهری یا محیط‌زیستی نیست، بلکه به نشانه‌ای از فرسایش تصمیم‌گیری در مدیریت شهری تبدیل شده است. کافی است صبح زود مسیر کامیون‌های حمل زباله را در بعضی خیابان‌های شهر دنبال کنید. رشتی که سال‌ها با باران و طراوتش شناخته می‌شد،…

نان بر پهنای باند

شب با همه ترافیک خستگی‌اش، آرام آرام از پشت پنجره بالا می‌آید. به زنی فکر می‌کنم که روی میز کوچک آشپزخانه نشسته چراغ حلقه‌ای هنوز روشن است. همان چراغی که روزگاری سایه‌ها را پس می‌راند و صورت‌ها را برای مشتریان آن سوی شهر و کشور روشن می‌کرد. گوشی می‌لرزد و پیامی کوتاه بالا می‌آید: اتصال برقرار نیست. دوباره. لبخند حرفه‌ای که سال‌ها در آینه تمرین شده، می‌ماسد. جاییکه یک نفر با عصا یا روی صندلی چرخ‌دار با انگشتانی که به اندازه روزهای زمستان سرد نشده‌اند، عکس می‌گرفت، کپشن می‌نوشت، سفارش می‌گرفت، بسته‌بندی می‌کرد به…

خط نامریی شکاف طبقاتی

رفیق داری؟ اینترنت داری، رفیق نداری؟ بی‌خیال شو! در گذشته که زندگی می‌کردیم، به یاد دارم اگر ساعت‌ها یا حتی روزها اینترنت قطع می‌شد، تنها عده معدودی آن هم بعد از مدتی، متوجه این موضوع می‌شدند. زمانی که کارها با پست، فکس و تلفن راه می‌افتاد و دانشجویان بیشتر وقت خود را با کتابِ باز می‌گذراندند، واقعا «بود و نبودِ» اینترنت تاثیر چندانی بر زندگی مردم نداشت. اینترنت بیشتر شبیه یک هدیه اضافه به حساب می‌آمد، نه چیزی در حد و اندازه جان آدمی. اما حالا چطور؟ زندگی امروزه ما تقریبا در همین خط نامریی خلاصه شده است؛…